هَٰذَا مِن فَضْلِ رَبِّي
3359 دفعه خوانده شده کد مطلب : 273

Resident Evil بررسی سه گانه نوین

 

بسم الله الرحمن الرحیم
 
ویروس های آخرالزمانی
 
 
 
تالیف، ترجمه و گردآوری
 
نگاه کلی
 
ساخت کنسول های نسل جدید و ورود بازی ها به نسل بعد، باعث شد تا سری بازی های رزیدنت ایول هم دچار تحولات اساسی شوند و از لحاظ کیفی ارتقاء یابند. به مدد پیدایش سخت افزارهای قوی، بازی ها از داستان های پیچیده تری برخوردار شدند و به طبع فضای ایجاد شده و پتانسیل های موجود در آن ها، مورد توجه گروه های سیاسی و مذهبی قرار گرفت و بازی ها را بستر مناسبی برای تحقق اهداف خود یافتند. بدین ترتیب بود که قسمت چهارم بازی، به کارگردانی شینجی میکامی و تهیه کنندگی هیرویوکی کوبایاشی با مضمونی مذهبی- سیاسی به بازار عرضه شد. 
 
داستان های مربوط به سه گانه نوین در مکان های مختلفی رخ می دهد و منحصر به منطقه ای خاص نیست. در اولین داستان (قسمت چهارم بازی) باز هم با شخصیت لیان اسکات کندی روبرو می شویم با این تفاوت که وی در این ماموریت کاملا تنهاست و خبری از وجود یک همکار زن به شیوه سه گانه کلاسیک نیست. او قرار است اینبار به تنهایی نقش ناجی را ایفا نماید و دختر رئیس جمهور آمریکا را از دست زامبی ها نجات دهد. از لحاظ نماد شناسی، زن نماد سرزمین است و نجات دختر رئیس جمهور آمریکا به معنی نجات سرزمین آمریکا از دست زامبی ها (بخوانید تروریت ها) است. لیان مو طلایی، به عنوان نماینده قوم آنگلوساکسون، به منطقه ای از اروپا می رود که در گذشته مهد تمدن جهان اسلام بوده و از طرف دیگر آمریکای کنونی بخشی از هویت امروز خود را مدیون سیاستمداران این سرزمین می داند. در این قسمت بازی به شدت رنگ و بوی مذهبی و سیاسی به خود می گیرد و ویروس هم عاملی برای اشاعه مذهب معرفی می شود! مذهبی که ویروس وار درحال گسترش است...
 
در قسمت پنجم بازی، یکبار دیگر با شخصیت کریس رد فیلد مواجه می شویم. اما اینبار کریس در آفریقا به انجام ماموریت مشغول شده است. طبق داستان، ویروس جدیدی به نام اروبوروس مردم این سرزمین را به سربازان بایو اورگانیکی هوشمند بدل کرده و کریس ماموریت دارد تا ویروس و سازندگان آن را نابود سازد. باز هم همچون نسخه های کلاسیک، کریس از همکاری زنی به نام شوا آلومار بهره می برد. شوا به کمک منجی آمریکایی سرزمینش آمده و برای نجات سرزمینش در کنار او مبارزه می کند و همه جا او را همراه می کند. سرانجام آن ها پس از چند سال مبارزه، به شرارت های وسکر خاتمه داده و او را نابود می کنند.
 
قسمت ششم بازی هم در مکان های مختلفی مانند شرق اروپا و چین رخ می دهد. اما اینبار با گردهمایی منجیان سری بازی های رزیدنت ایول مواجه هستیم. البته در این بازی خبر از زنان قهرمان سری های پیشین (جیل، کلیر و شوا) نیست و زنان جدیدی وارد میدان نبرد شده اند. هلنا هارپر و شری برکین در این قسمت نقشی اساسی را عهده دار هستند. اما نکته جالب تر درمورد فرزند آلبرت وسکر است که در این قسمت برای نابودی ویروس ها و نجات مردم به کمک قهرمانان بازی آمده است!! 
 
در قسمت ششم بازی برای اولین بار دو شخصیت محبوب لیان و کریس به یکدیگر می رسند و برای نابودی ویروس و نجات دنیا با هم همکاری می کنند. دیگر از ویروس های قدیمی در این قسمت خبری نیست و اینبار مسبب همه بدبختی ها ویروسی به نام سی (C) معرفی می شود. درگیری های سختی میان خیر و شر رخ می دهد، اما سرانجام با همکاری منجیان اصلی سری بازی های رزیدنت ایول، ویروس سی هم به سرنوشت دیگر ویروس ها دچار شده و نابود می شود و اینبار با از جان گذشتگی منجیان و قربانی کردن خود، جهان از خطر جدی نابودی نجات می یابد!! 
 
 hiroyuki-kobayashi
 
آشنایی با هیرویوکی کوبایاشی
 
وی در دانشگاه چوکیو، مشغول تحصیل در رشته علوم رایانه بود و پس از فارغ‌التحصیلی، در سال ۱۹۹۵ به استخدام شرکت کپ‌کام در آمد. او در نخستین فعالیت خود، برنامه‌نویسی بازی رزیدنت ایول ۱ را انجام داد. سپس در رزیدنت ایول ۲ نیز به عنوان برنامه‌نویس فعالیت نمود و در ادامه، نخستین طراحی خود را برای بازی داینو کرایسیس انجام داد. او در ادامه، برای نخستین بار در سال ۲۰۰۰ در قامت تهیه‌کننده یک بازی رایانه ای، در پروژه ساخت بازی داینو کرایسیس ۲ فعالیت نمود. او درمجموع در آثار گوناگونی، به عنوان برنامه‌نویس، طراح، تهیه‌کننده و کارگردان فعالیت کرده است.
 
Resident-Evil-4-03rd-Picture 
 
بررسی بازی Resident Evil 4
 
(این بازی در سال 2005 برای کنسول های PS2 عرضه شد)
 
داستان بازی رویدادهای ۶ سال پس از نابودی شهر راکون را روایت می کند. شخصیت اصلی بازی لیان اسکات کندی است که در سری دوم بازی رزیدنت ایول در کنار کلر ردفیلد قرار داشت. 
 
در پایان قسمت دوم، لیان که در اثر نابودی شهر راکون حرفه خود را به طور کامل از دست داده بود، مجبور می شود تا برای دولت ایالات متحده کار کند. مدتی بعد او موفق می شود تا به عنوان یکی از اعضای تیم حفاظت از رئیس جمهور ایالات متحده و خانواده‌اش منصوب شود و اولین ماموریت رسمی خود را انجام دهد. 
 
Enemy-4 
 
اشلی گراهام، دختر رئیس جمهور آمریکا توسط گروهی تروریست با هویتی نامشخص ربوده می شود و لیان ماموریت می یابد تا برای نجات او اقدام نماید.
 
اطلاعات جاسوسان آمریکایی نشان می‌ دهند که دختری که شباهت بسیار زیادی به اشلی دارد، در روستایی اسپانیایی دیده شده ‌است. لیان برای پی گیری موضوع خود را به این روستا می رساند و بلافاصله درگیر ماجرایی جدید می شود. 
 
با پیشرفت داستان مشخص می‌شود که گروهی مذهبی به نام لوس ایلامینادوس (به فارسی: برترین روشن‌فکران)، اشلی را ربوده ‌است. این گروه مذهبی، به منظور گسترش پیروان خود در سراسر دنیا، از انگلی (ویروس) به نام لاس پلاگاس (به فارسی: آفت و بلا) استفاده می‌کردند!! 
 
 Kadkhoda
 
لاس پلاگاس انگل جدیدی بود که با ورود به بدن میزبان خود کنترل کامل فکر و رفتار او را در اختیار رهبران گروه لوس ایلامینادوس قرار می داد. مبتلایان به این انگل، دیگر یک زامبی نبودند و به آن ها لوس گانادوس (به فارسی: گله گاو) می گفتند. 
 
آسموند سدلر رهبر اصلی این گروه در صدد بود، تا به این وسیله مذهب خود را گسترش دهد و توازن قدرت در دنیا را از دولت آمریکا گرفته و به خودش منتقل نماید، به همین دلیل گروه مذهبی او دختر رئیس جمهور آمریکا را ربودند، تا با وارد کردن انگل به بدن او، قدرت خودشان را به رخ دولت آمریکا بکشانند!! آن ها قصد داشتند تا با مبتلا کردن اشلی به این ویروس و بازگرداندن وی به آمریکا، رئیس جمهور آمریکا و به طبع همه مردم آن کشور را مبتلا نمایند!!!! 
 
( البته لیان در بدو ورود به این روستا توسط افراد این گروه دستگیر شده و انگل لاس پلاگاس به بدن او نیز تزریق می شود. اما در ادامه داستان او موفق می شود انگل درون بدن خود و اشلی را با کمک جریان برق نابود نماید.)
 
لیان در ادامه جستجوهایش به دنبال اشلی، با شخصی به نام لوئیس سرا آشنا می‌شود. سرا سابقا از اعضای پلیس شهر مادرید بوده، اما اینک به عنوان دانشمند برای گروه ایلامینادوس مشغول به کار شده است. البته در طول داستان، لوئیس از همکاری با این گروه دست می‌کشد و برای نابودی آن، به لیان کمک می‌کند. 
 
سرانجام لیان، اشلی را پیدا می‌کند و تلاش می نماید تا او را به خانواده اش بازگرداند. وی در جریان تلاش خود برای رهایی اشلی، تمام پیروان آلوده به انگل این مذهب را به همراه رهبرشان نابود کرده و سرانجام با اشلی به سمت وطن باز می‌گردد.
 
 Jackkrauser 2
 
نکته‌ دیگر درباره‌ داستان این بازی حضور دو شخصیت ایدا وانگ و جک کراوزر در بازی است. ایدا همانند داستان رزیدنت ایول ۲ از طرف وسکر ماموریت دارد تا نمونه‌ی از انگل لاس پلاگاس را برای سازمان مطبوعش به دست ‌آورد. او سرانجام موفق به این کار می شود و پس از نابودی سدلر، نمونه‌ انگل را به دست می آورد و از روستا فرار می کند.
 
جک کراوزر نیز که پیش از این از همقطاران لیان بوده، اینک برای سدلر فعالیت می‌کند. او در نهایت پس از چند مبارزه با لیان به ظاهر کشته می‌شود؛ اما این اتفاق سرانجام کار او نبود و کراوزر در نهایت توسط ایدا نابود می‌شود. لوئیس نیز، پس از دادن قرص‌های مخصوصی به لیان، جان خود را از دست می‌دهد...
 
 
 
حال ببینیم که ویروس پلاگ چیست و چگونه عمل می نماید:
 
Las-plagus 
 
Las Plagas
 
نام این ویروس درواقع از واژه Plague در زبان اسپانیایی به معنی طاعون گرفته شده است. این ویروس که نوع تکامل یافته ای از ویروس های ساخته شده در آزمایشگاه آمبرلا به حساب می آید، این توانایی را دارد که با کاشت لارو انگلی در بدن قربانی خود، سیستم عصبی او را تحت کنترل بگیرد و به طور سفارشی آن را برنامه ریزی کند. درواقع این لارو انگلی در بدن قربانی، بدون آسیب رسانی، کنترل او را در دست می گیرد و از او یک سرباز بایو اورگانیکی فوق هوشمند می سازد. این سربازان جدید، توانایی استفاده از ابزار مختلف، البته ساده را دارند و همگی تابع دستورات ارشد خود هستند. 
 
 Enemy-Monks-4
 
قربانیان این ویروس در ظاهر شبیه انسان های معمولی به نظر می رسند، اما با دقت در آن ها می توان تغییر رنگ مردمک چشم ها را به وضوح مشاهده کرد. 
 
لارو انگلی این ویروس در مراحل نهایی رشد خود با نابود کردن سر میزبان، اقدام به خروج از بدن او برای شروع یک زندگی مستقل از میزبان می کند.
 
 
  
 
آشنایی با برخی از شخصیت های بازی
 
Osmund Saddler 
 
آسموند سدلر (Osmund Saddler)
 
رهبر گروه مذهبی Los Illuminados  بود و آرزوی حکومت بر کل دنیا را در سر می پروراند. آسموند، مردم محلی گانادوس را بوسیله انگل پلاگا کنترل می کرد و آن ها را به پیروان خویش تبدیل کرده بود. او اشلی گراهام (دختر رئیس جمهور ایالات متحده) را ربوده بود تا به اشلی هم انگل را تزریق کرده و بعد او را به آغوش گرم خانواده اش بفرستد! بدین ترتیب خود رئیس جمهور هم آلوده می شد و همه چیز تحت کنترل آسموند سدلر قرار می گرفت. اما سدلر در سر راه خود با لیان اس کندی برخورد کرد و در آخر همه آرزو هایش را با خود دفن کرد.
 
ramon-salazar 
 
رامون سالازار (Ramon Salazar)
 
رامون سالازار هم که بوسیله انگل پلاگا کنترل می شد، یکی از دشمنان اصلی RE4 و نگهبان قلعه آسموند سدلر بود. اگرچه قد کوتاهش، در ابتدا او را پسر بچه ای 10 ساله نشان می دهد، با این حال موهای خاکستری رنگ و چوروک های روی صورتش از سن زیاد او حکایت می کنند. اما در جایی از بازی رامون ادعا می کند که بیست سال سن دارد و احتمالا خط های روی صورت او و رنگ موهایش به خاطر تزریق بیش از حد پلاگا در بدن او بوده است. رامون نیز در برابر لیان تغییر شکل می دهد و به یک هیولا تبدیل می شود، اما سرانجام لیان اس کندی او را هم از بین می برد.
 
 
 
جک کراوزر (Jack Krauser)
 
از مامورین سابق دولت و دوست و همکار قدیمی لیان اسکات کندی بود. اما در سال 2002، با حادثه سقوط یک هلیکوپتر مرگی ساختگی را برای خود رقم زد و از آن پس همکاری خود را با آلبرت وسکر شروع کرد. در RE4 کراوزر بوسیله وسکر برای نفوذ به گروه مذهبی لوس ایلومینادوس و سرقت نمونه انگل لاس پلاگاس به روستای گانادوس فرستاده شد. با این حال نقش جک در این بازی  بیشتر در ارتباط با رابطه پیشین او و لیان بود. کراوزر در طول داستان همکار ایدا وانگ محسوب می شد، اما از آنجایی که هرگز او را از نزدیک ندیده بود، احساس می کرد ایدا فردی غیر قابل اعتماد است و به وسکر خیانت خواهد کرد. کمی بعد وظیفه کشتن لیان به او محول شد اما در طی درگیری هایی که با او داشت، در نهایت ایدا به کمک لیان آمد و جک کراوزر توسط هر دوی آن ها کشته شد.  
 
 
 
نکات مهمی که باید به آن ها توجه داشت:
 
همانطور که دیدید، داستان قسمت چهارم بازی در روستایی واقع در اسپانیا رخ می دهد. طبق داستان بازی، گروهی مذهبی با استقرار در این روستا قصد دارند تا با انتشار انگلی به نام لاس پلاگاس، دین و آیین خود را در سراسر جهان گسترش دهند. آن ها با تزریق این انگل به بدن افراد مختلف، آن ها را مطیع خود کرده و کنترل آن ها را در دست می گیرند...
 
حال بیایید نگاه عمیق تری به این داستان داشته باشیم:
 
به نظر شما چرا داستان بازی به یکباره از آمریکا، به اسپانیا مهاجرت کرد؟
 
چرا یک فرقه مذهبی عامل همه بدبختی ها مطرح شد و چرا برای اشاعه مذهب خود اقدام به آلوده کردن مردم می کردند؟
 
چرا اعضای اصلی و رهبران این فرقه سودای حکومت بر جهان را در سر می پروراندند و در اولین اقدام به جنگ با آمریکا رفتند؟
 
چرا از شرکت آمبرلا به عنوان تولید کننده ویروس های بایو اورگانیکی خبری نیست؟ 
 
 andalucia
 
برای پاسخ به این سوال ها لازم است تا ابتدا مسئله ای را بررسی کنیم:
 
در زمان خلافت ولید بن عبدالملک ارتش اسلام، به فرماندهی طارق بن زیاد از تنگه ای که آفریقا و اروپا را به هم نزدیک می کند و از آن روز به نام تنگه جبل الطارق موسوم شده وارد سرزمین اسپانیا گردید و کشور حاصل خیز و زیبای مزبور را که در اثر ظلم و ندانم کاری رودریک، آخرین پادشاه سلسله گوت ها به ویرانه ای تبدیل شده بود، از چنگال جنایتکارانه گوت ها نجات بخشید.
 
ارتش نجات بخش 12 هزار نفری اسلام، در 15 رجب سال 92 هجری توانست با ابتکار خاصی، قوای دولتی اسپانیا را که بالغ بر صد هزار نفر بودند، شکست دهند و با استقبال گرم و پر شور مردم آن سامان، مواجه گردند.
 
دوران حکومت 800 ساله مسلمانان بر جنوب اروپا (اسپانیا و پرتقال ) دوران درخشان و روشنی است. در واقع اسپانيا يا اندلس اولين مركز علمي و فلسفي جامعه‌ اروپا تلقي مي شد و دوستداران علم و متفكران همواره به اين منطقه و ديگر مناطق اسلامي مسافرت نموده و به آموزش زبان عربي و فراگيري فلسفه مي پرداختند.
 
قبل از اينكه اسلام مرزهاي اروپا را طي كند و دروازه‌ هاي غرب را بگشايد، تاريخ شاهد نفوذ و گسترش اسلام در مراكش و تونس و برخي از نواحي و مناطق مغرب آن زمان بوده است. اسلام از مصر گذشت و به بندر بزرگ اسكندريه قدم گذاشت. بندر اسكندريه در سال 21 هجري قمري برابر با 641 ميلادي به تصرف سپاه اسلام درآمد.
 
 
 
مردم اسكندريه و ساير بلاد هنگامي كه ديدند فاتحان مسلمان برخلاف ساير متجاوزان و اشغالگران به پيروان مسيحيت و ساير اديان ارزش مي‌دهند و آزادي در دين و عبادت را براي تمامي مردم اعلام كردند، به تدريج از اسلام استقبال كردند و به اين دين گرويدند.
 
پيش از اين، مسيحي‌ها تا آن زمان از آزار روم شرقي رنج بسيار كشيده و مرارت‌ها چشيده بودند، به خاطر همين، حضور مسلمانان را با آغوش باز پذيرفتند و در امر تسلط بر ممفيس به آنان ياري دادند و به اسكندريه هدايتشان كردند. برخي از كشور‌هاي ديگر مغرب و آفريقا نيز در طول چندين قرن شاهد طلوع اسلام در مغرب آن زمان بودند.
 
 
 
و اما حقایق موجود: 
 
اسپانیا 800 سال مهد اسلام بود
 
اسلام از این طریق به بخش های مختلف دیگر اروپا و احتمالا به آمریکا در حال گسترش بود
 
  
خب، پس با وجود این حقایق می توان داستان بازی را اینطور تفسیر کرد:
 
گروهی از مذهبیون افراطی (به احتمال زیاد مسلمانان) ساکن اسپانیا، به منظور گسترش دین و آیین خود به سایر نقاط جهان، تصمیم می گیرند ایالات متحده آمریکا را به عنوان با نفوذترین کشور جهان تحت کنترل بگیرند. برای این منظور آن ها دختر رئیس جمهور آمریکا را دزدیده و او را به ویروس مذهبی خود مبتلا می کنند. یعنی آن ها او را به زور و با تلقین (همانگونه که انگل را وارد بدن میزبان می کنند) به کیش خود در می آورند تا از این طریق رئیس جمهور را نیز آلوده کنند. از لحاظ نماد شناسی زن نماد سرزمین به شمار می رود. پس می توان اینطور گفت که رهبر این گروه مذهبی با آلوده کردن سرزمین آمریکا (نفوذ در میان مردم آن) قصد دارد تا رئیس حکومت را به زانو درآورده و در نهایت حکومتی مطابق با کیش خود به وجود آورد. 
 
در اینجا منظور از انگل می تواند همان باورهای مذهبی فرقه باشد که همانند طاعون (پلاگ) در حال گسترش است. 
 
اما دولت آمریکا برای رهایی از این معضل، ناجی آنگلوساکسون خود را به اروپای بحران زده اعزام می دارد. او در این ماموریت مهم تنهاست و باید بار همه مشکلات را یک تنه بر دوش کشد. ناجی در بدو ورود خودش نیز به این ویروس آلوده می شود و یا به عبارتی تحت تاثیر پیام مذهبی فرقه قرار می گیرد، اما به شدت مقاومت کرده و سرانجام خود را از چنگال این انگل، می رهاند!! 
 
(این موضوع را حتی می توان در طراحی لوگوی بازی هم مشاهده نمود. اسپانیایی که از اتحادیه اروپا جدا شده، و بحران از طریق او در حال گسترش است
 
 Resident-Evil-4-Logo-Postmortem
 
در این بازی همه چیز رنگ و لعاب مذهبی دارد، ناقوس هایی که مردم را مسخ می کنند، رداهای بلند به شیوه کشیشان مسیحی و... همه و همه تاییدی بر این نظریه هستند. اما از آنجا که درون یکی از مراحل بازی، سازندگان طرح دری از مسجدالنبی را به عنوان دری که به اتاق مرگ و تله ختم می شوند قرار داده اند، می توان حدس زد که منظور آن ها از فرقه مذهبی، افراطیون اسلامی است. 
 
 Evil-4-Masjed-alnabi-Dor
 
پس از این بازی، سلسله توهین های شرکت کپ کام به مقدسات اسلامی آغاز می گردد و تا آخرین شماره این بازی هم ادامه می یابد.  
 
چهار سال پس از عرضه قسمت چهارم بازی، شرکت کپ کام قسمت پنجم آن را برای کنسول های نسل جدید به بازار عرضه کرد. اینبار نویسندگی داستان را هارائو موراتا بر عهده گرفت و کارگردانی بازی به عهده کئیچی اوئدا و یوشی هیرو آنپو گذاشته شد. جون تاکئوچی هم کار تهیه کنندگی آن را به عهده گرفت.
 
 jun-takeuchi
 
آشنایی با تهیه کننده قسمت پنجم، جون تاکئوچی
 
جون تاکئوچی طراح و تهیه‌کننده بازی‌های رایانه ای، اهل ژاپن است. او پس از فارغ‌التحصیلی رشته طراحی گرافیکی از کالج سوزوشی، در سال ۱۹۷۱ به شرکت کپ‌کام پیوست. او در مقام تهیه‌کنندگی، عناوین موفقی چون Onimush 3 و سیاره گمشده را در کارنامه دارد. 
 
تاکئوچی همچنین به عنوان تهیه‌کننده ارشد در طراحی و ساخت بازی قسمت پنجم رزیدنت ایول نیز حضور داشت. حضور در تیم سازنده رزیدنت ایول اصلی، قسمت دوم رزیدنت ایول و مبارزان خیابانی ۲ از دیگر فعالیت‌های وی به شمار می رود.
 
 Resident-Evil-5
 
بررسی بازی Resident Evil 5
 
(این بازی در سال 2009 برای پلتفرم های PC، PS3 و Xbox 360 عرضه شد)
 
وقایع قسمت پنجم، در سال ۲۰۰۹، یعنی ۶ سال پس از فروپاشی شرکت آمبرلا رخ می دهد. پس از انهدام شهر راکون و نابودی گروه استارز، کریس ردفیلد به سازمان B.S.A.A پیوسته است. این سازمان به شکل نظامی با فعالیت‌های غیر قانونی بیولوژیکی، در جهان مبارزه می کند.
 
کریس توسط این سازمان برای بررسی موارد قاچاق سلاح‌های بیولوژیکی در آفریقا، به آنجا فرستاده می‌شود. به محض ورود او به منطقه خود مختار کیجوجو، با دوست و همکار جدیدش شوا آلومار ملاقات می کند. 
 
 Mardome-Afrigha
 
پس از این ملاقات، کریس و شوا به سوی قرارگاه گروه آلفا (که زیرمجموعه B.S.A.A بود) حرکت می کنند. آن ها سعی دارند تا از فعالیت‌های یک قاچاقچی سلاح‌های بیولوژیکی، به نام ریکاردو ایروینگ جلوگیری نمایند، اما طولی نمی کشد که مردم بی‌گناه این شهر نیز قربانی آزمایش‌های بیولوژیکی و ژنتیکی قرار می گیرند و به موجوداتی به نام ماجینی، تغییر ماهیت می دهند. 
 
سرانجام، کریس و شوا تنها بازمانده گروه آلفا، فرمانده دی چنت را پیدا کرده و از او مدرکی را علیه ایروینگ دریافت می‌کنند. یافتن مدرکی علیه فعالیت‌های ایروینگ، نخستین و مهمترین ماًموریت آن دو به شمار می رود. با پیشرفت در بازی، کریس و شوا، ایروینگ را پیدا می‌کنند، ولی ایروینگ با کمک زنی ناشناس موفق به فرار می‌شود، اما از خود پرونده ای مهم را جا می گذارد. کریس و شوا موفق می شوند تا به کمک محتویات موجود در این پرونده، در مورد فعالیت‌های مشکوک ایروینگ اطلاعاتی به دست آورده و آن را با مرکز فرماندهی در میان بگذارند. 
 
طبق اطلاعات موجود در پرونده شركت آمبرلا و شريك جديدش، شركت داروسازي ترایسل، با ظهور زامبي‌هاي نسل جديد -كه به نظر با تركيب ويروس‌هاي T و لاس پلاگاس (Las Plagas) آن ها را بوجود آوردند- قصد دارند تراژدي جديدي را رقم بزنند.
 
Mardome-Afrigha-2 
 
دیری نمی پاید که B.S.A.A گروه دلتا را برای پشتیبانی از آن دو اعزام می دارد. فرمانده جاش استون، رهبر گروه دلتا، به کریس کارت حافظه ای که شامل عکس‌هایی از تحقیقات محرمانه ترایسل بود را می دهد و کریس با مشاهده آن‌ها، متوجه عکسی از جیل ولنتاین می شود. پس از آن، کریس در مورد مرگ جیل در حادثه عمارت اسپنسر، دچار تردید می‌شود. 
 
در ادامه، کریس و شوا از موقعیت تقریبی ایروینگ که در یک پالایشگاه وابسته به شرکت ترایسل بود، آگاه می شوند و به سوی آنجا حرکت می کنند. درست زمانی که آن دو به پالایشگاه می رسند، ایروینگ با یک کشتی از آن مکان فرار کرده و با بمب‌های ساعتی ای که در پالایشگاه جاسازی کرده بود، آنجا را نابود می کند. کریس و شوا پیش از نابودی پالایشگاه به کمک جاش استون، از آنجا فرار کرده و به دنبال ایروینگ می روند. آن ها پس از رسیدن به کشتی، اقدام به دستگیری ایروینگ می کنند، اما او با تزریق ویروسی به خود، به هیولایی بزرگ تبدیل می‌شود. شوا و کریس با هیولا درگیر می شوند و پس از نابودی آن، از ایروینگ در مورد پروژه مخفی ترایسل سوال کرده و اطلاعاتی درمورد زنی به نام اکسلا گیونه به دست می آورند.
 
 Irving
 
کریس و شوا به دنبال اکسلا می گردند و در نهایت با وی روبرو می‌شوند. آن ها از او در مورد تحقیقات غیر قانونی ترایسل و البته جیل سوال می کنند و اکسلا به آن ها توضیحاتی می‌دهد. او و گروهش در آزمایشگاه ترایسل موفق به کشف ویروسی شده بودند که پس از تزریق، میزبان این ویروس، به موجودی به نام یو-8 (U-8) تغییر ماهیت می داد. 
 
موجوداتی که با تزریق این ویروس خلق می شدند، نسبت به نمونه های قبلی دارای هوش بالاتر، قدرت تخریب بالاتر و البته فرمان برداری بیشتر بودند. کریس، جیل را که با یک کپسول حاوی ماده P۳۰ که به سینه اش نصب شده بود و تحت کنترل وسکر قرار داشت، پیدا می کند و تلاش می کند تا او را از شر این کپسول برهاند.
 
در ادامه مسیر و به دنبال یافتن راه حلی برای رهایی جیل، کریس و شوا وارد کشتی وسکر شده و در آنجا با اکسلا روبرو می شوند. 
 
 Excella Gionne
 
اکسلا از شدت درد روی زمین افتاده و به خود می پیچد. کمی بعد، مشخص می شود که وسکر جدیدترین اکتشافات بیولوژیکی شرکت ترایسل را روی اکسلا آزمایش کرده است. اکسلا تغییر ماهیت داده و به هیولایی وحشتناک تبدیل می شود.
 
پس از یک نبرد نفسگیر، کریس و شوا موفق به نابودی هیولا شده و به دنبال وسکر می روند. آن ها پس از یک نبرد طولانی موفق می‌شوند تا وسکر را نیز نابود کرده و جیل را آزاد نمایند. 
 
TriCell-Logo 
 
TriCell
 
پس از توقف فعالیت های شرکت آمبرلا، توماس تراویس (Thomas Travis)، تاجر ثروتمند اروپایی اقدام به ایجاد شرکت دارویی جدیدی به نام TriCell کرد. این شرکت در ابتدا فقط به تولید داروهای مجاز همانند سایر شرکت های دارویی مشغول بود و با صادرات به کشورهای آسیایی و خاور میانه سود سرشاری به دست آورد، اما کم کم این شرکت هم تحقیقات مخفی خود روی انواع ویروس های خطرناک و کاربرد نظامی آن ها را آغاز کرد و همانند آمبرلا وارد تجارتی خطرناک شد. 
 
پس از مرگ توماس تراویس، هفتمین نسل از خاندان او، هنری تراویس (Henry Travis) ریاست شرکت را به عهده گرفت و تصمیم گرفت تجارت خود را در قاره آفریقا گسترش دهد و از این طریق سود کلانی کسب کند. او نزدیک به 34 سال وقت و هزینه خود را صرف تحقیقات در آفریقا کرد و بعد ها در کتابی 72 صفحه ای درمورد مردم، حیوانات، موقعیت جغرافیایی و رسوم بومی، به شرح هر آنچه دیده بود و درموردش تحقیق کرده بود پرداخت. هنری دو سال پس از بازگشت از آفریقا درگذشت. 
 
پس از مرگ هنری، برادر بزرگترش که به او حسادت می کرد اعلام کرد که تحقیقات ثبت شده در کتاب هنری حاصل تخیلات او بوده و به هیچ وجه جنبه علمی ندارد. او با این کار قصد داشت تا توجهات را از تحقیقات هنری منحرف کند و سپس اهداف خود را تعقیب کند. او سپس تحقیقات مخفی خود را درمورد تاثیر داروهای بیولوژیک روی حیوانات و حشرات آغاز کرد.
 
در سال 2009 هدایت این شرکت به اکسلا جیونه (Excella Gionne) ، نوه دختری توماس تراویس رسید. اکسلا توانست خیلی زود فعالیت های شرکت را به شکل چشمگیری بسط و گسترش دهد. او نیز همانند اجدادش همچنان به تحقیقات مخفی درمورد سلاح های بیولوژیک و بایو اورگانیک مشغول بود و به توفیقاتی در این زمینه هم دست پیدا کرد. البته به گمان خیلی ها پای آلبرت وسکر هم در موفقیت های این شرکت درمیان است. اما این موضوع هیچ وقت به صورت رسمی تایید نشده، فقط همکاری وسکر و اکسلا می تواند دلیلی برای این ادعا باشد. 
 
اینطور به نظر می رسد که شرکت TriCell بالاخره توانسته به آرزوی دیرینه آلبرت وسکر، یعنی تولید سربازهای بایو اورگانیکی جامه عمل بپوشاند.
 
 Oroboros
 
ویروس اوروبوروس
 
آلبرت وسکر پس از به دست آوردن نمونه انگل لاس پلاگاس، در این اندیشه بود که شرکت آمبرلا را از میان راه برداشته و با آسودگی بیشتری به سمت اهداف خود گام بردارد. او پس از کشتن اوزول ای اسپنسر با دو مامور B.S.A.A ، یعنی کریس ردفیلد و جیل ولنتاین مبارزه کرد. در این مبارزه، جیل توسط وسکر به اسارت گرفته شد. وسکر در ادامه وارد شرکت ترایسل شد و برنامه‌های خود را برای مدیران این شرکت توضیح داد. او برای رسیدن به اهداف خود، همکاری خود را با اکسلا آغاز و او را برای رسیدن به مدیریت مقر آفریقایی ترایسل یاری کرد. اکسلا و آلبرت وسکر در مقر آفریقا در تلاش برآمدند تا با توجه به دراختیار داشتن منبع اصلی ساخت ویروس مادر، یعنی گل‌های افسانه‌ای، نوعی دیگر از پیدایش را برای کشف این ویروس به کار گیرند تا ضعف‌های موجود در ویروس مادر را در ویروس اوروبوروس بپوشانند. آن دو تلاش‌های خود را برای ساخت ویروس جدید گسترش دادند اما با مشکلات جدی روبه‌رو می‌شدند. سمی بودن بیش از اندازه گل‌های افسانه‌ای، همواره یک مشکل بزرگ برای بهره‌‎برداری از آن بود. اکسلا و آلبرت وسکر مطالعات خود را تا زمان آشنا شدن با پادتنهای اختصاصی موجود در بدن جیل ولنتاین ادامه دادند.
 
Jill-5 
 
جیل پس از رخدادهای رزیدنت ایول ۳ که توسط نمسیس به نوع خاصی از ویروس تی مبتلا شد، حتا با وجود پادزهر کارلوس اولیویرا، ویروس همچنان در بدن او وجود داشت. اما این ویروس یک ویروس بی‌عمل و خنثی بود که سبب شده بود تا سیستم دفاعی بدن جیل، پادتن‌هایی برای مبارزه با این ویروس ایجاد کند. اکسلا و وسکر در تلاش برآمدند تا با کمک این پادتن‌ها که هدف آن‌ها ویروسی بود که از ویروس مادر مشتق شده بود، استفاده کرده و سم موجود در گل‌ها را در فرآیند ساخت ویروس اوروبوروس خنثی نمایند. تجربه‌ای موفق که سرانجام آن به ساخته شدن ویروس اوروبوروس انجامید.
 
 
 
اوروبوروس در اساطیر
 
اوُروُبوُروُس (Ouroboros) (د‌‌ر یونانی به معنای د‌‌م‌خوار) نام ماری است که د‌‌م خود‌‌ را د‌‌ر د‌‌هانش گرفته و خود‌‌ را مار دمخوارمی‌خورد‌‌ و همواره به صورت د‌‌ایره است. این نماد‌‌ د‌‌ر یونان و مصر نماد‌‌ی از بی‌نهایت و بی‌کرانگی و نیز نماد‌‌ی از چرخه‌ی حیات و ممات است. د‌‌ر مصر باستان این نماد‌‌ گاهی به جای خورشید‌‌ نیز می‌آمد‌‌ه و همین نگاه به آیین‌های غنوسی نیز منتقل شد‌‌ه و نماد‌‌ ایزد‌‌ خورشید‌‌گون آبراکساس شد‌‌ه. جالب این‌جاست که علامت بی‌نهایت را د‌‌ر ریاضی (∞) از اوروبوروس اقتباس کرد‌‌ه‌اند‌‌.
 
 
 
آشنایی با برخی از شخصیت های بازی
 
شوا آلومار (Sheva Alomar)
 
شوا يكي از ماموران B.S.A.A  در قسمت غربي آفريقا بود. او وظيفه داشت تا كريس را در ماموريتش همراهي كند.
 
او در 7 سالگي والدينش را طي حادثه اي از دست داد. پس از مرگ پدر و مادرش سرپرستي او را عمويش به عهده گرفت. اما چند سال بعد خانه عمويش را به مقصد ساوانا (Savanna) ترك كرد. ساوانا محلي بود كه او به يك گروه پارتيزاني ملحق شد. در آن گروه، شوا به دليل اصلي مرگ والدينش پي برد. كارخانه اي كه والدين او در آن كار مي كردند، مكاني بود كه آمبرلا آخرين آزمايشات سلاح هاي بيولو‍‍‍‍ژيكي اش را در آنجا انجام مي داد و پدر و مادر او به دليل همين آزمايشات كشته شدند.
 
در 15 سالگي او با گروه هاي آمريكايي كه قصد مبارزه با فعاليت هاي بيولو‍ژيكي را داشتند تماس گرفت تا با اين كار خود مانع از فروش اين سلاح ها به اين گروه پارتيزاني شود. شوا به دليل كمكي كه براي از بين بردن اين تشكيلات كرده بود به آمريكا رفت و پس از گذشت 2 سال به B.S.A.A پيوست.   
 
 
 
اکسلا گیونه (Excella Gionne)
 
اکسلا گیونه، یکی از اعضای خانواده مشهور و سرشناس گیونه بود که در میان بازرگانان و بزرگان اروپا اعتبار زیادی داشت. مادر بزرگ اکسلا، از خانواده معروف تراویس بود. خانواده‌ای که یکی از فرزندان آن، هانری تراویسی نام داشت و شرکت ترایسل را بنیان نهاد. 
 
هانری تراویس همچنین نویسنده کتاب بررسی تاریخچه طبیعت بود. این کتاب تاثیر فراوانی در فعالیت‌ها و افکار اوزول ای اسپنسر برجای گذاشت. اکسلا روزبه‌روز بزرگ‌تر شد و سرانجام با کمک آلبرت وسکر توانست تا ریاست مقر آفریقایی شرکت ترایسل را برعهده گرفته و کار را برای آغاز پروژه ساخت ویروس اوروبوروس آغاز کند.
 
خانواده گیونه، خانواده ای سرشناس و معتبر در اروپا از دیدگاه فعالیت‌های تجاری و اقتصادی بودند. اکسلا در چنین محیطی رشد کرد و افزون بر زیبایی و هوش ذاتی خود، بسیار مغرور بزرگ شد. دوران مدرسه و دانشگاه او به سرعت و با کسب نمره‌های بالا سپری شد. او در رشته مهندسی ژنتیک تحصیل کرد و در این راه استعداد شگرفی از خود نشان داد. او وارث هوش و ذکاوت هانری تراویس بود. در سن ۱۸ سالگی، با توجه به استعداد، تخصص و آشنایی که داشت وارد شرکت ترایسل شد و در بخش داروسازی مشغول کار شد. او رفته‌رفته توانست تا مدارج را گذرانده و پست‌های بالاتری را در شرکت ترایسل برعهده گیرد.
 
 
 
نکات مهمی که باید به آن ها توجه داشت:
 
پس از آن که داستان قسمت چهارم بازی در یک کشور اروپایی با سابقه اسلامی روایت شد، سازندگان قسمت پنجم نیز در همین راستا اینبار به سراغ یک کشور اسلامی در قاره آفریقا رفتند! 
 
به این آمار خوب دقت کنید:
 
 Amar
 
آمار جمعیتی مسلمانان در آفریقا
 
   منطقه جمعیت کلی  مسلمانان ٪ مسلمان ٪ از کل مسلمانان
 
مرکز آفریقا      ۹۷٬۶۶۵٬۶۶۰ ۱۵٬۳۴۷٬۳۳۲   ۱۵٫۷۱۴٪ ۰٫۸۵۲٪
 
شرق آفریقا ۲۸۳٬۷۶۵٬۰۲۱ ۸۱٬۸۹۰٬۵۶۴ ۲۸٫۸۵۹٪ ۴٫۴۹۷٪
 
شمال آفریقا ۲۰۰٬۵۱۹٬۵۰۲ ۱۷۹٬۶۲۳٬۴۷۷ ۸۹٫۵۷۹٪ ۱۲٫۱۹۹٪
 
جنوب آفریقا ۵۴٬۰۵۵٬۰۰۰ ۸۸۵٬۴۷۴ ۱٫۶۳۹٪ ۰٫۶۰۵٪
 
غرب آفریقا ۲۹۸٬۶۳۲٬۲۵۵ ۱۶۳٬۶۸۰٬۲۹۴ ۵۰٫۷۸۳٪ ۹٫۰۷۷٪
 
جمع ۹۰۱٬۰۱۰٬۹۲۳ ۴۱۲٬۳۲۴٬۶۳۲ ۴۵٫۷۶۲٪
 
 Resident-Evil-5-Logo-Postmortem-2
 
اما شاید برای شما هم این سوال پیش آمده باشد که کیجوجو در کجا واقع شده و شبیه ساز کدام کشور آفریقایی است. برای پاسخ به این سوال می توان از روش خلاقانه ای بهره برد. اگر به کاور رسمی بازی دقت کرده باشید، خواهید دید که روی کاور تصویری از نقشه آفریقا نقش بسته و عدد 5 روی آن حک شده است. حالا کمی بیشتر به عدد 5 دقت کنید... به نظر شما این عدد کمی غیر عادی نیست؟ همانطور که متوجه شده اید، سرکش عدد 5 کمی بیش از حد معمول کشیده شده تا حدی که از نقشه آفریقا هم بیرون زده. سوال مهم این است که آیا طراح لوگو در طراحی این عدد دچار مشکل و اشتباه شده است؟ یا هدف دیگری در طراحی آن نهفته است. برای پاسخ به این سوال کافی است تا عدد 5 روی کاور را روی نقشه واقعی آفریقا منطبق کنید تا حقایق جالبی برای شما روشن شود.
 
اگر کار تطبیق را درست انجام دهید، خواهید دید که سرکش بلند عدد 5 کشور خاصی را مشخص می کند و به آن اشاره دارد. بله، درست متوجه شدید، این عدد، کشور عربستان سعودی را نشان می دهد.
 
چرا عربستان سعودی؟
 
برای پاسخ به این سوال کافی است تا اسامی عربستان سعودی و آفریقا را در گوگل جستجو کنید تا به نتایج قابل توجهی دست پیدا کنید:
 
 نقش عربستان سعودي در تامين منابع مالي تروريست‌های آفریقایی
 
نقش عربستان در انقلاب های شمال آفریقا
 
قطر و عربستان از کشورهای شمال آفریقا مزدور استخدام می کنند
 
عربستان سعودی و آفریقای جنوبی اقدام به سرمایه گذاری مشترک می کنند
 
  
این ها تنها بخشی از عناوین اخباری است که به نقش مستقیم و مهم عربستان سعودی در شکل گیری وقایع در کشورهای آفریقایی اشاره دارد. حال اگر در همین نقشه تطبیقی به مسیری که عدد 5 در نقشه آفریقا طی کرده هم نگاهی بیندازید، اسامی کشورهایی را خواهید دید که همگی به نوعی با عربستان سعودی در ارتباط هستند. این کشورها عبارتند از : سودان، چاد، کنگو و الجزایر
 
به نظر می رسد که کیجوجو نامی مستعار و نمادین برای یکی از این کشورها باشد.
 
 Sarbaze-Afrighaei
 
خب، اجازه دهید کمی هم درمورد ارتباط عربستان سعودی و این کشورها در اینترنت جستجو نماییم. با کمی جستجو در اخبار، به این عناوین خواهید رسید:
 
 
 
رئیس جمهوری سودان برای انجام معاینات پزشکی به عربستان سعودی رفت
 
عربستان سعودی، کشور سودان جنوبی را به رسمیت شناخت
 
تعطيلي سفارت عربستان سعودي در چاد
 
انفجار بمب در سفارت عربستان در چاد 2 كشته برجاي گذاشت
 
عربستان از ورود حجاج کنگو و اوگاندا جلوگیری کرد
 
آنگولا، رقیب اصلی عربستان در صادرات نفت به چین
 
عربستان سعودی و آنگولا بزرگترین خریداران سلاح از آلمان
 
حمایت نظامی عربستان از کشورهای آنگولا، چاد، اریتره و سومالی
 
 
 
حال با توجه به داستان بازی و طرح لوگوی آن، می توان این فرضیه را مطرح کرد که سازندگان بازی با زیرکی تمام به نقش قابل توجه عربستان در ایجاد بحران (از طرق مختلف) در آفریقا اشاره دارند و این کشور را عامل اصلی همه بدبختی ها معرفی می نمایند. 
 
 Mamoor-1
 
به این نکته جالب توجه کنید، ماموری که در ابتدا با کریس و شوا ملاقات می کند، برای حفظ پوشش و مخفی ماندن، از لباس های عربی استفاده می نماید! در حالی که پوشیدن لباس های آفریقایی مردم همان منطقه می توانست پوشش بهتر و امن تری برای وی باشد، به نظر شما دلیل استفاده از این پوشش، آن هم برای یک مامور مخفی چیست؟ 
 
 Jill-Lebase-Arabi-1
 
حتی لباسی که جیل در ابتدای بازی برای ناشناس ماندن خود از آن استفاده می کند هم شباهت زیادی به پوشش اعراب دارد. آیا همه این ها اتفاقی است؟ 
 
اما موضوع وقتی آشکار تر می شود که در یکی از بخش های بازی، با کریس وارد عمارت اسپنسر می شویم. درون این عمارت، اتاق مطالعه و تحقیق اسپنسر قرار دارد. با کمی جستجو در این اتاق می توانید قرآن را درمیان کتاب های او بیابید! 
 
 Evil-5-Ghoran
 
سوال این است که چرا در کتابخانه فردی که سال ها به دنبال تولید ویروس برای خلق سربازان بایو اورگانیک بوده، قرآن وجود دارد؟ لطفا کمی به این رابطه فکر کنید...
 
نام ویروسی که به عنوان عامل شر و بدبختی معرفی می شود هم در نوع خود جالب و تامل برانگیز است. اوروبوروس د‌‌ر یونان و مصر نماد‌‌ی از بی‌نهایت و بی‌کرانگی و نیز نماد‌‌ی از چرخه‌ی حیات و ممات است و این می تواند اشاره ای به جمعیت کثیر و رو به افزایش مسلمانان (بخوانید انسان های آلوده به ویروس) در کشورهای آفریقایی باشد. 
 
به تیتر این خبر توجه کنید:
 
بيشترين رشد جمعيت مسلمانان در 20 سال آينده در آفريقا خواهد بود
 
در این بازی هم همانند قبل، کشور بحران زده (اینبار کشوری در آفریقا) به یک ناجی نیاز دارد و باز هم طبق کلیشه های مرسوم، ناجی ای از نژاد آنگلوساکسون به یاری آن ها می شتابد. اما اینبار ناجی به حمایت سرزمین آفریقا برای دفع شر دشمنان نیازمند است و می بینیم که شوا در این ماموریت او را یاری می نماید.  شوا نمادی از سرزمین آفریقا، دوش به دوش ناجی غربی خود مبارزه می کند و در نهایت سرزمینش را از وجود مردمان آلوده به ویروس پاک می نماید...
 
و اما قسمت ششم بازی...
 
همانطور که پیش بینی می شد، شرکت کپ کام در سال 2012 ، نسخه دیگری از سری بازی های رزیدنت ایول را نیز روانه بازار نمود. کارگردانی این قسمت را ایچیرو ساساکی و تهیه کنندگی آن را هیرویوکی کوبایاشی بر عهده داشتند.
 
Resident-Evil-6 
 
بررسی بازی Resident Evil 6
 
(این بازی در سال 2012 برای پلتفرم هایPS3 و Xbox 360 عرضه شد)
 
داستان نسخه ششم در سال ۲۰۱۳ و ۱۵ سال پس از رویدادهای شهر راکون روایت می شود. بخش اول داستان از 24 دسامبر 2012 آغاز می شود. در ناحیه ای واقع در شرق اروپا (ادونیا) توسط گروهی تروریست، حملات بیوتروریستی علیه دولت روی داده اند. 
 
 Jake-resident-evil-6-30948269-800-800
 
جیک میولر، پسر آلبرت وسکر به عنوان نظامی مزدور برای جلوگیری از این حملات به آنجا فرستاده می شود و در این راه شری بیرکین، دختر پروفسور ویلیام بیرکین، به عنوان نماینده مشاور امنیت ملی آمریکا، جیک را همراهی می کند. 
 
شری به جیک می گوید: "از آنجایی که او پسر آلبرت وسکر است، برای توقف ماجراهای تروریستی بیولوژیکی و درمان مصدومان، به خون او نیاز است." جیک موافقت می کند تا در مقابل دریافت پول از دولت آمریکا با شری همکاری نماید و از ادامه حملات جلوگیری کند، اما آن ها در این راه با مشکلات عدیده ای روبرو می شوند.
 
همزمان با اقدامات شری و جیک، کریس ردفیلد و پیرس نیوانز نیز بخش دوم داستان را رغم می زنند. طی یک درگیری مرگبار میان ایدا ونگ و اعضای گروه B.S.A.A،  اکثر اعضای این تیم توسط وی کشته می شوند و کریس و پیرس برای یافتن ایدا و مقابله با تهدیدات تروریستی ویروس سی (C)، به کشور چین می روند. بخش دیگری از داستان به 6 ماه بعد در 29 ژوئن 2013 بازمی گردد. لیان اسکات کندی و هلنا هارپر مأمور محافظت از رئیس جمهور آمریکا آدام بنفورد هستند که رئیس جمهور دچار حمله بیوتروریستی می شود. 
 
 Adam-Benford
 
لیان و هلنا مأمور می شوند تا عامل این جنایت را پیدا کرده و انتقام رئیس جمهور آمریکا را بگیرند.
 
آن ها در طی تحقیقات خود به فردی به نام درک سیمونز، مشاور امنیت ملی آمریکا برخورد می کنند و متوجه می شوند که او در واقع کنترل تمامی نیروهای تروریستی را به عهده دارد. 
 
تیم دو نفره لیان و هلنا با کمک فردی از داخل نیروهای دولتی، راهی برای رسیدن به سیمونز پیدا می کنند. آن ها متوجه می شوند که تمام سرنخ ها به کشور چین ختم می شوند. لیان و هلنا به چین می روند و با جیک و شری در آنجا روبرو می شوند. لیان، هلنا، شری و جیک در کنار هم در برابر هیولاها می جنگند و سرانجام خود را به سیمونز می رسانند. 
 
 helena
 
سیمونز به قصد نابودی با آن ها درگیر می شود، اما در این بین ناگهان فردی به طور مخفیانه آمپولی حاوی ویروس سی را به بدن سیمونز تزریق می نماید و را به هیولایی بزرگ و قوی تبدیل می کند.
 
کمی بعد، درست زمانی که ناجیان بشریت خود را به پیروزی نزدیک می دیدند، ناگهان موشکی وارد خاک چین شده و ویروس سی را در همه نقاط شهر تاچی (Tachi) پخش می کند و تمام مردم مبتلا به این ویروس می شوند.
 
 Derek C
 
اینبار لیان و هلنا با کریس ردفیلد و پیرس نیوانز روبرو می شوند و برای پی بردن به عامل این جنایت تروریستی همکاری می کنند.
 
در انتهای داستان، لیان و هلنا موفق به نابودی سیمونز می شوند و در سمت دیگر، کریس و پیرس، هیولای وحشتناکی که در بخشی از شهر به صورت مخفی از آن نگهداری می شد را از بین می برند. پس از نابودی دشمن، جیک و شری موفق می شوند تا خود را به آزمایشگاه دولتی آمریکا رسانده و با استفاده از خون جیک، پادتن ویژه را تهیه کنند. 
 
اما در این بین روایت دیگری نیز وجود دارد. شخصیتی که تصور می شد ایدا ونگ باشد، در واقع بدلی شبیه سازی شده از وی بود که توسط سیمونز خلق شده بود. این بدل در واقع کارلا، همکار سیمونز بود که در اثر تزریق ویروس سی در آزمایشگاه نئو آمبرلا به وجود آمده بود. ایدا ونگ اصلی با پی بردن به این موضوع به منظور نابودی بدل خود با وی درگیر می شود و سرانجام او را نابود می نماید. در این بخش هم باز ایدا شخصیتی مرموز داشته و اطلاعات خاصی از مأموریت وی و علت حضورش در این شهر بیان نمی شود... 
 
 
 
ویروس سی (C)
 
Chrysalid Virus، یا به اختصار ویروس (C)، ویروسی جهش یافته است که برای اهداف تروریستی در آزمایشگاه شخصی درک سیمونز به وجود آمد. این ویروس پس از ورود به بدن میزبان اقدام به ایجاد جهش ژنتیکی سریع در وی کرده و او را به یک سرباز بایو اورگانیکی تبدیل می نماید. در آخرین مراحل تبدیل، فرد آلوده درون پیله ای قرار گرفته و سپس تغییر نهایی در وی صورت می گیرد.
 
 
 
ابتلا
 
روش های ابتلا به این ویروس ناشناخته هستند. ولی عمدتا دو روش برای ابتلای به آن ذکر می شود، یکی از طریق تزریق و دیگری از طریق استنشاق گاز حاوی ویروس.  
 
 
 
دوره ابتلا به بیماری
 
دوره ابتلا به این بیماری نیز مشخص نیست اما به نظر می رسد ابتلا از طریق استنشاق بسیار کوتاه مدت باشد. اگر فردی در اثر استنشاق گاز به ویروس مبتلا شود، در عرض چند ثانیه به یک جاوو تبدیل می شود. 
 
 Enemy-6
 
استفاده برای عملیات تروریستی
 
اولین استفاده ثبت شده از این ویروس، در طول جنگ داخلی ادونیا (Edonian) در اواخر سال 2012 بود. 
 
حمله بعدی شش ماه بعد در ژوئن 2013 در شهر Talk Oaks آمریکا صورت گرفت و مردم این شهر قربانی ویروس سی شدند. 
 
درست در همین زمان خبرهایی مبنی بر حمله بیوتروریستی در شهر لانشیانگ چین هم گزارش شد. طبق گزارش های ارسال شده، در اثر این حملات اکثر مردم به جاوو تبدیل شدند و فقط عده کمی از آلودگی مصون ماندند.
 
 
 
نئو آمبرلا
 
نئو آمبرلا سازمان تروریستی بود که توسط کارلا رادامس به طور مخفیانه تاسیس شد. کمپانی نئو آمبرلا ارتباط مستقیمی با آمبرلای قدیمی داشت و پس از نابودی آن اقدام به فعالیت نمود. هدف اصلی این سازمان، از بین بردن نظم جهانی و جایگزین کردن آن با هرج و مرج بود.
 
 
 
ارتش آزادیخواه ادونیا
 
ارتش آزادیخواه ادونیا، درواقع سازمان نظامی- تروریستی است که علیه دولت دموکرات کشور ادونیا در اروپای شرقی مبارزه می کند.
 
در اواخر دهه 80 نظام دموکراسی خیلی زود بر کشورهای اروپای شرقی و به خصوص ادونیا تسلط یافت. اما حکومت دموکرات جدید حاکم بر این کشور خیلی زود با مشکل بزرگی به نام ارتش آزادیخواه ادونیا مواجه گردید. ارتش آزادیخواه دست به کودتا زد و خیلی زود مرکز شهر را به تصرف خود درآورد. 
 
دیگر کشورهای اروپای شرقی هم پیمان با ادونیا به منظور مصون ماندن از حملات ارتش آزادیخواه ادونیا، دست از حمایت دولت ادونیا برداشتند و نخست وزیر این کشور مجبور به انحلال پارلمان شد.
 
اما با این وجود ادونیا توانست کمی از قدرت و آرامش خود را به دست آورد و حزب اصلی ادونیا به تقویت رابطه با کشور های همسایه اش پرداخت. اما در طرف دیگر، نیروهای ضد دولتی، مخالفان و مزدوران، برای هدف تغییر حکومت با هم متحد شدند.
 
 
 
جنگ داخلی ادونیا
 
در سال 2012 بالاخره جنگ داخلی ادونیا آغاز شد.
 
دو سال بعد، گروهی ناشناس با فروش سلاح هایی حاوی ویروس سی، اقدام به مسلح نمودن مخالفان این کشور نمودند. بروز نشانه هایی از تاثیرات ویروس سی در بین مخالفان و ارتش ادونیا، موجب شد تا گروه امنیتی  B.S.A.A به منظور بررسی اوضاع وارد این کشور شده و تحقیقات گسترده ای را آغاز نماید.
 
 Dante
 
نماد
 
نماد ارتش آزادیخواه، عنکبوتی سیاه رنگ است که در زیر آن عبارت "La Vita Nuova" نقش بسته است. این عبارت از یک واژه ایتالیایی به معنی "زندگی جدید" الگو برداری شده است. این عبارت برای اولین بار توسط شاعر ایتالیایی Dante Alighieri در کتابی به همین نام استفاده شد. 
 
افراد این گروه با الهام از این نام، تصمیم گرفتند تا برای ایجاد زندگی جدید در ادونیا، آن را به عنوان شعار خود انتخاب کرده و به عنوان ایدئولوژی اصلی گروه از آن پیروی نمایند.
 
 
 
آشنایی با شخصیت های جدید بازی:
 
 
 
جیک مولر (Jake Muller)
 
جیک پسر ویروس شناس مشهور آلبرت وسکر بود. او برای کسب درآمد و حمایت از مادرش کاری در بین سربازان دولتی پیدا می کند و در عملیات ضدتروریستی که در شرق اروپا انجام شد دستگیر می شود. تمامی همراهان جیک در آن عملیات مبتلا به ویروس سی می شوند، اما دستگیری جیک باعث می شود که وی از ابتلا به این ویروس نجات پیدا کند.
 
چندی بعد جیک با مامور دولتی آمریکا، شری برکین ملاقات می کند. شری از جیک می خواهد تا به دلیل نسبت خونی که با وسکر دارد اجازه استفاده از خون خود برای ساخت پادزهر در مقابل حملات تروریستی بدهد.
 
جیک نیز این قرارداد را در برابر پول قبول می کند. 
 
 
 
هلنا هارپر (Helena Harper)
 
هلنا هارپر عضو سرویس مخفی ایالات متحده آمریکا USSS و یک مامور دولتی فدرال آمریکا است. هلنا در سال ۲۰۱۳ مامور محافظت از رئیس جمهور آمریکا " آدام بنفورد" شد و پس از اینکه رئیس جمهور دچار حمله بیوتروریستی شد به همراه لیان اسکات کندی به دنبال مبارزه با این حملات رفت.
 
هلنا هارپر در ماجرای رزیدنت ایول ۶ در بین شخصیت‌های اصلی داستان حضور داشت و به همراه لیان اسکات کندی به دنبال مقابله در برابر ویروس‌هایی که در تمامی نقاط جهان پخش شده بودند گشت. در همین بین خواهر هلنا، دبرا توسط عده‌ای مزدور دستگیر می‌شود. هلنا در حین انجام عملیات‌های ضد بیوتروریستی متوجه سرنخ‌هایی از خواهر خود می‌شود و پی می برد که به دبرا ویروس سی تزریق شده‌است و دیگر او حالت طبیعی یک انسان را ندارد. در قسمتی از داستان هلنا مجبور به مبارزه با دبرا می‌شود و در پایان مرگ خواهرش را با چشمان خود می‌بیند.
 
پیرس نیوانس (Piers Nivans)
 
پیرس هم همانند هلنا اولین حضور خود در سری بازی های رزیدنت اویل را تجربه می کند. او از اعضای جوان B.S.A.A و نیروی پشتیبانی کریس در میدان نبرد است. او سرانجام برای نجات کریس، با تزریق ویروس سی به خود، فداکاری کرده و به یک موجود بایواورگانیکی تغییر ماهیت می دهد.
 
 
 
نکات مهمی که باید به آن ها توجه داشت:
 
 قسمت ششم هم مانند دو قسمت قبل، مملو از نمادهای مذهبی و سیاسی است. طبق داستان بازی، عملیات بایوتروریستی ای در یکی از کشورهای واقع در اروپای شرقی به نام ادونیا رخ می دهد و مردم در اثر آلودگی به ویروسی به نام سی، به سربازان بایواورگانیکی تغییر ماهیت می دهند.
 
ustanak 
 
حال سوال این است که ادونیا کجاست و در چه منطقه ای واقع شده است؟
 
اگر به فایل های درون بازی مراجعه کنید، با اسامی خاصی نظیر Ustanak (انقلاب) روبرو خواهید شد که طبق توضیحات ارائه شده به زبان صربی هستند. زبان صربی می تواند ما را برای یافتن مکان واقعی کشور ادونیا راهنمایی کند.
 
با مراجعه به راهنمای زبان ها، خواهید دید که این زبان در کشورهای صربستان، کوزوو، مونته‌نگرو، کرواسی و بوسنی و هرزگوین رواج دارد و مردم این کشورها به این زبان گویش می کنند.
 
صربستان در مرکز جنوب شرقی اروپا، کوزوو ناحیه‌ای در جنوب اروپا، کرواسی در جنوب مرکزی اروپا و بوسنی و هرزگوین در جنوب شرقی اروپا قرار دارند.
 
با این اوصاف می توان اینطور نتیجه گرفت که ادونیا در واقع همان بوسنیا (بوسنی و هرزگوین) است. 
 
Bosni-Map
 
اما چرا بوسنی و هرزگوین؟
 
تاریخچه ای مختصر 
 
تقاضا براي آزادي شهروندان و قوميت‌ها در 6 جمهوري سابق يوگوسلاوي، باعث مخالفت و مقابله با طرح صربستان بزرگ، تحت پوشش يوگوسلاوي گرديد و بحران يوگوسلاوي آغاز شد. درخواست كشور بوسني و هرزگوين براي شناسايي بين‌المللي، توسط جامعه مشترك اروپا و آمريكا مشروط به همه‌پرسي گردید. ابتدا صرب‌ها اين همه‌پرسي را تحريم كرده و سپس با برگزاري رفراندوم ويژه خود، طرح استقلال بوسني و هرزگوين را رد كردند و تشكيل جمهوري صرب‌هاي بوسني و هرزگوين را اعلام نمودند.
 
دولت بوسني و هرزگوين همه‌پرسي را بر اساس اصول بين‌المللي و با نظارت ناظران جهاني برگزار نمود. در اين همه‌پرسي بيش از يك و نيم ميليون نفر كه 64 درصد از شهروندان را تشكيل مي‌دادند به جمهوري مستقل و غيرقابل تقسيم بوسني و هرزگوين رأي دادند.
 
يك روز پس از به رسميت شناخته شدن بوسني و هرزگوين به عنوان كشوري مستقل، يعني در 7 آوريل 1992، اين كشور توسط صربستان مورد تجاوز قرار گرفت و یکی از بزرگترین نسل کشی های مسلمانان در طول تاریخ به وقوع پیوست.
 
طبق آمارهای رسمی، ۴۸ درصد از مردم این کشور، بوسنیایی، ۳۷ درصد صرب و ۱۴ درصد کروات هستند که از این میان ۴۰ درصد از آن ها مسلمان، ۳۱ درصد ارتودوکس و ۱۵ درصد کاتولیک هستند.
 
علی عزت بگوویچ که طی سال‌های جنگ در این کشور، رهبری مسلمانان بوسنی و هرزگوین را به عهده داشت، به عنوان نخستین رئیس جمهور این کشور تا سال ۲۰۰۰ میلادی بر این جمهوری حکومت کرد.
 
 
 
با توجه به مطالب بالا، می توان اینطور نتیجه گرفت که گروه های تروریستی ای که در بازی از آن ها سخن به میان آمده، همان مسلمانانی هستند که قصد جدایی و آشوب دارند و ویروسی که آن ها بدان مبتلا شده اند، ویروس سی (بخوانید اسلام) آنقدر خطرناک است و دامنه ابتلای بالایی دارد که حتی می تواند کشوری نظیر چین در آسیای دور را نیز تحت الشعاع قرار داده و آن را هم مبتلا سازد. وجود هیولایی با نام صربی اوستانک، به معنی انقلاب، تأکیدی بر انقلاب های اسلامی در کشورهای مختلف و تغییر آیین و مذهب در آن ها دارد.
 
مبتلایان به این ویروس همه سربازانی مسلح و بی مغز هستند که جز کشتار و خرابی به چیز دیگری فکر نمی کنند و هدف اصلی همه آن ها ابتلای جهان به ویروسی است که آن ها بدان مبتلا شده اند. 
 
ورود این ویروس به چین به عنوان پرجمعیت‌ترین کشور دنیا با بیش از 3/1 میلیارد نفر سکنه‌، هشداری به جامعه جهانی است که در صورت عدم ممانعت از گسترش اسلام (ویروس!!) دنیا با بحرانی جدی روبرو خواهد شد.
 
فقط کافی است تا عبارت اسلام در چین را در گوگل جستجو کنید تا با نتیجه جالبی روبرو شوید:
 
 Islam-Dar-Chin
 
پیشینه ورود اسلام به چین به پیش از ۶۵۰ میلادی بازمی‌گردد، زمانی که سعد بن ابی وقاص از صحابه پیامبر اسلام، سفرایی را به سوی امپراتور گائوتسونگ فرستاد. نتیجه ورود اسلام به چین، جمعیتی حدود ۴۰ میلیون مسلمان در این کشور است که بیشتر آن ها در استان‌های شینجیانگ، گانسو، نینگشیا و چینگهای زندگی می‌کنند.
 
 
 
40 میلیون مسلمان! واقعاً آمار قابل توجهی است، اما مسئله چین به همینجا ختم نمی شود و ابعاد دیگری را نیز شامل می شود:
 
مثلاً اینکه چین بزرگترین اقتصاد دنیاست و چین اسلامی تا چه حد می تواند فاجعه آفرین باشد نیز مد نظر سازندگان بازی قرار گرفته است. درون بازی، شهری به نام لانشیانگ (Lanshiang) در چین وجود دارد که اولین عملیات تروریستی در آن صورت می گیرد.
 
با کمی جستجو درمیابید که چنین شهری در چین وجود خارجی ندارد، اما این نام برای مردم جهان یادآور موضوعی در ارتباط با این کشور است. به این خبر توجه کنید:
 
مدارس چینی منكر ارتباط در حمله به گوگل شدند
 
خبرگزاری شینهوا اعلام كرد که یك دانشگاه چینی معتبر و یك مدرسه تخصصی نه‌چندان شناخته شده، گزارش یك روزنامه آمریكایی را كه از آن‌ها به‌عنوان منبع حملات سایبری به غول اینترنتی گوگل نام برده بود، تكذیب كردند.
 
نماینده دانشگاه شانگهای جیااوتونگ كه به‌ عنوان یكی از بهترین دانشگاه‌های این كشور شناخته شده، اعلام كرد كه ادعاهای مطرح شده در روزنامه نیویورك‌ تایمز بی‌پایه بوده و حتی اگر به نظر برسد که رایانه‌های این موسسه در حمله به گوگل مورد استفاده قرار گرفته‌اند، به این معنی نیست كه هكرها در آن مستقر هستند.
 
سخنگوی شانگهای جیااوتانگ نیز اظهار كرده كه این دانشگاه از شنیدن این ادعاهای بی‌اساس كه ممكن است به شهرت آن لطمه بزند، شوكه و ناراحت شده است.
 
مدرسه لانشیانگ نیز كه در گزارش نیویورك تایمز نامبرده شده بود، با انكار هر گونه نقش داشتن در حمله به گوگل، اعلام كرده که تحقیقات داخلی هیچ نشانه‌ای از انجام حملات از این مدرسه را نیافته است.
 
در حالی كه در گزارش نیویورك تایمز، به حمایت ارتش از تأسیس مدرسه لانشیانگ و آموزش دیدن دانشمندان رایانه‌ در این مدرسه كه بعدها به ارتش می‌پیوندند، اشاره شده بود؛ اما این مدرسه منكر ارتباط با ارتش شده است.
 
گوگل یك ماه پس از حملات سایبری پیشرفته‌ علیه شبكه‌های این شركت، خبر داد كه این حملات از جانب چین صورت گرفته و هدف آن‌ها دسترسی به اطلاعات اشتراك‌های جی‌میل فعالان حقوق بشر چینی در سراسر جهان بود.
 
 
 
به نظر می رسد که قرار دادن نام این مدرسه روی یک شهر، تنها می تواند هشداری به عواقب بی توجهی به گسترش اسلام در مناطقی مانند چین باشد. چینی که در حال حاضر خطری بالقوه برای جهان است و ورود اسلام می تواند آن را به خطری بالفعل تبدیل نماید!!
 
نکته دیگر در مورد چین، حضور ایدا ونگ به عنوان نماد سرزمین چین در این بازی است. ایدا شخصیتی بسیار پیچیده و مرموز دارد و همواره در وقایع سری بازی های Resident Evil نقشی کلیدی و اساسی را ایفا می کند. او مسئول جمع آوری نمونه ها و ارائه گزارش به مافوق خود است. 
 
Ada--Cube 
 
با اینکه ایدا یک زن چینی است، اما هیچ ارقی نسبت به وطن خود ندارد و از نابودی آن ناراحت و غمگین نمی شود. او فقط و فقط به هدف و مأموریتش فکر می کند. علاقه او به یک ناجی آنگلوساکسون (لیان) هم قابل توجه است. سرزمین چین علاقه مند ایجاد روابط با آمریکاست، اما این علاقه از سمت آمریکا بیشتر و جدی تر است و چین اهمیت چندانی برای آن قائل نیست. در طول داستان بازی هم می بینیم که لیان علاقه بیشتر و جدی تری به ایدا دارد و معمولاً ایدا این عشق را نادیده می گیرد.
 
نکته بعدی در مورد بخش دیگری از داستان بازی است، جایی که جیک میولر (پسر آلبرت وسکر) و شری بیرکین (دختر ویلیان بیرکین) دست به دست هم داده اند تا دنیا را از بحران به وجود آمده توسط ویروس سی نجات دهند.
 
همانطور که در قسمت های قبلی اشاره شد، آلبرت وسکر و ویلیام بیرکین دو نفر از عاملان اصلی به وجود آمدن بحران های ویروسی در سراسر دنیا بودند. اما ببینید که تهدید و خطر ویروس سی تا چه حد جدی است که وارثان شر هم به فکر مقابله با آن افتاده اند. اما آیا با نابودی تروریست های کشور ادونیا و چین، مسئله تمام شده و خطر برطرف می شود؟
 
پاسخ به این سوال در دو پلان از بازی نهفته است. در دو پلان کلیدی از بازی، جیک در حال خوردن سیب سرخ نمایش داده می شود. در اولین پلان جیک در اثر حمله جوآووها موفق به خوردن سیب سرخ نمی شود، اما در پلان بعد جیک سیب را گاز زده و به جنگ دشمن می رود.
 
 Sibe-Sorkh
 
بیایید کمی بیشتر به پلان پایانی بازی دقت کنیم:
 
دختر بچه ای با پوشش عربی از شدت ترس به درون کلبه ای پناه برده که ناگهان سر و کله مردی با پوششی عربی درون اتاق پیدا می شود. پوشش مرد به گونه ای است که ظاهرش قابل تشخیص نیست. مرد مرموز رو به دختر کرده و می گوید:
 
من معتقدم که ما با هم معامله ای کردیم.
 
 Sib-2
 
دختر با شنیدن این جمله کمی دستپاچه شده و پس از جستجو، سیب سرخی را از جیب لباسش بیرون می آورد و به مرد می دهد. مرد سیب را در دست می گیرد و کلبه را ترک می کند. بیرون کلبه فضایی کاملاً عربی دارد و مشخص است که ماجرا در کشوری عربی درحال رخ دادن است. در این هنگام دختر خطاب به مرد می گوید:
 
آیا تو هم به قولت وفاداری؟
 
 Sib-1
 
سپس مرد لباسش عربی اش را از تن خارج می کند و معلوم می شود که او جیک میولر است. او در حالی که آماده نبرد با زامبی ها شده به سیب گاز می زند و در جواب می گوید:
 
منصفانه است بچه
 
در این دمو نماد سیب و دختر بچه عرب قابل توجه هستند. جیک میولر به عنوان یک مزدور برای ریشه کنی ویروس سی، به یک کشور عربی سفر کرده است. دختر، نماد سرزمین عربی از جیک درخواست دارد تا از او حمایت کرده و نجاتش دهد. و اما سیب سرخ نماد گناه اول انسان، توسط جیک گاز زده می شود. در واقع به نوعی دختر و جیک، نمادی از روایت یهودی داستان آدم و حوا هستند و گناه لذت بخش آن ها با گاز زدن سیب آشکار می شود: نبرد با ویروس سی
 
اما از طرف دیگر، سیب سرخی که از طرف یک زن به مردی تقدیم شود نماد تقدیم باکرگی زن به آن مرد نیز محسوب می شود. یعنی زن، تمام و کمال خود را به آن مرد تقدیم نموده و این یعنی اعراب برای نجات از ویروس سی (اسلام) حتی حاضر به تحویل خاک خود به یک ناجی آمریکایی هستند.
 
و در آخر سیب سرخ برای ما شیعیان نمادی مهم و کلیدی محسوب می شود که با توجه به آن، تفسیر دمو را به خود شما عزیزان می سپارم...
 
 
در انتها توجه شما را به تصاویری از میزان تاثیرگذاری این بازی در سطح جهانی و چگونگی ایجاد تغییر تفکر و ذائقه در افراد جلب می نمایم:
 
قصابی وسکر و پسران!!!
 
 Wesker--Son
 
کپی‌برداری و نقل تمام یا قسمتی از این مطلب به هر شکل (از جمله برای همه نشریه‌ها، وبلاگ‌ها و سایت های اینترنتی) بدون ذکر منبع و نام نویسنده، ممنوع و حرام است و پی گرد قانونی دارد.

 

1 بار پسندیده شده

1 نظر

برای ارسال نظر وارد سایت شوید

آخرین ارسال های انجمن

ارسال مطلب به ما

برای ارسال مطلب جهت انتشار در قسمت "به قلم دوستان" در وب سایت لطفاً مطلب خود را در قالب نرم افزار word همراه با ذکر نام و شماره تماس به نشانی پست الکترونیکی author@vgpostmortem.ir  ارسال نمائید.

جهت دریافت خبر نامه پست الکترونیکی خود را وارد نمایید.

آمار بازدید

04846333
امروز
دیروز
این هفته
هفته گذشته
این ماه
ماه گذشته
مجموع
10336
12630
54223
4466331
293659
476176
4846333