هَٰذَا مِن فَضْلِ رَبِّي
2825 دفعه خوانده شده کد مطلب : 256

بررسی همه تئوری های موجود در مورد شخصیت ماریو (Mario)

 

بسم الله الرحمن الرحیم
 
ماریو، کمونیست، ماسون یا همجنسگرا؟
 
 
حتم دارم اکثر شما شخصیت ماریو را به خوبی می شناسید و دوران خوشی را با این کاراکتر فانتزی که در کشورمان به "قارچ خور" معروف شده بود سپری کرده اید. این که ماریو کیست و از کجا آمده، مسئله ای است که بارها و بارها در مقالات مختلف به آن پرداخته شده و با یک جستجوی ساده اینترنتی می توان مطالب زیادی درمورد تاریخچه ساخت آن یافت. اما چیزی که من در این متن به دنبال طرح آن هستم، ارائه نگاهی جدید، از زاویه ای دیگر است که می تواند دیدگاه ها نسبت به این شخصیت جهانی و فوق محبوب را دچار دگرگونی نماید!
 
Tarhe-Avaliyeh
 
شخصیت ماریو در ابتدا به عنوان یک نجار در بازی رایانه ای Donkey Kong  معرفی شد که برای نجات دختری که توسط یک میمون غول آسا گرفتار شده بود تلاش می کرد. سپس این شخصیت در سال 1983 در بازی آرکید Mario Brothers، به عنوان یک لوله کش آمریکایی- ایتالیایی معرفی شد و از آن پس، با همین شغل کار خود را ادامه داد!!!
اما پیرامون این شخصیت دوستداشتنی صحبت ها و تئوری های عجیبی وجود دارند که بررسی آن ها خالی از لطف نیست. 
یکی از جدی ترین این بحث ها، ارتباط شخصیت ماریو با کمونیست هاست!!!! به عقیده خیلی ها شخصیت ماریو پروپاگاندای کمونیست ها در دنیای بازی های رایانه ای است. این که این موضوع صحت دارد یا خیر، چیزی است که در ادامه این متن قصد داریم صحت و سقم آن را با هم مورد بررسی و تحلیل قرار دهیم.
 
ماریوی کمونیست!!!
برای بررسی دقیق این موضوع ابتدا لازم است که ابتدا کمی با واژه کمونیست و حواشی آن آشنا شویم. 
 
Communist
 
کمونیسم یک ایدئولوژی است که می‌کوشد بر اساس مالکیت مشترک روش‌ها و ابزارهای تولید و در غیاب مالکیت خصوصی یک سازمان اجتماعی ضد دولت‌گرایی فاقد طبقه‌های اجتماعی را ترسیم کند. کمونیسم را شاخه‌ای از مکتب سوسیالیسم می‌دانند. در برخی کشور ها که شامل چین و خاور جنوبی هستند کمونیسم را دین و مذهبی نو پایه می دانند.
اشکال اولیه سازمان‌های اجتماعی انسانی در مکتب مارکسیسم به «کمون اولیه» مشهور است. با این وجود، کمونیسم یک نوع سازمان اجتماعی را ترسیم می‌کند. در میان کمونیست‌ها مکتب‌های جدیدی شکل گرفته ‌است که می‌توان به مائوئیسم، تروتئیسم، کمونیسم مشورتی، لوگزامبورگیسم، کمونیسم آنارشیست، کمونیسم مسیحی و در نهایت انواع جریان‌های کمونیسم چپ اشاره کرد که دارای تنوع فراوانی است. 
 
اما کمونیسم از کجا و چگونه به وجود آمد؟ 
نیکلای الکساندروویچ رومانوف یا نیکلای دوم (زاده ۱۸مه ۱۸۶۸- مرگ ۱۷ ژوئیه ۱۹۱۸) واپسین تزار روسیه، پادشاه لهستان و گرانددوک فنلاند بود. لقب کاملش نیکولای دوم، امپراتور و فرمانروای مطلق سراسر روسیه بود. او از ۱۸۹۴ تا ۱۹۱۷ - که ناچار به کناره‌گیری شد - به فرمانروایی‌ پرداخته بود. او نشان داده ‌بود که از اداره کشور آشوب ‌زده‌اش و نیز ارتشش که درگیر جنگ جهانی یکم بود ناتوان ‌است. 
 
در سال ۱۹۱۵ سن‌پترزبورگ دچار آشوب ‌شد و گروهی از سربازان سر به شورش برداشتند. تزار به اندرز کسانی که او را به انجام اصلاحات برای پیشگیری از انقلاب می‌خواندند توجهی نکرد. در ۱۹۱۷ پتروگراد (نام تازه سن‌پترزبورگ) کمبود خوراک، مردم را به شورش برای یافتن نیازهایشان بر انگیخت و آن ها طی انقلابی نیکلای را وادار به کناره‌گیری کردند (انقلابی که به فوریه معروف شد). 
 
او در آغاز می‌خواست به سود پسرش الکسی کنار برود، ولی چون او و خانواده‌اش ناچار بودند به تبعید بروند، پزشکان بدو هشدار دادند که پسرش دور از پدر و مادر زمان درازی نخواهد زیست، پس تزار خواست برادرش گراند دوک میخائیل را به جانشینی خود بگمارد. ولی میخائیل پذیرش تاج و تخت را به رای مردم سپرد و پیشنهاد تزار را نپذیرفت. ولی با انقلاب بلشویکی بنیاد سه سده فرمانروایی دودمان رومانوف بر روسیه برچیده شد.
 
در آغاز ماه مارس دولت موقت، تزار و خانواده‌اش را در کاخی در ۱۵ کیلومتری جنوب پتروگراد بازداشت‌ نمود. در اوت ۱۹۱۷ دولت الکساندر کرنسکی تزار و خانواده‌ای را به توبولسک در کوه‌های اورال فرستاد. در اکتبر که بلشویک‌ها بر سر کار آمدند به سخت گیری بر خانواده تزار پرداختند. در این هنگام جنبش سفید به ستیز با انقلاب پرداخت و جنگ درونی همه سویه‌ای آغاز شد. پس تزار و خانواده‌اش را به دژ جنگی یکاترینبورگ که در دست نیروهای بلشویک بود فرستاند و در ۱۷ ژوئیه همان سال در ساعت ۲:۳۳ بامداد نیکلای دوم، همسرش الکساندرا، دخترانش و پسر بیمارش الکسی، به همراه پزشک خانوادگیشان و سه خدمت‌کار ایشان را در زیرزمین آن دژ تیرباران نمودند.
پیکرهاشان را در اسید گذاشتند و بازمانده لاشه‌یشان را به خاک ‌سپردند. هشتاد سال پس از آن در ۱۹۹۸ پیکرهای ایشان شناسایی گردید و در آیینی با حضور بوریس یلتسین با آیین مسحیان دوباره و این بار در سن‌پترزبورگ به خاک‌سپرده شدند.
 
رابطه شخصیت ماریو با کمونیست
 
Range-Ghermez
 
یکی از مسائلی که در رابطه کمونیسم و شخصیت ماریو مطرح است، مربوط به نوع رنگ آمیزی لباس های اوست. رنگ اصلی به کار رفته در طراحی لباس ماریو (کلاه و پیراهن)، رنگ قرمز است. این رنگ از لحاظ سازمانی، رنگ اصلی حزب کمونیست به حساب می آید و در طراحی پوسترهای تبلیغاتی و سازمانی آن ها و حتی در پرچم اتحاد جماهیر شوروی بیشترین کاربرد را دارد. 
 
Propaganda
 
درمورد رنگ سرخ به کار رفته در پرچم اتحاد جماهیر شوروی که رنگ قالب است، اینطور توضیح داده شده است که:
در فرهنگ روسی رنگ سرخ همواره نمادی نیک بوده است. واژه "سرخ" از نظر ریشه‌شناسی با واژه روسی "زیبا" مرتبط است و این اعتقاد به نیک بودن رنگ را می‌توان در میدان سرخ مسکو و عید پاک سرخ (از جشن‌های کلیسای ارتدکس روسیه) دید.
رنگ سرخ پرچم شوروی نماد خون ریخته‌شده کارگران و کشاورزان است و احترامی است به پرچم سرخ کمون پاریس در ۱۸۷۱. ایدئولوژی کمونیسم در این پرچم مشهود است.
ستاره سرخ و داس و چکش نماد کمونیسم وسوسیالیسم هستند.
البته این مورد به تنهایی نمی تواند دلیلی بر این ادعا باشد، به همین دلیل لازم است تا رنگ دیگر لباس ماریو، زمانی که به گل آتش زن مجهز می شود را نیز بررسی کنیم.
 
Bolshevik
 
در این حالت لباس ماریو از دو رنگ سفید و قرمز تشکیل شده است. شاید در ابتدا این تصور حاصل شود که این دو رنگ هیچ ارتباطی به رنگ سازمانی کمونیست ها ندارد، اما با کمی جستجو متوجه خواهید شد که چنین ترکیب بندی رنگی ای درواقع ترکیب رنگ سازمانی بولشویک های لنین است. می بینید که از لحاظ رنگ بندی، ماریو دقیقا بر اساس ایده آل های رنگی کمونیستی طراحی شده است.
 
Kolah
 
اما همه موضوع در رنگ ها خلاصه نمی شود. بیایید با هم نگاهی به کلاه ماریو داشته باشیم. در نگاه اول شاید این تصور ایجاد شود که کلاه ماریو طرحی از یک کلاه ورزشی است. اما با کمی دقت درخواهید یافت که میان این دو نوع کلاه، تفاوت های اساسی چه از لحاظ شکل و چه از لحاظ فرم وجود دارد. 
 
پس با این حساب کلاه ماریو به کدام یک از مدل های کلاه شباهت دارد؟
با توجه به تئوری ارتباط ماریو با حزب کمونیست، بهتر است یکبار دیگر به سراغ آن ها برویم و به دنبال الگویی از این کلاه در میان افراد این حزب بگردیم. 
با یک بررسی ساده می بینیم که این کلاه شباهت عجیبی به کلاه نظامی کمونیست ها دارد! این طراحی، هم از لحاظ فرم و هم از لحاظ پیکر بندی با کلاه استالین (کلاه نظامی کمونیست ها) مطابقت کامل دارد! حتی دایره موجود در وسط کلاه ماریو هم همانند کلاه نظامی استالین طراحی شده است، با این تفاوت که به جای نشان ستاره پنج پر، نشان M روی آن حک شده است.
 
مسئله بعدی درمورد سبیل های ماریوست. به نظر شما چرا کاراکتری که در ابتدا برای کودکان طراحی شده بود، سبیل هایی اینچنینی دارد؟ آیا این سبیل ها هم با حزب کمونیست در ارتباط است؟
 
Sebil
 
همانطور که می دانید یکی از سنت های مرسوم در میان اعضای حزب کمونیست، گذاشتن سبیل های بلند و پرپشت است. حال اگر با دیدی جستجوگرانه، نگاهی به پنج رهبر مشهور کمونیست ها بیندازیم و به سبیل های آن ها دقت کنیم، خواهیم دید که با توجه به یونیفورم وکلاه ماریو، سبیل های او هم شباهت زیادی به استالین دارد! 
 
پس تا به اینجا دیدیم که ظاهر ماریو و رنگ های به کار رفته در لباس های او، ارتباط وی با کمونیست ها را تا حد زیادی تایید می نماید. اما برای نتیجه گیری قطعی این دلایل کافی نیست و نیاز است تا شواهد بیشتری مورد بررسی قرار گیرد. 
برای ادامه تحقیق، بیایید نگاهی به یکی دیگر از شخصیت های این بازی محبوب داشته باشیم. در سری بازی های ماریو، شخصیت واریو، رقیب کلاسیک وی محسوب می شود. این شخصیت منفی دارای ویژگی های منحصر به فردی است که لازم است مورد تحلیل و بررسی قرار گیرند:
 
Wario
 
او فردی بسیار چاق و حریص است، زیاد می خورد و به پول و جواهرات علاقه زیادی دارد. واریو در اکثر بازی های خود به دنبال جمع آوری پول، جواهرات و خوراکی است. به عقیده طرفداران نظریه کمونیست بودن ماریو، خصایص و رفتارهای واریو یادآور نظام کاپیتالیسمی حاکم بر کشور آمریکا است و می توان او را به نوعی نماینده نظام سرمایه داری در این بازی دانست. 
 
حال ببینیم کاپیتالیسم (نظام سرمایه داری) چیست؟
 
Captalism
 
سرمایه‌داری یک نظام اقتصادی است که در آن مالکان خصوصی مالکیت ابزارهای تولید را در اختیار دارند و معمولا از این ابزار برای کسب سود در بازارهای رقابتی استفاده می‌شود.
اقتصاد سرمایه داری عملا بین قرن های ۱۶ و ۱۹ میلادی در انگلیس به تدریج رسمیت یافت. اگرچه شواهدی از دوران بسیار دور نشان می دهد برخی ویژگی های این نظام در دوران خیلی گذشته نیز وجود داشته است. شکل‌های ابتدایی سرمایه داری تجاری (Merchant Capitalism) در اواخر قرون وسطی شکوفا شد.
سرمایه داری از پایان دوره فئودالیسم در دنیای غرب نظام غالب بوده است. به تدریج این نظام از انگلیس به سراسر اروپا گسترش پیدا کرد و مرزهای سیاسی و فرهنگی را از پیش رو برداشت. در قرن های 19 و 20 میلادی سرمایه داری ابزار غالب صنعتی شدن را در دنیا فراهم آورد، اما این ابزار انحصاری نبود. در مقابل كاپيتاليسم، كمونيسم، لنينيسم و استالينيسم قرار دارند.
 
نکات یاد شده می توانند موید این حقیقت باشند که شخصیت واریو به عنوان نماد نظام کاپیتالیسمی، در تقابل و رقابت همیشگی با شخصیت ماریو، به عنوان نماد نظام کمونیستی قرار دارد و در اصل به همین منظور طراحی شده است.  
 
Tahvole-Mario
 
دلیل دیگر بر این ادعا شغل ماریو است. وی در ابتدا یک نجار بود و سپس شغل او به یک لوله کش تغییر پیدا کرد. هر دوی این مشاغل نماینده سندیکای کارگری در حزب کمونیست هستند!! 
و اما دلایل بیشتر...
 
Hammer
 
به سلاح ویژه ماریو توجه کنید... ماریو از چکش برای مبارزه علیه دشمنانش استفاده می کند که این وسیله یکی از اصلی ترین نمادهای حزب کمونیست به شمار می رود. این نماد را می توان در پرچم اتحاد جماهیر شوروی (داس و چکش) به وضوح مشاهده کرد. 
 
درمورد نماد های داس، چکش و ستاره سرخ در پرچم اتحاد جماهیر شوروی اینطور شرح داده می شود که:
چکش نماد کارگران کارخانجات (پرولتاریا) و داس نماد کارگران بخش کشاورزی (دهقانان) بود که در کنار یکدیگر دولت را تشکیل می‌دادند. ستاره سرخ نماد حکومت حزب کمونیست بود. پشت پرچم به‌طور رسمی فقط سرخ بود و فاقد نماد با این حال در عمل پرچم معمولاً طوری ساخته می‌شد که یک روی آن در روی دیگرش نیز دیده شود و بدین ترتیب نماد آن در روی دیگر پرچم و به‌صورت معکوس دیده می‌شد.
 
اما علاوه بر موضوعات مطرح شده در بالا، همچنان دلایل بیشتری برای اثبات این مدعا وجود دارد. 
موضوع قابل بررسی دیگر درمورد دشمن قسم خورده ماریو، لاکپشتی درنده خو به نام "باوزر" یا "پادشاه کوپا" است. 
 
Nicolay
 
طبق مستندات موجود در تاریخ شکل گیری کمونیسم در شوروی، شاهد هستیم که مردم علیه خودکامگی ظلم پادشاه (نیکلای دوم ) قیام کردند و در نهایت با سرنگونی وی، نظام کمونیستی را شکل دادند. یعنی کمونیسم با سرنگونی حکومت پادشاهی به ثمر نشست و اصل نبرد میان رهبران کمونیست با نظام پادشاهی حاکم بود. 
 
خب، حال بیایید نگاهی به بازی بیندازیم، ماریو در انتهای هر مرحله چه می کند؟ او پرچم سبز رنگی را پایین کشیده و به جای آن پرچم خودش را بالا می برد. 
 
Solh
 
روی این پرچم جدید، ستاره سرخی طراحی شده که یکی دیگر از نمادهای حزب کمونیست به شمار می رود. نمادی که نمونه آن را در موارد زیادی از جمله ادوات متعلق به ارتش سرخ روسیه هم می توان به وضوح مشاهده کرد. 
خب، به نظر شما نماد حک شده روی پرچمی که ماریو در پایان هر مرحله آن را پایین می کشد چیست؟ 
به نظر می رسد این نماد، الگویی از نماد صلح باشد که به صورت پیکسلی کار شده است. اگر این فرضیه درست باشد آنوقت موضوع را می توان اینگونه تفسیر کرد که:
ماریو با ساقط کردن پرچم صلح، پرچم نظام کمونیست را بر دنیا حاکم می کند.
 
Setareh
 
اما برای بررسی دقیق تر موضوع ارتباط این بازی با حزب کمونیست لازم است تا باز هم موارد بیشتری را مورد بررسی قرار دهیم. 
موضوع بعدی درمورد قارچ نیروزایی است که باعث بزرگ شدن ماریو و افزایش قدرت او در طول بازی می شود. 
 
Ghach
 
این قارچ خاص با نام علمی آمانیتا موسکاریا (Amanita Muscaria)، نوعی قارچ سمی و توهم زا است که در برخی نواحی سیبری می روید و شیره آن حاوی مواد شیمیایی روانگردان است. مصرف این قارچ حالتی از سرخوشی و توهم را در فرد ایجاد كرده ولی در كنار آن اثرات جانبی ناخوشایندی همچون حالت تهوع، انقباض های عضلانی و افزایش بزاق دهان و عرق بدن نیز اتفاق می افتد. 
همانطور که می دانید، سیبری هم بخشی از روسیه بزرگ (کشور کمونیستی) است. و چرا این قارچ سمی و توهم زا به ماریو قوت می دهد؟ شاید علت آن خاصیت توهم زایی است که در ماریو ایجاد توهم کرده و با خوردن آن خودش را بزرگ و قدرتمند می پندارد!!
 
نکته دیگر درمورد محل تولید بازی ماریو است. اگر بازی ماریو در کشور روسیه و یا آمریکا تولید می شد شاید می شد به راحتی نظریه های مطرح شده را پذیرفت. اما همانطور که می دانید این بازی در کشور ژاپن تولید شده است. 
حال ببینیم آیا کشور ژاپن هم با کمونیست ارتباطی دارد؟ 
 
Japone-Communist
 
با کمی تحقیق و جستجو متوجه خواهید شد که در سال 1950 جنبش کمونیستی در ژاپن از بیشترین طرفدار برخوردار بوده و در این کشور قدرت قابل توجهی داشته و در سال 1970 و 1980 این قدرت به اوج خود در این کشور رسیده بود. 
با نگاهی به سال تولید اولین بازی ماریو در ژاپن (1981)، می توان حدس زد که شاید شیگرو میاموتو، طراح این شخصیت، نیز دارای تفکرات و گرایش های کمونیستی بوده و بر این اساس بازی خود را طراحی نموده است. 
 
لازم به ذکر است که علاوه بر موضوع ارتباط این بازی با کمونیسم، بحث های دیگری از جمله تشویق پنهان هواداران آن به همجنسگرایی نیز مطرح است که این بحث پس از رونمایی از لوگوی قسمت اول بازی Super Mario Galaxy حالتی جدی پیدا کرد. در این لوگو، بالای برخی از حروف، ستاره ای قرار داده شده است که با کنار هم قرار دادن حروف ستاره دار، این جمله نمایان می شود که:
 
You-Are-Mr-Gay
 
You Are Mr Gay
 
شما آقای همجنسگرا هستید!!
 
بحث دیگر هم درمورد ارتباط این بازی با فراماسون هاست. این که چرا یک شخصیت لوله کش دستکش سفید به دست دارد، سوالی است که پاسخ قابل قبولی برای آن وجود ندارد. اما عده ای بر این باورند که این دستکش سفید نمادی از گروه ها و انجمن های سری فراماسونری است که ماریو هم نمایندگی آن ها را به عهده دارد.
 
Dastkesh
 
البته اثبات دقیق این موضوع که ماریو کومونیست، فراماسونر و یا همجنسگراست، تقریبا غیر ممکن است و همه این موارد در حد یک تئوری قابل طرح هستند و نمی توان با قدرت آن ها را تایید و یا به کلی تکذیب نمود. اما مطرح شدن چنین تئوری هایی (هر چند عجیب و غریب) می تواند مجالی باشد برای این که یاد بگیریم تا به مقوله های ساده اطرافمان با دیدی تازه و تیزبینانه تر بنگریم و از کنار همه چیز به سادگی عبور نکنیم.
 
کپی برداری و نقل تمام یا قسمتی از این مطلب به هر شکل (از جمله برای همه نشریه ها، وبلاگ ها و سایت های اینترنتی) بدون ذکر منبع و نام نویسنده ممنوع و حرام است .
 

 

کپی برداری و نقل تمام یا قسمتی از این مطلب به هر شکل (از جمله برای همه نشریه‌ها، وبلاگ‌ها و سایت های اینترنتی) بدون ذکر منبع و نام نویسنده، ممنوع و حرام است و پی گرد قانونی دارد.

1 بار پسندیده شده

نظر دادن

* توجه:
نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نمی‌شود.

4 نظرها

  • Peyman
    پنج شنبه, 05 آذر 1394 ساعت 07:36 ارسال شده توسط Peyman

    ولى در كنار همه اينا و خلق اين شخصيت در دهه ٨٠ ميلادى(اوج جريانات هيپى ها)بيشتر ماريو رو شبيه به اونها ميبينم.گل(ماريجوانا) ميخوره جون گيرش مياد تا تبديل به آشپزى ميشه كه كوفته هاى اتيشى پرتاب ميكنه.قارچ( ال اس دى و ديگر توهم زاهايي با ريشه قارچ و اسيد) ميخوره قوى ميشه و با موجودات عجيب غريب ( تلفيق مثلا لاكپشت و پرنده ) مبارزه ميكنه برا نجات خانوم پرنسس كه ميتونه منظور عشق و صلح رو برسونه كه از المان هاى هيپى گرى بوده.اينم يه تحليل ديگه،كافيه چشمارو باز كنيم...

  • dathush17
    جمعه, 05 دی 1393 ساعت 21:34 ارسال شده توسط dathush17

    خسته نباشید
    تازه اشنا شدم با سایتتون
    تحلیلاتون حرف نداره عالیست ادامه بدین با قوت.
    ------------------
    سلام
    ممنون

  • mo
    سه شنبه, 27 اسفند 1392 ساعت 10:11 ارسال شده توسط mo

    کلا سایت ردیفی دارین!

  • amir
    یکشنبه, 20 بهمن 1392 ساعت 19:48 ارسال شده توسط amir

    سایتتون معرکه است. هرچقدر هم بگم بازم کمه. واقعا خسته نباشید...

آخرین ارسال های انجمن

ارسال مطلب به ما

برای ارسال مطلب جهت انتشار در قسمت "به قلم دوستان" در وب سایت لطفاً مطلب خود را در قالب نرم افزار word همراه با ذکر نام و شماره تماس به نشانی پست الکترونیکی author@vgpostmortem.ir  ارسال نمائید.

جهت دریافت خبر نامه پست الکترونیکی خود را وارد نمایید.

آمار بازدید

02570284
امروز
دیروز
این هفته
هفته گذشته
این ماه
ماه گذشته
مجموع
2225
3971
25538
2306258
103374
119901
2570284