هَٰذَا مِن فَضْلِ رَبِّي
7089 دفعه خوانده شده کد مطلب : 10106

تحلیل انیمیشن Cloudy with a Chance of Meatballs 2

 

بسم الله الرحمن الرحیم

سفر به جزیره غذاناسورها!!

* درخواستی کاربران

پس از عرضه قسمت اول انیمیشن نسبتا موفق "ابری با احتمال بارش کوفته قلقلی" (Cloudy with a Chance of Meatballs) توسط شرکت سونی پیکچرز (Sony Pictures Animation) در سال 2009، هیچکس فکر نمی کرد که سازندگان آن برای ساخت قسمت جدید، برنامه ای داشته باشند.
اما این اتفاق افتاد و در سال 2013 قسمت دوم این انیمیشن به اکران عمومی درآمد و همانطور که انتظار می رفت، با استقبال چندانی از سوی مخاطبان مواجه نشد.
داستان قسمت جدید درست پس از ماجرای قسمت اول دنبال می شود. مخترع جوان، فلینت لاکوود (Flint Lockwood) پس از اختراع دستگاه "تولید غذا از آب"! با نام اختصاری فلدسمدفر (FLDSMDFR) و شروع بحران غذاهای غول آسا، اقدام به نابودی دستگاه می کند و جزیره محل سکونت خود سوالو فالز (Swallow Falls) را از ویرانی نجات می دهد.
در قسمت دوم انیمیشن می بینیم که برخلاف تصور، فلدسمدفر که در چاله آبی درون جزیره سقوط کرده بود فعالیت مجدد خود را آغاز کرده و اینبار به دلیل نامعلومی (هیچگاه علت این وضع در انیمیشن توضیح داده نمی شود) اقدام به خلق امپراطوری غذاهای زنده و باهوش خود می کند!

Loobia

درون جزیره سوالو فالز مردم درصدد پاکسازی غذاهای باقیمانده از طوفان غذایی فلدسمدفر هستند که ناگهان سرو کله سفینه ای عجیب پیدا شده و شخصیت محبوب دوران کودکی فلینت، یعنی چستر وی (Chester V) از آن خارج می شود. چستر، مدیر شرکت زندگی (Live)، مخترعی بزرگ در صنعت محصولات غذایی و الگوی فلینت در بین نخبگان محسوب می شود و حضور ناگهانی او در این جزیره بحران زده، سوال های فراوانی را برای فلینت و سایر مردم جزیره به وجود می آورد.
چستر (البته هولوگرامی از وی) توضیح می دهد که از طرف ایالات متحده ماموریت پیدا کرده تا عملیات پاکسازی جهان از باقی مانده غذاها را مدیرت نماید و در این بین پاکسازی جزیره "سوالو فالز" هم جزو برنامه های او محسوب می شود. او با وعده انجام عملیات در حداقل زمان، از ساکنان جزیره درخواست می کند که برای اسکان موقت به سواحل آفتابی "سن فرانخوزه" نقل مکان کنند تا در این بین نیروهای متخصص به پاکسازی جزیره مشغول شوند.
البته در این بین چستر خبر غافلگیرکننده ای هم برای فلینت دارد. او از فلینت دعوت می کند تا در آزمایشگاه مخصوص او مشغول به کار شده و شانس خود را برای عضویت دائمی در آزمایشگاه امتحان کند.

Tarke-Jazireh

بدین ترتیب عملیات پاکسازی جزیره آغاز می شود و همه اهالی جزیره به "سن فرانخوزه" نقل مکان می کنند و هر یک در شغلی (غیر از شغل اصلی خود) مشغول به کار می شوند. (باز هم موضوع مهاجرت اجباری یک گروه از مردم و اشتغال آن ها به کارهایی پست! این موضوع شما را به یاد چیزی نمی اندازد؟)
فلینت هم با راهنمایی بارب- بوزینه سخنگو ودستیار ارشد چستر- وارد آزمایشگاه شده و برای اثبات قابلیت های خود، مشغول به کار می شود. شش ماه از حضور ساکنان جزیره در "سن فرانخوزه" می گذرد، اما هنوز عملیات پاکسازی در جزیره "سالو فالز" به پایان نرسیده و از طرفی مراسم اهدای لباس (مراسمی برای استخدام دائمی دانشمندان) هم در آزمایشگاه Live در حال برگذاری است.

Monk

فلینت خود را بخت اول این مراسم می داند، اما در آخرین لحظه فرد دیگری به جای او معرفی شده و فلینت سرخورده به خانه باز می گردد. پس از پایان مراسم، بارب گزارشی به چستر ارائه می دهد و اعلام می کند که همه دانشمندان اعزامی آن ها به جزیره "سالو فالز" ناپدید شده اند و پروژه آن ها شکست خورده است.
چستر که نقشه های خود را بر باد رفته می بیند، تصمیم می گیرد تا از فلینت ساده لوح که به خوبی با جزیره هم آشنایی دارد برای ادامه عملیات استفاده نماید.
او فلینت را فراخوانده و به او توضیح می دهد که در حین عملیات پاکسازی اتفاق غیرمنتظره ای رخ داده و غذاها به شکل باورنکردنی ای جان گرفته و دارای هوش شده اند! او همچنین توضیح می دهد که غذاهای مهاجم قصد دارند تا با فراگیری شنا، جزیره را ترک کرده و به کشورهای دیگر حمله کنند؛ از جمله به مجسمه بانوی آزادی در ایالات متحده!!!

Azadi

گفتن همین جمله کافی است تا فلینت ماموریت چستر را بپذیرد و عازم جزیره شود! طبق نظر مشترک آن دو، دستگاه فلدسمدفر دوباره فعال شده و اینبار اقدام به خلق خوراکی های هوشمند نموده است. حال ماموریت فلینت یافتن فلدسمدفر و نابودی آن از طریق اتصال "یو اس بی" ساخت شرکت چستر است.
تیم عملیاتی فلینت (پدر، سم، استیو، ارل، مانی و برنت) عازم جزیره "سالو فالز" شده و در آنجا با اکوسیستمی جدید که ساخته فلدسمدفر است مواجه می شوند.

Jurasic-Park-1

جزیره به شدت شبیه به جزیره فیلم پارک ژوراسیک کار شده و ارجاعات زیادی از آن فیلم در این انیمیشن وجود دارد.

Jurasic-Park-2

با ورود تیم عملیاتی، جستجو در جزیره آغاز می شود. آن ها طی جستجوهای خود موفق به یافتن توت فرنگی زنده ای می شوند که نام "بری" را برای او انتخاب می کنند. بری با دیدن فلینت مدام او را "اون" خطاب می کند و این موضوع باعث تعجب اعضای گروه می شود.

Jurasic-Park-3

با پیشرفت عملیات، سر و کله چستر، بارب و تیم امنیتی شرکت Live هم در جزیره پیدا می شود. چستر سعی می کند فلینت را از گروه جدا کرده و او را در راه تحقق اهداف خود هدایت کند، از طرفی سم هم سعی می کند نگاه فلینت را نسبت به وقایع موجود واقعگرایانه نماید.

Jurasic-Park-4

در این کشمکش سرانجام چستر پیروز می شود و فلینت از گروه خود جدا شده و به همراه چستر و بارب به دنبال فلدسمدفر می رود. افراد گروه فلینت هم تصمیم به بازگشت می گیرند که ناگهان رازهای مهمی برای آن ها آشکار می شوند. اول این که موجودات جزیره برخلاف گفته های چستر به هیچ وجه مهاجم و خطرناک نیستند و فقط به جلیقه های شرکت Live واکنش منفی نشان می دهد.

Godzila

دوم این که این غذاهای هوشمند در قالب اجتماعات خانوادگی زندگی می کنند و روابط خانوادگی در میان آن ها وجود دارد! (البته در ادامه می بینیم که زاد و ولد آن ها از رطیق فلدسمدفر صورت می گیرد و او به صلاح دید خود برای موجودات، فرزند خلق می کند!) سوم این که ماهیت اصلی شرکت Live برخلاف معنی آن (زندگی)، ماهیتی پلید است و نام واقعی آن Evil، (معکوس واژه Live)، به معنی پلید است! (دلیلی بر رد آرمانشهر- در ادامه توضیح بیشتری داده خواهد شد)

Evil

اما با آشکار شدن این حقیقت اعضای گروه توسط نیروهای امنیتی چستر بازداشت شده و به آزمایشگاه او منتقل می شوند.
در طرف دیگر، فلینت سرانجام موفق به یافتن فلدسمدفر می شود. دستگاه در موقعیتی خاص، درون چاله ای لوبیا شکل و مملو از آب قرار گرفته و با توجه به اکوسیستم ویژه به وجود آمده اقدام به خلق غذاهای زنده می کند! فلینت با دیدن این صحنه قانع می شود که نابودی دستگاه اشتباهی بزرگ خواهد بود و از این کار منصرف می شود. اما چستر خود دست به کار شده و با اتصال یو اس بی به دستگاه، آن را مجددا برنامه ریزی کرده و دستگاه را به آزمایشگاه خود منتقل می کند.
چستر اعتراف می کند که از همان ابتدا موضوع پاکسازی جزیره دروغ بوده و هدف او از این برنامه به دست آوردن فلدسمدفر و ارائه نسخه 8 ام از محصول غذایی ویژه خود بوده است!!! چستر سعی می کند فلینت را از بین ببرد، اما او توسط غذاهای زنده نجات پیدا می کند.

Noskheye-8

در این بخش هم یکی دیگر از رازهای داستان برملا می شود؛ فلینت از طریق تلویزیون قدیمی خود که برنامه ای از وی را پخش می کند در می یابد که منظور میوه ها از گفتن کلمه "اون"، در حقیقت خود فلینت است که به علت خرابی بخشی از فیلم، مدام کلمه اون را تکرار می کند. درواقع میوه ها او را همچون یک خالق مورد احترام قرار می دهند و از او به عنوان "اون" یاد می کنند و برای او احترام ویژه ای قائلند!!!

Tv

فلینت به میوه ها توضیح می دهد که وی درواقع یک انسان معمولی است که دستگاه فلدسمدفر را اختراع کرده و حالا برای نجات دوستانش به کمک نیاز دارد (در اصل وی خلق فلدسمدفر را یک اشتباه دانسته و به وجود آمدن آن ها را یک اتفاق پیش بینی نشده مطرح می کند. نظریه ای که برخی از دانشمندان غربی درمورد خلقت انسان به آن باور دارند و خلقت را نه هدفمند، بلکه اتفاقی بیان می کنند).
* در اینجا کارگردان با ساخت صحنه ای شبیه به فیلم آواتار، علاقه خودش نسبت به این فیلم را بیان می دارد (در این صحنه توت فرنگی همانند ناوی، حرف های فلیت را برای غذاها ترجمه می کند)

Tarjomeh

با کمک پدر و غذاها، فلینت خودش را به آزمایشگاه چستر می رساند و با او درگیر می شود. پس از یک کشمکش طولانی، سرانجام چستر توسط یک ساندویچ عنکبوتی خورده می شود و فلینت موفق می شود فلدسمدفر را به مکان قبلیش منتقل کرده و دوباره حیات را به جزیره بازگرداند...
فیل لورد (Phil Lord) و کریس میلر (Chris Miller) برای خلق داستان قسمت دوم انیمیشن، بیشتر تمرکز خود را اینبار بر نقد آرمانشهر قرار داده اند و برای این منظور از فاکتورهای موجود در داستان "جادوگر شهر آز" به مقدار زیادی بهره برده اند. استفاده چستر از عینکی با شیشه های سبز، اوتوبوسی که شیشه های سبز دارد، آسانسورهای سبز رنگ و در نهایت ساختمان آزمایشگاه که به رنگ سبز کار شده اند اشاره ای به ماهیت آرمانشهر موجود در داستان جادوگر شهر آز دارند.
در داستان کلاسیک جادوگر شهر آز، جویندگان (زائران- شامل دختر بچه، شیر، مترسک و آدم آهنی) برای یافتن آنچه آن ها را در جایگاه آرمانی خود تعریف می کرد سفری به آرمانشهری به نام آز (یا شهر زمرد) را آغاز می کنند تا در آنجا با جادوگر بزرگ دیدن کرده و از او قابلیت های آرمانی خود را طلب کنند.

Range-Sabz

آن ها پس از رسیدن به شهر آز با موضوع عجیبی روبرو می شوند؛ همه افراد برای ورود به شهر باید از عینک سبز رنگ استفاده کنند. آن ها با زدن عینک های سبز رنگ به چشم وارد شهر زیبا و رویایی زمرد می شوند، اما کنجکاوی آن ها و پس از آن برداشتن عینک موجب می شود تا حقیقت شهر زمرد فاش شود. درواقع شهر زمرد شهری بسیار معمولی و ساده بود که فقط به واسطه زدن عینک سبز (عینک خوشبینی) زیبا و زمردین به نظر می رسید! جادوگر شهر آز هم درواقع شعبده بازی بازنشسته و پیر بود که فقط با شعبده های سرگرم کننده مردم را گول زده و باور حضور در آرمانشهر را به آن ها القاء می کرد. جویندگان متوجه می شوند که آنچه را که در این سفر دنبال آن بودند و از جادوگر آز طلب می کردند، درواقع از ابتدا در اختیار داشتند و خود متوجه آن نبودند...
در قسمت دوم انیمیشن "ابری با احتمال بارش کوفته قلقلی" هم چستر وی در نقش جادوگر آز و آزمایشگاه او حکم شهر زمرد را دارد. فلینت هم سالک این راه محسوب می شود که در انتها درمی یابد آنچه را که از چستر می طلبید درواقع در وجود خود او نهفته بود و از آن غافل شده بود. فلینت درواقع مخترعی بزرگ است، اما عدم خودباوری وی باعث شده بود که به دنبال تایید چستر باشد.

Jobs1

درمورد شخصیت چستر هم نکاتی وجود دارد:
اول این که این شخصیت قرابت نزدیکی با فرهنگ بودیسم دارد و این موضوع را می توان از صحبت ها و حرکات او به راحتی متوجه شد. نکته بعد، شباهت چستر به شخصیت استیو جابز است! جدای شباهت های ظاهری، او همانند جابز مدیریت یک شرکت بزرگ و معتبر را عهده دار است و به دنبال عرضه نسخه 8 ام محصول غذایی خود است! این درحالی است که عبارت "نسخه جدید" یک محصول به هیچ وجه برای محصولات غذایی به کار نمی رود.

همچنین بودیسم بودن جابز هم به این فرضیه بیشتر دامن می زند. شاید کارگردان انیمیشن با انتقاد از جابز و محصولات او، آرمانشهر رویایی او را نیز زیر سوال برده و او را مانند جادوگر شهر آز مسئول القای توهمی دروغین به جهان می داند!

Bache

نکته بعد درمورد فلدسمدفر و بحث خلق غذا از آب است. ظاهرا خالقان قسمت دوم انیمیشن با نظر به این که دانشمندان منشاء حیات را از آب می دانند و این واقعیت که عامل حیات موجودات پس از آب، غذا است، به این نتیجه رسیده اند که چرا غذاهایی که از آب خلق می شوند حیات نداشته باشند؟!!! با چنین تفکری بود که آن ها اقدام به خلق جهان غذاهای زنده نمودند، غذاهایی که هوشمند هستند و نسبت به خالق اصلی خود احساس ویژه ای دارند!
به عبارت دیگر می توان مسئله را اینطور بازگو نمود که فلینت خالق فلدسمدفر است و فلدسمدفر خالق غذاهای زنده. پس در اصل فلینت خالق این غذاهای زنده محسوب می شود و می توان او را خدای این موجودات دانست!

Mudra

خدایی که وابسطه به تکنولوژی است و در عین حال منجی هم به حساب می آید. چنین دیدگاهی را پیش از این در فیلم متریکس هم شاهد بودیم، با این تفاوت که در اینجا خالق و منجی یک نفر مطرح می شوند و در انتها به جای نابودی تکنولوژی و یا قربانی شدن منجی، زندگی مسالمت آمیز در کنار یکدیگر انتخاب می شود! (چنین دیدگاهی باز هم ریشه در باورهای انحرافی بودیسم دارد. حالا می توان متوجه شد که چرا چستر وی از نمادهای بودیسم استفاده می کند. این اتفاق درحالی است که در این انیمیشن به هیچ وجه نامی از خدا برده نمی شود و به جای آن از عبارت Oh, my gosh، که لحن تمسخرآمیزی از نام خداوند است استفاده شده است.)
در یک نگاه کلی می توان قسمت دوم انیمیشن "ابری با احتمال بارش کوفته قلقلی" را اثری معمولی و سردرگم دانست که به مدد موفقیت نسبی قسمت اول آن، توانسته برای خود اعتباری دست و پا شکسته فراهم آورد.
این اثر نه تنها در انتقال مزامین، بلکه در مبحث سرگرمی هم نتوانسته چندان موفق عمل نماید و بهتر بود که سازندگان از ساخت قسمت دوم آن منصرف می شدند.

کپی‌برداری و نقل تمام یا قسمتی از این مطلب به هر شکل (از جمله برای همه نشریه‌ها، وبلاگ‌ها و سایت های اینترنتی) بدون ذکر منبع و نام نویسنده، ممنوع و حرام است و پی گرد قانونی دارد.

 

1 بار پسندیده شده

15 نظرها

  • علیرضا
    شنبه, 04 ارديبهشت 1395 ساعت 22:46 ارسال شده توسط علیرضا

    جالب بود

  • کیوان
    جمعه, 23 مرداد 1394 ساعت 08:01 ارسال شده توسط کیوان

    بیچاره استیو جابز!!!
    خیلی عالی بود واقعا
    ممنون

  • khosro@
    پنج شنبه, 14 اسفند 1393 ساعت 15:19 ارسال شده توسط khosro@

    آقای بلالی چجوری باید عضو بشیم
    ---------------------
    در قسمت بالای سایت وارد بخش تالار گفتگو بشید و با همین یوز و پسی که ساختید فعالیتتون رو شروع کنید

  • China And Hong Kong Pages On Wikipedia
    شنبه, 05 مهر 1393 ساعت 22:19 ارسال شده توسط China And Hong Kong Pages On Wikipedia

    I really like reading through a post that will make people think.

    Also, thank yyou for allowing for me to comment!

  • the lovely dragon
    یکشنبه, 30 شهریور 1393 ساعت 16:07 ارسال شده توسط the lovely dragon

    I love you.

  • حسین ت
    شنبه, 15 شهریور 1393 ساعت 12:14 ارسال شده توسط حسین ت

    سلام
    چرا خیلی وقته کار جدیدی انجام نمی دهید
    اتفاقی افتاده؟
    -----------------------------
    سلام
    نه فقط کمی سرم شلوغه. ان شاالله به زودی با چند کار جدید به روز می شم.

  • یو پی اس
    پنج شنبه, 13 شهریور 1393 ساعت 08:54 ارسال شده توسط یو پی اس

    Helpful info. Fortunate me I discovered your web site by accident, and I'm surprised why this twist of fate did not happened in advance!
    I bookmarked it.

  • Clinton
    سه شنبه, 28 مرداد 1393 ساعت 08:24 ارسال شده توسط Clinton

    Wow! This could be one particular of the most useful blogs We have ever arrive across on this subject. Actually Magnificent. I am also a specialist in this topic therefore I can understand your effort.

  • Authentic where can i find louis vuitton handbags
    شنبه, 31 خرداد 1393 ساعت 22:26 ارسال شده توسط Authentic where can i find louis vuitton handbags

    Thanks for the sensible critique. Me and my neighbor were just preparing to do some research on this. We got a grab a book from our local library but I think I learned more from this post. I am very glad to see such magnificent info being shared freely out there.
    ---------------------------
    thanks...hope it really can help...the works for reality and truth is not a payment work...but a question..can you read Persian language?

  • soheil
    یکشنبه, 25 خرداد 1393 ساعت 14:24 ارسال شده توسط soheil

    ببخشید دومیش نه سومیش

برای ارسال نظر وارد سایت شوید

آخرین ارسال های انجمن

ارسال مطلب به ما

برای ارسال مطلب جهت انتشار در قسمت "به قلم دوستان" در وب سایت لطفاً مطلب خود را در قالب نرم افزار word همراه با ذکر نام و شماره تماس به نشانی پست الکترونیکی author@vgpostmortem.ir  ارسال نمائید.

جهت دریافت خبر نامه پست الکترونیکی خود را وارد نمایید.

آمار بازدید

02801908
امروز
دیروز
این هفته
هفته گذشته
این ماه
ماه گذشته
مجموع
715
3458
715
2560671
100149
121644
2801908