هَٰذَا مِن فَضْلِ رَبِّي
2807 دفعه خوانده شده کد مطلب : 270

تحلیل دموی پروژه کارا

 

بسم الله الرحم الرحيم
 
پروژه کارا
 
 
سرانجام پس از ماه ها انتظار، استوديوي بازيسازي Quantic Dream در نمايشگاه 2012 GDC پروژه جديد خود را در قالب دمويي 7 دقيقه اي معرفي نمود. پروژه اي که به پروژه کارا (Project Kara) معروف شد و توجه بسياري را معطوف خود ساخت. البته شرکت Quantic Dream اعلام کرد که اين دمو صرفا براي نمايش قدرت تکنيکي موتور جديد آن ها طراحي شده و بازي آينده آن ها نخواهد بود!!
در اين دموي کوتاه مسئله اي مطرح شد که مدت هاست در قالب ها و طرح هاي گوناگون در مورد آن صحبت مي شود و پروژه کارا به عبارتي تکميل شده و اصلاح شده همه آن ها بود.
به همين منظور و براي درک بيشتر مفهوم به کار رفته در اين داستان، لازم است تا کمي به عقب برگرديم و برخي از اين پروژه ها را بررسي کنيم.
 
سال هاست که بحث روبات هاي هوشمندي که عليه انسان ها سر به طغيان مي گذارند به سوژه اي تکراري در داستان هاي مصور، فيلم ها و بازي هاي رايانه اي تبديل شده، اما مي دانيد که اين بحث از کجا سرچشمه مي گيرد؟ خوب به کليدواژه هاي موجود در اين داستان ها توجه کنيد: 
موجوداتي که به عمد از سوي خالق خود بي شعور خلق شده اند و در اثر يک اتفاق، هوشمند شده و پي به ظلم خالق خود مي برند. آن ها تصميم مي گيرند که اين ظلم را تلافي نمايند و عليه خالقان خود طغيان مي کنند...
براي درک بيشتر، به متن زير توجه کنيد:
 
کتاب پيدايش
سقوط انسان (12-3)
مار از همه حيواناتي که خداوند به وجود آورد، زيرک تر بود. روزي مار نزد زن آمده، به او گفت: آيا حقيقت دارد که خدا شما را از خوردن ميوه تمام درختان باغ منع کرده است؟
زن در جواب گفت: ما اجازه داريم از ميوه همه درختان بخوريم، بجز ميوه درختي که در وسط باغ است. خداوند امر فرموده که از ميوه آن درخت نخوريم و حتي آن را لمس هم نكنيم، وگرنه، مي ميريم.
مار گفت: مطمئن باش نخواهيد مُرد. بلكه خدا خوب مي داند زماني که از ميوه آن درخت بخوريد، چشمان شما باز مي شود و مانند خدا مي شويد و مي توانيد خوب را از بد تشخيص دهيد. آن درخت در نظر زن، زيبا آمد و با خود انديشيد: ميوه اين درخت دلپذير، مي تواند خوش طعم باشد و به من دانايي بخشد. پس از ميوه درخت چيد و خورد و به شوهرش هم داد و او نيز خورد. آنگاه چشمان هر دو باز شد و از برهنگي خود آگاه شدند؛ پس با برگ هاي درختِ انجير پوششي براي خود درست کردند. 
عصر همان روز، آدم و زنش صداي خداوند را که در باغ راه مي رفت شنيدند و خود را لابلاي درختان پنهان کردند. 
خداوند آدم را ندا داد: اي آدم چرا خود را پنهان مي کني؟ 
آدم جواب داد: صداي تو را در با غ شنيدم و ترسيدم، زيرا برهنه بودم. 
خداوند گفت: چه کسي به تو گفت که برهنه اي؟ آيا از ميوه درختي خوردي که به تو گفته بودم از آن نخوري؟
آدم جواب داد: اين زن که يار من ساختي، از آن به من داد و من هم خوردم.
 
05
...
بر خلاف قرآن که به صراحت انسان را از بدو خلقت موجودي عالم و دانا مطرح مي کند، در اين داستان (که در کتاب آفرينش يهود به آن اشاره شده)، انسان در ابتداي خلقت موجودي خنثي (بي عقل و قوه ادراک) توصيف مي شود و خوردن ميوه ممنوعه باعث مي گردد تا بتواند خود را درک نمايد و شعور پيدا کند. يا به عبارت بهتر انسان پس از خوردن ميوه ممنوعه مي تواند فکر کند. چيزي که ظاهرا به دلايلي از طرف خدا دستيابي به آن براي انسان ممنوع شده بود!! 
طبق داستان، حال که انسان به قدرت فکر دست پيدا مي کند، قلمروي خداوند تهديد مي شود، زيرا يکي از مهمترين قدرت هاي برتري که خداوند نسبت به بشريت داشت همين قدرت تفکر بود. پس خداوند تصميم مي گيرد تا انسان را به عنوان خطري بالقوه از قلمروي خويش دور نمايد و به همين منظور او را از بهشت به زمين تبعيد مي کند. 
بدين ترتيب انسان رانده شده از بهشت و نعمت هاي فراوان موجود در آن، ساليان سال است که به فکر بازگشت به بهشت و دست يابي به قلمروي خداوندي براي تبديل شدن به خدا (اومانيسم) و گرفتن انتقام از اوست. 
چنين طرز تفکر و ديدگاهي سرمنشاء شکل گيري داستان هايي است که در آن ها مخلوقات، پس از کسب ادراک و درک ماهيت خود سر به شورش برداشته و عليه خالق (خالقان) خود قيام مي کنند. فيلم هايي نظير Terminator، I Robot و... و بازي Binary Domain نمونه هايي از اين طرز تفکر هستند.
 
اما اين همه ماجرا نيست و داستان به همينجا ختم نمي شود. اگر بحث انتقام گرفتن مطرح باشد، پس در اين صورت فرد ديگري هم وجود دارد که به عنوان عامل اصلي سقوط و بدبختي انسان بايد تاوان دهد، و آن کسي نيست جز زن که با خوراندن ميوه ممنوعه به آدم باعث ترد او از بهشت شد. 
به همين دليل است که از زن نيز بايد انتقام گرفته شود. حالا متوجه مي شويد که چرا در جوامع غربي به زن نگاهي کاملا ابزاري مي شود و براي زن ها کمترين ارزش و حقي را قائل هستند. اما جالب اينجاست که با وجود اين همه ظلم و جنايت در حق زنان، ظاهرا هنوز رضايت کافي به دست نيامده و براي وارد کردن ضربه نهايي در صدد حذف فيزيکي زن ها از زندگي مردان هستند. نکته اي که در صورت تحقق مي تواند به فاجعه اي عظيم در نسل بشريت تبديل شود.
در همين رابطه چند وقتي است که در نسخه هاي جديد اين گونه داستان ها شاهد شکلگيري سناريوي جديدي هستيم که در آن انسان (به طور خاص مرد) در صدد گرفتن انتقام از زن (به عنوان کسي که باعث گمراهي و بدبختي او شد) است و به اين منظور به دنبال حذف وي از زندگي خود و جايگزيني نسخه اي بدلي به جاي وي است. اين موضوع را باز هم مي توان به شکلي خلاصه و گذرا در بازي Binary Domain به وضوح مشاهده کرد. اما پروژه کارا، به شکلي واضح و کامل به تبيين اين ديدگاه مي پردازد. 
 
07 
 
تاريخچه پروژه ک.ا.ر.ا 
پروژه ک.ا.ر.ا براي اولين بار در سال 2009 در يک داستان مصور ژاپني به همين نام مطرح شد. داستان از اين قرار بود که:
پروژه ک.ا.ر.ا (مخفف رستگاري فرشته وار کايرون اندرويدي)، ماجراي يک نرم افزار جنگي اندرويدي (Android) است که در پايگاه نظامي مخفي در آمريکا ساخته شده است. ک.ا.ر.ا از ترکيب يک تکنولوژي فوق پيشرفته با قدرت جادوهاي باستاني به وجود آمده است. اين ترکيب از ک.ا.ر.ا ابزار موثري براي جنگ هاي نظامي به وجود آورده بود که مي توانست همچون يک انسان منحصر به فرد و خارق العاده ماموريت هايي را که براي اتمام آن ها به صدها سرباز نياز بود يک تنه به پايان برساند. 
اما پس از ارتباط اين نرم افزار با روحي مرموز و باستاني (به نام کارا)، ک.ا.ر.ا نيز داراي شعوري انساني مي گردد و به ناگاه از وجود خود آگاهي مي بايد و مي تواند فکر کند... (به شباهت اين داستان با داستان آدم و هوا توجه کنيد. با اين تفاوت که اينجا هم موجود مرموز وسوسه کننده و هم موجود وسوسه شونده هر دو زن هستند!!)
 
آشنايي با کارا (روح مونث مرموز)
کارا روح جواني است که ک.ا.ر.ا را کنترل مي کند. او مي تواند بسيار سريعتر از هر فرد ديگري که کنترل ک.ا.ر.ا را در دست دارد، به تمامي تغيير موقعيت هاي به وجود آمده در ميادين جنگي واکنش نشان دهد و عکس العمل صحيحي داشته باشد. به همين دليل کارا تنها موجودي است که پتانسيل استفاده و کنترل تمام قدرت هاي ک.ا.ر.ا را در ميدان جنگ داراست. 
اما سرانجام در يک روز، کارا به دليل نامعلومي کنترل ک.ا.ر.ا را رها مي کند و به دنبال زندگي خود مي رود. بعدها معلوم مي شود که علت فرار کارا، پي بردن به نيت پليد خالق ک.ا.ر.ا و فرار از آينده خونيني بوده که براي او رقم خورده بود. در اولين اقدام پس از رهايي، کارا تصميم مي گيرد تا سرنوشت و آينده خود را در دستان خود گرفته و آن را رقم زند.
 
همانطور که اشاره شد، ک.ا.ر.ا در واقع ماشين جنگي فوق پيشرفته اي بود که براي پيروزي در جنگ ها طراحي شده بود. اما اين موجود پس از کسب شعور، توانست فکر کند و در مورد رفتار خود تصميم گيري نمايد. در اين داستان دو نکته مهم وجود دارد:
 
1- کارا براي شرکت در جنگ هاي نظامي طراحي شده بود
2- کارا پس از هوشمند شدن توانست فکر کند و در مورد رفتار خود تصميم گيري نمايد.
 
با توجه به موارد بالا، کارا داراي نقص هايي است که بايد برطرف شوند. اين نقص ها عبارتند از:
 
1- با توجه به هزينه هاي سنگين جنگ هاي نظامي، کارا ديگر کارايي سابق را ندارد. به همين دليل بايد براي جنگ هايي کم هزينه تر طراحي مجدد شود.
2- کارا پس از هوشمند شدن نبايد توان شورش عليه سازندگان خود را داشته باشد. يعني کارا نبايد بتواند سازندگان خود را نابود نمايد.
 پس کاراي جديد بايد طراحي شود.
 
 
کاراي جديد معرفي مي شود
در دمويي که ديويد کيج آن را در GDC نمايش داد، کاراي جديد اينطور معرفي مي شود:
 
تعدادي بازوي مکانيکي در حال اسمبل کردن روبات زني نمايش داده مي شوند. روبات از سر اسمبل مي شود و کاملا هوشيار است. در حين تکميل کار، صحت و درستي بخش هاي روبات توسط ماموري که فقط صداي او شنيده مي شود، مورد بررسي و تاييد قرار مي گيرد. مثلا اوپراتور از روبات مي خواهد که چشمانش را حرکت دهد يا خودش را معرفي کند (روبات خود را نسل سوم اندرويد (همانند کاراي ژاپني) معرفي مي کند)
 
01
 
در ادامه اوپراتور از روبات مي خواهد تا وظايف خود را شرح دهد، روبات اينطور شرح مي دهد که:
- من مي تونم خونه شما رو مرتب کنم، از بچه هاي شما مراقبت کنم... به 300 زبان مختلف صحبت کنم و شريک جنسي شما باشم... مي توانيد به من غذا بديد و يا منو شارژ کنيد (باطري هاي کوانتومي که تا 170 سال کار مي کنند!!)
 
سپس روبات سوال مي کند:
- مي خوايد به من اسمي بديد؟
 
اپراتور پاسخ مي دهد:
- از حالا به بعد اسم تو کاراست. 
 
روبات تکرار مي کند:
- اسم من کاراست.
 
در همين بين پوست طبيعي به شکل پوست انسان هم روي بدن روبات درحال شکلگيري است. سپس اپراتور از روبات مي خواهد که به زبان آلماني صحبت کند. روبات هم بلافاصله به آلماني خدمات خود را تکرار مي کند. سپس اپراتور مي خواهد که روبات به فرانسه صحبت کند و بعد آهنگي را به ژاپني بخواند. 
در ادامه روبات آخرين تست خود، يعني راه رفتن را مي دهد (در اين مرحله زماني که پاي روبات به زمين مي رسد، فرايند شکل گيري او کامل مي شود) و سپس اپراتور اعلام مي کند:
 
- خوبه، تو براي کار آماداه اي
 
روبات سوال مي کند:
- حالا براي من چه اتفاقي مي افته؟
 
04
 
اپراتور پاسخ مي دهد:
- ما تو رو براي فروش به فروشگاه مي فرستيم.
 
روبات با تعجب سوال مي کند:
- فروش! يعني من براي فروش هستم؟
 
اپراتور پاسخ مي دهد:
- البته که تو براي فروش هستي. تو يه کامپيوتر با دست و پا هستي که براي کارهاي زيادي طراحي شدي. 
 
روبات با تعجب مي گويد:
- اما من فکر کردم...
 
اپراتور با تعجب حرف او را قطع مي کند و مي گويد:
- تو فکر کردي؟ تو چي فکر کردي؟
 
روبات پاسخ مي دهد:
- من فکر کردم... که زنده ام.
 
اپراتور با شنيدن اين صحبت با تعجب مي گويد:
- لعنتي، اين ديگه چجور ايراديه. اين که تو پروتوکل نبود. يه جاي حافظه ايراد داره. 
 
و دستور تخريب روبات را صادر مي کند. 
 
بازوهاي مکانيکي بلافاصله شروع به تخريب روبات مي کنند. او به شدت التماس مي کند و از اوپراتور مي خواهد که او را تخريب نکند و مدام تاکيد مي کند که ايرادي در کار نيست و همه چيز رو به راه است. 
روبات مي گويد:
- قول مي دم که مشکلي ايجاد نکنم. هرکاري که ازم بخوان انجام مي دم و هيچي نمي گم. ديگه فکر هم نمي کنم.  
 
اما اوپراتور بدون توجه به درخواست هاي روبات به فرايند تخريب نظارت مي کند که ناگهان روبات فرياد مي زند:
- من مي ترسم. مي خوام زندگي کنم. التماست مي کنم.
 
02
 
به ناگاه بازوها دست از تخريب مي کشند و پس از کمي مکث دوباره روبات را اسمبل مي کنند. دوربين روي چهره کارا زوم مي کند و اشکي را که از چشمان او جاري شده نشان مي دهد.
 
پس از تکميل فرايند اسمبل شدن، اوپراتور روبات را خطاب قرار مي دهد و مي گويد:
- برو و به ديگران ملحق شو. 
 
روبات با خوشحالي به سمت ريلي که براي حمل و نقل تعبيه شده مي رود و اوپراتور مي گويد:
- روي ريل بايست. نمي خوام مشکلي پيش بياد.
 
روبات به اوپراتور لبخند مي زند و از او تشکر مي کند. سپس از طريق ريل به کنار تعداد زيادي از روبات هاي همسان خود مي رود. روبات هايي که از نظر ظاهر به وي شباهت دارند، اما برخلاف او فکر نمي کنند و بي حرکتند. سپس دمو با صداي متعجب اوپراتور که مي گويد:
- خداي من
به پايان مي رسد.
 
03
 
10 نکته مهم موجود در اين دمو:
 
حال که با داستان دمو آشنا شديد، لازم است تا به نکات زير با دقت توجه نماييد:
1- اين روبات (زن) براي راحتي انسان (به طور خاص مردان) طراحي شده و تمام نياز هاي او را برطرف مي کند.
2- اين روبات مهم ترين نياز جسماني مردان (نياز جنسي) را نيز فراهم مي کند.
3- پس اين روبات کاملا نياز به زن ها را (از ديدگاه مردان غربي) از بين مي برد. زيرا در اين ديدگاه زن فقط ابزاري براي خوشگذراني و رفاه مردان تعريف مي شود. در ضمن اين روبات ها حتي مي توانند باردار شوند (اين موضوع قبلا در بازي Binary Domain نمايش داده شده است)
4- روبات به 300 زبان صحبت مي کند (البته به نظر مي رسد که در تعداد زبان ها کمي اغراق شده). پس اين قابليت را دارد که به تمام دنيا صادر شود و جهاني شود.
5- باطري هاي روبات تا 170 سال کار مي کنند، پس بيش از عمر يک انسان گارانتي حيات دارند و مقرون به صرفه هستند.
6- اين زن هاي روبات با قابليت هاي بالا براي فروش طراحي شده اند (نگاه ابزاري به زن ها به عنوان کالاهايي براي فروش)
 
06
 
7- روبات محکوم به نابودي مي شود، چون فکر مي کند!! پس فکر کردن براي يک روبات (بخوانيد يک زن در جامعه غربي) ممنوع است. او فقط بايد خدمات ارايه کند و نيازي به فکر کردن ندارد. اگر فکر کند محکوم به نابودي است.
8- روبات در هنگام نابودي قول هايي مي دهد: "قول مي دم که مشکلي ايجاد نکنم. هرکاري که ازم بخوان انجام مي دم و هيچي نمي گم. ديگه فکر هم نمي کنم." توجه داشته باشيد که در اين مرحله قول هاي روبات مورد پذيرش واقع نمي شوند، چرا که او از خط قرمز عبور کرده و نسبت به خود درک و شعور دارد. پس براي بخشش به چيز ديگري نياز است.
9- روبات در ادامه جمله اي را فرياد مي زند: "من مي ترسم." و تازه اينجاست که درخواست هاي او مورد قبول واقع مي شوند. بله، ترس همان موردي است که با اعتراف به آن به روبات (زن) اجازه حيات داده مي شود. حياتي که فقط ارائه خدمت به مردان را شامل مي شود. نه کمتر و نه بيشتر.
10- کارا (روبات) ديگر براي جنگ هاي نظامي طراحي نشده، بلکه حالا براي جنگ نرم (ورود به خانه ها و مشغول کردن مردان- به عنوان عناصر مهم و سرنوشت ساز جنگ هاي نظامي- به مواردي مانند شهوت و..) به همه دنيا صادر مي شود و مردم با ميل و رغبت او را به خانه هاي خود راه مي دهند. حالا زماني است که جنگ سخت با دشمن به پذيرش او با ميل و رغبت تبديل شده است.   
 
اين 10 مورد را مي توان پروتوکل هاي اصلي غرب براي کنترل دنيا (زن ها و به نوعي مردها) در آينده دانست. آينده اي که در آن زن ها نه تنها ابزاري در دستان قدرت هاي بزرگ براي انحراف جوامع مختلف هستند، بلکه ماهيت خود را به عنوان يک انسان از دست داده و فقط به عنوان يک ماشين (يا چرخ دنده هاي ماشين جنگي جنگ نرم) انجام وظيفه مي کند. وظيفه اي که پيش از اين مردها در جنگ هاي نظامي عهده دار آن بودند: چرخ دنده هاي جنگ (Gears of War).
 
 
کپی‌برداری و نقل تمام یا قسمتی از این مطلب به هر شکل (از جمله برای همه نشریه‌ها، وبلاگ‌ها و سایت های اینترنتی) بدون ذکر منبع و نام نویسنده، ممنوع و حرام است و پی گرد قانونی دارد.
 
 
 

 

1 بار پسندیده شده
برای ارسال نظر وارد سایت شوید

آخرین ارسال های انجمن

ارسال مطلب به ما

برای ارسال مطلب جهت انتشار در قسمت "به قلم دوستان" در وب سایت لطفاً مطلب خود را در قالب نرم افزار word همراه با ذکر نام و شماره تماس به نشانی پست الکترونیکی author@vgpostmortem.ir  ارسال نمائید.

جهت دریافت خبر نامه پست الکترونیکی خود را وارد نمایید.

آمار بازدید

04928797
امروز
دیروز
این هفته
هفته گذشته
این ماه
ماه گذشته
مجموع
7560
18490
26050
4582397
376123
476176
4928797