هَٰذَا مِن فَضْلِ رَبِّي
3709 دفعه خوانده شده کد مطلب : 290

تحلیل سه گانه Mass Effect- قسمت اول

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

مسیح، اینبار ناجی کهکشان ها!!

 

داستان بازی در سال 2183 روی می دهد و روایتگر ماجرای زندگی فردی به نام جان شاپرد (John Shepard)، افسر ارشد سازمانی دولتی به نام سیستم آلیانس (Alliance Systems) است که در سفینه ای به نام اس اس وی نورماندی (SSV Normandy) مشغول به کار است.

Shepards

در این زمان انسان ها موفق شده اند فضا را به تسخیر خود درآورده و با موجودات کرات دیگر ارتباط برقرار نمایند. بیش از ده نژاد شناخته شده در فضا وجود دارند که برخی با انسان ها در صلح و برخی دیگر دشمن محسوب می شوند. در این زمان سازمان های فراکهکشانی متشکل از نژادهای مختلف نیز به وجود آمده اند، اما در این بین نقش انسان ها در این سازمان ها چندان مشهود و پررنگ نیست، زیرا آن ها آسیب پذیرتر و ضعیف ترین نژاد کهکشانی محسوب می شوند.

normandy 01

البته انسان ها در میان خود نیز سیستم های سازمانی خاصی را به وجود آورده اند تا بتوانند در مقابل تهدیدات فرا سیاره ای از خود دفاع کنند، اما در این بین تلاش برای عضویت در سازمان های فراکهکشانی متشکل از سایر نژادها، در اولویت انسان ها قرار دارد و عضویت در کنسول و یا تبدیل شدن به اسپکتور از همین موارد هستند.

Citcouncill

در میان تشکلات انسانی، سیستم آلیانس یک سازمان دولتی مستقل به شمار می رفت که نمایندگی نژاد انسان ها در کهکشان را عهده دار بود. این سازمان مسئول تمام امور اجرایی و دفاعی انسان ها در کلونی ها و ایستگاه های فضایی مختلف آن ها به شمار می رفت.

زمانی که انسان ها تمام سیارات منظومه شمسی را مورد بررسی قرار دادند به این نتیجه رسیدند که کلونی سازی در کهکشان نمی تواند به سادگی و توسط کشورهای مختلف صورت گیرد. بنابراین سازمان آلیانس با حضور نمایندگانی از تمام اقوام و ملیت های انسان ها تشکیل شد و همه را تحت پوشش خود قرار داد.

بعدها نیز با روبرو شدن انسان ها با سایر نژادها، نیاز به تشکیلاتی مشترک از طرف انسان ها برای برقراری ارتباط با سایرین به چشم می خورد که در اینجا نیز نقش سازمان آلیانس پر رنگ تر شد.

Joker

البته تا پیش از ماجرای First Contact War ، هنوز هم انسان هایی روی کره زمین بودند که با سازمان میانه خوبی نداشتند، ولی زمانی که کشورهای مختلف با یکدیگر بر سر اقدام برای آزادسازی کلونی شانکسی (Shanxi) اختلاف نظر داشتند، آلیانس دست به کار شده و نیروهای خود را به شانکسی فرستاد.

پس از این واقعه بود که محبوبیت آلیانس در میان اقوام مختلف به شدت افزایش یافت و سازمان توانست با ایجاد مجلس پارلمان مخصوص به خود، به نماینده رسمی انسان ها در کهکشان تبدیل شود.

اولین تماس انسان ها با یک نژاد بیگانه در سال 2148 اتفاق افتاد. در آن زمان آلیانس به همه گروه های تجسس خود اجازه داده بود که تمام مس ریلی های (Mass Relay) کشف شده را فعال کنند.

Mass Relays

مس ریلی ها، سازه های عظیمی بودند که از تکنولوژی فوق العاده پیشرفته ای نسبت به تکنولوژی کنونی بشر بهره می بردند. آن ها در نقاط مختلف کهکشان قرار داده شده بودند و به سفینه ها اجازه انتقال با سرعتی فوق العاده بالا را می دادند. در حالت معمولی نقل مکان از مکانی در کهکشان به مکانی دیگر سال ها یا حتی قرن ها طول می کشید، ولی به کمک مس ریلی ها این کار فقط در یک لحظه امکان پذیر می شد.

Citadel

مس ریلی های اصلی می توانستند سفینه های فضایی را با سرعتی معادل چند هزار سال نوری از یک سمت کهکشان به سمت دیگر منتقل کنند. آن ها برای انتقال های خطی ساخته شده بودند، به این معنی که از یک مس ریلی اصلی تنها به یک مس ریلی اصلی دیگر که از پیش تعیین شده بود انتقال صورت می گرفت.

مس ریلی های فرعی هم می توانستند سرعتی برابر با چند صد سال نوری را برای سفینه ها فراهم کنند و آن ها را در محدوده خاصی به هر یک از مس ریلی های فرعی دیگر منتقل کنند.

Gameplay-1

با توجه به محدودیت اکتشافات کهکشانی هنوز تعداد زیادی مس ریلی اصلی در کهکشان وجود داشتند که موقعیت جفت دیگر آن ها نامعلوم بود و این مس ریلی ها تا زمانی که جفت آن ها پیدا شود غیرفعال باقی می مانند، زیرا هیچ کس تمایل نداشت از یک مس ریلی که سمت دیگر آن مشخص نشده استفاده کرده و با خارج شدن از سمت دیگر آن با نژادهای متخاصم و شرور مواجه شود. از همین رو فعال نمودن یکی از این مس ریلی ها توسط بشر از دید نژادهای عضو کنسول (Council) عملی خطرناک ارزیابی شد و زمانی که یکی از گشت های توریان ها (Turian) متوجه شد که انسان ها سعی در فعال کردن یک مس ریلی در آن نزدیکی را دارند، به آن ها حمله کرد. در جریان این حمله یکی از سفینه های انسان ها سالم باقی مانده و به طرف کلونی شانکسی عقب نشینی کرد. توریان ها آن ها را تعقیب کرده و به نیروهای مستقر در شانکسی نیز حمله کردند.

Anderson

شانکسی به تصرف توریان ها درآمد و این اولین و آخرین باری بود که یکی از کلونی های انسان ها توسط نژادی دیگر تسخیر شد.

توریان ها گمان می کردند که با نابودی این تعداد از سفینه های انسان ها، تمام نیروی دفاعی آن ها را نابود کرده اند اما خیلی زود توسط موج دوم نیروهای انسان ها به فرماندهی آدمیرال کاستانیه درچر (Admiral Kastanie Drescher) غافلگیر شده و مجبور به ترک شانکسی شدند.

Gameplay-2

توریان ها پس از این شکست برای نبردی به مراتب عظیم تر آماده شدند و همین موضوع باعث نگرانی اعضای کنسول شد و با وساطت مستقیم آن ها، سرانجام آتش بس اعلام شد و این نبرد نیز به اتمام رسید. انسان ها شانس آوردند که اولین نبرد آن ها با نژادی بیگانه از طریق راه های دیپلماتیک حل و فصل شد. این اتفاق در تاریخ انسان ها به First Contact War معروف شد.

Gameplay-3

انتخاب اولین انسان Spectre

اما مهمترین آرزوی نژاد انسان ها، عضویت در اسپکتر بود. اسپکتر مخفف عبارت Special Tactics and Reconnaissance، به معنی نیروهای اکتشافی و تاکتیکی ویژه است که تنها باید به کنسول پاسخگو باشند. آن ها مامورین نظامی درجه یکی هستند که حق دخالت در مشکلات ایجاد شده برای صلح کهکشان را داشته و در مواقع لزوم می توانند تصمیمات لازم را اتخاذ کنند.

Wrex

اسپکتر ها به صورت تک نفره یا در گروه هایی حداکثر دو یا سه نفره به ایفای نقش می پردازند. بعضی از آن ها از روش های مسالمت آمیز و دیپلماتیک به حل مشکلات می پردازند، ولی برخی دیگر قاتلینی بی رحم بوده و برای رسیدن به هدف و رفع موانع از هر روشی استفاده می کنند. در مجموع آن ها از هر راهی برای نگهداشتن کهکشان در صلح و آرامش استفاده می کنند. این نیروهای ویژه بعد از ملحق شدن سالارین ها (Salarian) به کنسول ایجاد شدند. تا سال ها کسی از حضور اسپکتر ها خبر نداشت و آن ها به صورت مخفیانه ایفای نقش می کردند ولی بعد از شورش کروگان (Krogan) ها، فعالیت های اسپکتر ها نیز جنبه عمومی به خود گرفت.

Gameplay-4

در سال 2183 بود که سرانجام یکی از بزرگترین رویاهای بشر، یعنی انتخاب شپارد به عنوان اولین انسان اسپکتر در کهکشان درحال تحقق بود که این موضوع با روی داد غیر منتظره ای به تاخیر افتاد. درست هنگامی که همه مقدمات عضویت شپارد در اسپکتور فراهم شده بود و ناظران کنسول هم بر روند ارزشیابی او نظارت داشتند، به یکباره با حمله ناگهانی نژاد گس ها (Geth) در سیاره ایدن پرایم (Eden Prime) – محل ارزشیابی نهایی شپارد- مواجه می شوند. شپارد برای اثبات لیاقت خود، فرماندهی عملیات علیه گس ها را به عهده می گیرد و به همراه چند تن از افراد سفینه و ناظر کنسول برای جنگ با گس ها عازم ایدن پرایم می شود. اما در این بین اتفاق غیرمنتظره دیگری رخ می دهد. نیلاس (Nihlus)، ناظر ارشد کنسول به شکل مرموزی توسط یکی از معروفترین و خوشنام ترین اسپکترهای کهکشانی به نام سارن (Saren) به قتل می رسد.

Garrus

پس از این ماجرا سارن به گس ها دستور بمب گذاری ایدن پرایم را داده و پس از آن به سراغ Prothean Beacon موجود در سیاره می رود. (Prothean Beacon ها برج های رادیویی خاص هستند که کنترل امواج رادیویی بین کهکشانی را بر عهده دارند و می توانند برخی اطلاعات را درون خود ذخیره نمایند)

protheanbeacon

شپارد و یارانش در ادامه ماموریت خود با جسد نیلاس روبرو می شوند و از بمب گذاری ایدن پرایم توسط گس ها اطلاع پیدا می کنند و در اقدامی جسورانه موفق به خنثی کردن تمامی بمب ها می شوند.

پس از خنثی کردن تمام بمب ها، افراد گروه برای بررسی وضعیت Prothean Beacon به سمت آن می روند که در این هنگام اتفاق عجیبی رخ می دهد. یکی از افراد گروه به نام اشلی ویلیامز (Ashley Williams) تحت تاثیر نیروی عجیب Beacon قرار گرفته و به سمت آن جذب می شود.

Ashley

شپارد که متوجه این موضوع شده، اقدام به نجات اشلی می کند، اما خود او در مدار مغناطیسی Beacon گرفتار شده و دچار شک شدیدی می شود. در اثر این شک، تصاویر عجیب و نامفهومی در ذهن شپارد نقش می بندند و با بالا رفتن میزان کشش مغناطیسی، سرانجام Beacon منفجر شده و شپارد نقش بر زمین شده و از هوش می رود.

در طرف دیگر، سارن، عصبانی از شکست ماموریت انفجار ایدن پرایم و اطلاع از خبر استفاده انسانی از قدرت و اطلاعات Beacon، دستور یافتن انسان مورد نظر و نابودی وی را صادر می نماید.

Gameplay-5

15 ساعت پس از اتفاقی که برای شپارد رخ داد، او در سفینه نورماندی به هوش می آید. پزشک مقیم نورماندی وضعیت جسمانی فعلی وی را عادی اعلام می کند، اما حرکات سریع مردمک چشم و امواج بتای غیرعادی که در موقع بیهوشی از او ساتع می شده را نشان دهنده حال روحی نه چندان مساعد وی می داند. شپارد درمورد تصاویر نامفهومی که در هنگام ارتباط با Beacon دیده بود برای کاپیتان اندرسون (Captain Anderson)، فرمانده نورماندی توضیح می دهد، اما توضیحات او آنقدر نامفهوم هستند که تفسیر تصاویر را عملا غیرممکن می نمایند. کاپیتان موضوع خیانت احتمالی سارن را با شپارد مطرح می کند و اعلام می دارد که درصورت صحت این خبر، باید این موضوع هر چه سریعتر به کنسول نیز اطلاع داده شود.

Gameplay-6

گروه شپارد برای ارائه گزارش به محل استقرار کنسول می روند و موضوع را با فرمانده ارشد آلیانس ها، سفیر اودینا (Ambassador Udina) درمیان می گذارند. اودینا به نمایندگی از طرف آلیانس ها از کنسول تقاضای لغو اختیارات سارن را دارد ولی با مخالفت جدی اعضای کنسول مواجه می شود.

کنسول مدارک بیشتر و مستندتری درمورد خیانت سارن می خواهد و به علت کمی مدارک موجود، ادعای آلیانس درمورد سارن را نمی پذیرد. پس از این اتفاق شپارد تصمیم می گیرد تا با جمع آوری مدارک بیشتر و مستند تر، سارن را محکوم کرده و کنسول را به اقدام علیه وی وادار نماید.

Tali

شپار شروع به جستجو کرده و در ادامه کار با تالی زوراه (Tali'Zorah)، افسری از نژاد کوارین ها (Quarian) مواجه می شود که مدارک مهمی درخصوص سارن و ارتباط وی با گس ها در اختیار دارد.

تالی فایل صوتی ای در اختیار دارد که نشان می دهد گس در ماجرای ایدن پرایم نقشی اساسی داشته است. همچنین به وسیله این فایل مشخص می شود که سارن به دنبال چیزی به نام کاندوئیت (Conduit) است و در این راه با یک آساری(Asari) قدرتمند به نام ماتیراچ بنزیا (Matriarch Benezia) همکاری می کند. البته مشخص می شود که هدف اصلی آن ها تحویل دادن کاندوئیت به ریپرها (Reaper) است.

Benezia

پس از تحویل این مدرک به کنسول، مقام اسپکتری سارن لغو می شود. اما هنوز اعضای کنسول تمایلی به اعزام نیرو برای دستگیری سارن از خود نشان نمی دهند و موضوع ریپرها را نتیجه توهم شپارد می دانند. به نظر آن ها نژاد ریپرها سال ها پیش از میان رفته است و بازگشت آن ها موضوع بی معنی و غیر قابل باور است. این موضوع موجبات خشم و ناراحتی آلیانس از کنسول را فراهم می نماید و کنسول برای راضی نگهداشتن آلیانس، شپارد را به عنوان اولین انسان، به درجه اسپکتر ارتقاء می دهد و به عنوان اولین ماموریت، او را برای دستگری سارن اعزام می کند.

Reaper

با ارتقای مقام شپارد، کاپیتان اندرسون از مقام خود استعفاء داده و فرماندهی نورماندی را به شپارد واگذار می نماید تا بدین ترتیب آزادی عمل کامل برای انجام ماموریت داشته باشد، و بدین ترتیب ماموریت اصلی شپارد آغاز می شود.

شپارد برای یافتن ردی از سارن و همدست او شروع به جستجو می کند و سرانجام رد ماتیراچ بنزیا را در سیاره نووریا (Noveria) پیدا می کند. در آنجا او پس از یافتن بنزیا متوجه موضوعی هولناک می شود. طبق اظهارات بنزیا، افراد سارن موفق به کشف تخمی ملکه راچنی ها (Rachni) شده بودند و قصد داشتند پس از تولد ملکه، ارتشی از راچنی ها برای مبارزه با انسان ها به وجود آورند. همچنین سارن قصد داشته تا از طریق اطلاعات ذخیره شده در دی ان ای ملکه راچنی ها، موقعیت یک مس ریلی گمشده به نام مو ریلی (Mu Relay) را به دست آورد. بنزیا موقعیت مو ریلی را در اختیار شپارد می گذارد، اما از طریق تله پاتی توسط سارن تحت کنترل گرفته می شود و به شپارد حمله می کند.

Thorian Creeper

در اثر این اتفاق بنزیا جان خود را از دست می دهد و سارن مهمترین متحد خود را نیز قربانی می کند. پس از مرگ بنزیا، شپارد ملکه راچنی ها را با تضمین عدم دشمنی و اقدام آن ها علیه نژاد انسان رها کرده و ملکه به شپارد قول می دهد که این موهبت او را جبران نماید.

در ادامه ماموریت شپارد وارد سیاره فروس (Feros) می شود و در آنجا در می یابد که افراد حاضر در کلونی معروف به زو هوپ (Zhu`s Hope) رفتاری غیر عادی و مشکوک دارند. پس از پی گیری موضوع مشخص می شود که افراد حاضر در این کلونی به طور مخفیانه روی پرورش نوعی گیاه- خزنده فضایی به نام توریان (Thorian) مشغول کار و تحقیق شده اند تا به قدرت تاثیرگذاری این موجود بر ذهن دست یابند، اما به علت ضعف و عملکرد نادرست، خود آن ها تحت تاثیر قدرت مخرب این موجود قرار گرفته اند و به شکلی مسخ شده اند.

thorian

شپارد اقدام به نابودی توریان می نماید و با کلون های عجیبی از نژاد آیساری که توریان خلق می کند درگیر می شود. پس از نابودی توریان و پیله های کلون سازی او، شپارد با آساری گرفتار شده ای به نام شیالا (Shiala) روبرو می شود که ظاهرا توریان، کلون های مهاجم خود را از روی او شبیه سازی می کرد. شیالا به شپارد توضیح می دهد که سارن او را به عنوان قربانی تقدیم توریان کرده تا توریان هم در ازای این هدیه، اطلاعات سایفر (Cipher) را به سارن منتقل نماید تا از این طریق، معنی و مفهوم تجربیات فرهنگی و باستانی پروتئین ها (همان تصاویری که شپارد در ایدن پرایم دیده بود) به سارن منتقل شود. شیلا به کمک قابلیت ویژه آساری ها سایفر را وارد ذهن شپارد می نماید تا او درک بهتر و روشن تری از تصاویری که در ایدن پرایم دیده بود به دست آورد و بتواند به هدف سارن پی ببرد و زودتر از او به کاندوئیت دست یابد.

Garrus

در ادامه ماموریت، شپارد از طریق اطلاعاتی که از کنسول دریافت می کند وارد سیاره ویرمیر (Virmire) می شود و در آنجا با همکاری سالارین ها به دنبال آزمایشگاه شخصی سارن می گردد. پس از جستجو و درگیری با گروهی از گس های مهاجم، سرانجام شپرد آزمایشگاه خصوصی سارن را پیدا می کند. او در آنجا با یک Prothean Beacon دیگر، نظیر آنچه که در ایدن پرایم دیده بود مواجه می شود و یکبار دیگر اتفاق ایدن پرایم تکرار می گردد. با این تفاوت که اینبار شپارد بی هوش نمی شود و فقط اطلاعات ذهنی او به روز تر می شود. اما ماجرا زمانی پیچیده تر می شود که هولوگرامی از یک ریپر تشکیل می شود و با شپارد و افرادش ارتباط برقرار می کند که این موضوع دلیل محکمی بر وجود ریپر ها و احتمال بازگشت آن هاست.

Dark-Space

در همین حین سارن که متوجه نفوذ شپارد به آزمایشگاهش شده به سیاره ویرمیر حمله کرده و پس از رویارویی با شپارد از او می خواهد که به او ملحق شود. اما با مخالفت شپارد با او درگیر شده و مجبور به فرار می شود. شپارد به درون سفینه نورماندی باز می گردد و با کمک قدرت آساری ها، تکه های پازل هر دو Beacon را به یکدیگر متصل کرده و به رمز آن پی می برد. تصاویر حاوی هشداری درمورد حمله ریپر ها به پروتئین هاست و منبع اصلی آن در سیاره Ilos قرار دارد. طبق اطلاعات موجود دستیابی به سیاره Ilos در حال حاضر امکان پذیر نیست و برای دستیابی به آن باید از مو ریلی استفاده نمود؛ و این دقیقا همان دلیلی است که سارن را به سیاره نووریا کشانده بود.

Liara

شپارد برای مقابله با خطر سارن از کنسول درخواست نیرو می کمن، اما کنسول با درخواست وی مخالفت کرده و از اعزام نیرو به Ilos خود داری می نماید زیرا موریلی در منظومه ترمینوس (Terminus) قرار دارد و حضور نیروهای وابسطه به کنسول در آنجا می تواند باعث ایجاد جنگی بزرگ شود.

شپارد تصمیم می گیرد تا با استفاده از قابلیت مخفی سازی موجود در نورماندی (معروف به Mass Effect) خودش را به Ilos برساند، اما اودینا که از قبل به تصمیم شپارد در این مورد شک کرده بود دستور می دهد تا تمام سیستم های نورماندی را قفل کرده و آن را در سکوی تخلیه قفل نمایند. شپارد برای رهایی از این وضعیت به سراغ کاپیتان اندرسون می رود و از او تقاضای همکاری می کند. اندرسن که صحبت های شپارد را درمورد ریپرها باور داشته به او کمک می نماید تا از این وضعیت رهایی یافته و ماموریت خود را به پایان برساند.

Haestrom colossus mugshot

با کمک اندرسون، نورماندی از مو ریلی عبور کرده و خود را به Ilos می رساند، اما متوجه می شوند که سارن و افرادش پیش از آن ها وارد Ilos شده اند. شپارد به دنبال سارن شروع به جستجو می کند و در همین حین به یک VI باستانی به نام ویجیل (Vigil) که متعلق به پروتئین ها بوده برخورد می کند. ویجیل اطلاعات لازم برای متوقف کردن سارن را در اختیار دارد کمک بزرگی برای شپارد محسوب می شود. او حقایق تکان دهنده ای در اختیار شپارد قرار می دهد و به او توضیح می دهد که سارن در حقیقت به دنبال فعال نمودن یک مس ریلی عظیم به نام Dark Space است که طرف دیگر آن به محل زندگی ریپرها راه دارد و سارن قصد دارد با فعال نمودن آن، ریپرها را بازگرداند.

Sovereign Holo-1

همچنین وجیل توضیح می دهد که سوورینگ (Sovereign)، رهبر ریپرها با جمع آوری نیروهای خود، آماده حمله به سیارات درون کهکشانی شده است. روش عملکرد ریپرها بدین شکل است که آن ها پس از هر حمله کهکشانی، یکی از افراد خود را به عنوان نماینده برای نظارت بر میزان و نحوه پیشرفت سایر نژادها باقی می گذارند و او مدام میزان تغییرات را به آن ها گزارش می دهد. هر زمان که نژادهای کهکشانی به اندازه کافی پیشرفته شوند، این نماینده سیتادل ریلی (Citadel Relay) را فعال کرده و قتل عام نژادها آغاز می شود. هنوز هیچکس دلیل این که چرا ریپر ها هر 50 هزار سال یکبار تمام نژادهای هوشمند کهکشان را از بین می برند نمی داند، اما طبق گفته های ویجیل احتمالا آن ها از انجام این کار دلایلی را دنبال می کنند که برای موجودات اورگانیک قابل درک و فهم نیست. هر زمان که کهکشان از وجود موجودات زنده پاک می شود، ریپر ها دوباره به Dark Space رفته و به حالت خواب زمستانی می روند تا انرژی خود را ذخیره کنند. آن ها در این حالت بسیار آسیب پذیر هستند و برای همین همواره سیتادل ریلی را پشت سر خود می بندند.

Gameplay-7

زمانی که ریپرها 50 هزار سال پیش آخرین حمله خود را علیه هوشمندترین موجودات کهکشان یعنی پروتئین ها ترتیب دادند، قتل عام آن ها صدها سال به طول انجامید. اما پروتئین های حاضر در Ilos در محفظه هایی به خواب مصنوعی رفتند و توسط ویجیل تحت نظارت قرار گرفتند. اما پس از گذشت مدت زمانی طولانی دیگر انرژی کافی برای بقای ویجیل باقی نمانده بود و او تصمیم گرفت محفظه های افراد کم اهمیت تر را خاموش کند تا انرژی کافی برای سایرین باقی بماند تا در زمان مورد نیاز آن ها را از خواب مصنوعی بیدار نماید.

با این روش ویجیل توانست جان ده ها دانشمند پروتئین را که در سیاره Ilos به خواب مصنوعی رفته بودند نجات دهد. پس از بیداری، دانشمندان پروتئین از طریق یک مس ریلی کوچک به نام کاندوئیت به صورت یک طرفه به مونومنت ریلی (Monument Relay) در سیتادل رفته و سیستم ارتباطی کیپر ها با ریپر ها را قطع نمودند و مانع علامت دادن دوباره ریپرها از این طریق شدند.

ویجیل در ادامه توضیح می دهد که اگر سوورینگ به تنهایی به سیتادل حمله کند نیروهای سیتادل برای نابودی ریپرها کفایت می کنند. ولی اگر سوورینگ فرد دیگری را مامور این کار کرده باشد که از طریق کاندوئیت با اتاق کنترل سیتادل رفته و سیتادل ریلی را فعال نماید، سایر نیروهای ریپر هم از راه خواهند رسید و شرایط بسیار سخت خواهد شد. طبق شواهد موجود سوورینگ از همان زمان که پروتئین ها نقشه ریپرها برای بازگشت دوباره را به هم ریخته بودند به فکر این راه حل بوده است.

شپارد از ویجیل اطلاعاتی برای متوقف کردن سوورینگ دریافت می نماید و پس از آن خودش را به سیتادل می رساند. از طرفی سارن هم خودش را به سیتادل رسانده و درگیری شدیدی بین هر دو گروه صورت می گیرد. در همین زمان سوورینگ هم با حمایت گس ها حمله خودش به سیتادل را آغاز می نماید.

گروهی از آساری ها سعی می کنند تا دروازه های سیتادل را مسدود نمایند تا مانع ورود گس ها شوند، اما با حمله سارن مواجه می شوند. شپارد که متوجه اوضاع شده بود بلافاصله خودش را به سیتادل رسانده و پیش از بسته شدن دروازه ها از طریق یک Relay Mass وارد آن می شود.

درون تالار اصلی سیتادل جنگ سختی در می گیرد و سارن موفق می شود خودش را به مرکز کنترل سیتادل رسانده و کنترل آن را در دست گیرد. در همین حال سوورینگ نیز به سیتادل نزدیک تر شده و با نیروهای محافظ آن درگیر می شود. سارن از طریق دیتکاری مرکز کنترل، دیوارهای وارد (Wards) را بسته و دیوار غیرقابل نفوذی را در اطراف سوورینگ و سفینه های گس ایجاد می نماید.

سوورینگ خودش را به برج اصلی سیتادل می رساند و آماده بازکردن سیتادل ریلی می شود. اما شپارد خیلی زود دست به کار شده و با سارن درگیر می شود. یکبار دیگر سارن از شپارد می خواهد که به او بپیوندد و با او همکاری نماید. همچنین او توضیح می دهد که درصورت قبول همکاری، سوورینگ می تواند تغییراتی در بدن او ایجاد نماید و او را به موجودی نیمه روبات- نمیه انسان تغییر دهد. چیزی که به نظر او آینده زندگی اورگانیک در کهکشان خواهد بود.

شپارد بدون اهمیت به پیشنهاد سارن با او درگیر می شود و او را از پای در می آورد، اما همانطور که سارن قبلا اشاره کرده بود، بدن او به علت تغییراتی که سوورینگ در او ایجاد کرده بود به موجودی روباتیک تبدیل شده و با شپارد درگیر می شود. پس از درگیری شدید، سارن به طور کامل نابود می شود و شپارد اقدام به نابودی سوورینگ می نماید.

udina

پس از نابودی سوورینگ، کاپیتان اندرسون و دیگر افراد به استقبال شپارد آمده و از او به عنوان ناجی تقدیر می کنند. افراد کنسول هم به عنوان تقدیر از خدمات آلیانس و شپارد تصمیم می گیرند تا انسان ها را هم به عنوان عضوی از کنسول بپذیرند.

پس از این ماجرا شپارد به وسیله نورماندی از سیتادل خارج شده و به دنبال راهی برای جلوگیری از حمله ریپر ها می رود...

Mass Effect 2

Title

شروع داستان قسمت دوم بازی در سال 2183 و یک ماه پس از نبرد عظیم سیتادل اتفاق می افتد. سفینه نورماندی در حالی که مشغول جستجو و پیدا کردن نیروهای گس و از بین بردن آن ها است، توسط سفینه ای ناشناس مورد حمله قرار می گیرد. صدمات شدیدی به نورماندی وارد می شود و خدمه سفینه مجبور به ترک آن به وسیله محفظه های مخصوص می گردند.

جوکر (Joker)، خلبان سفینه، با وجود آسیب های فراوان وارد شده به سفینه به هدایت آن ادامه می دهد ولی شپارد از راه رسیده و او را به زور از روی صندلی خود بلند کرده و وارد یکی از محفظه های خروج می کند. اما پیش از اینکه خود شپارد نیز بتواند وارد محفظه شود، نورماندی یک بار دیگر مورد حمله قرار گرفته و شکافی بزرگ مانع حرکت شپارد به سمت محفظه می شود.

Lazarus

شپارد دکمه مخصوص پرتاب محفظه را فشار داده و جوکر را از نورماندی خارج می کند. اما در همین زمان قطعه ای از بخش های تخریب شده نورماندی به لباس او اصابت کرده و باعث پاره شدن اتصالات هوایی آن می شود. شپارد معلق در هوا، در سکوتی مرگبار با کمبود اکسیژن مواجه شده و رفته رفته دچار خفگی می شود و می میرد. در صحنه ای احساسی، بدن بی جان شپارد وارد جو سیاره ای در همان نزدیکی می شود...

دو سال پس از این ماجرا، یعنی در سال 2185، شپارد در ایستگاه فضایی سربروس (Cerberus) توسط تکنولوژی فوق پیشرفته ای دوباره به زندگی باز می گردد و بدن او احیاء می شود!! پس از پایان عملیات احیاء، شپارد به همراه دو تن از اعضای تیم سربروس به نام های میراندا لاوسون (Miranda Lawson) و جیکوب تیلر (Jacob Taylor) برای ملاقات با رئیس تشکیلات به دفتر مرکزی سربروس می رود.

Miranda

در آنجا شپارد به جای ملاقات با رئیس، با هولوگرامی از ایلوسیومن (Illusive Man)، رییس مرموز این تشکیلات روبرو می شود. ایلوسیومن توضیح می دهد که بدن شپارد پس از مرگ توسط تکنولوژی فوق پیشرفته این شرکت احیاء و بهینه سازی شده است و اکنون او و تیمش به کمک شپارد نیاز دارند. طبق اطلاعاتی که ایلوسیومن در اختیار شپارد قرار می دهد، تعدادی از کلونی های انسان ها توسط موجودات بیگانه مورد حمله قرار گرفته اند و بسیاری از افراد این کلونی ها نیز ناپدید شده اند.

Jacob

ایلوسیومن از شپارد می خواهد که به سربروس ملحق شده و برای پی گیری این موضوع، از همه امکانات تشکیلات استفاده کرده و افراد گمشده را پیدا نماید. همچنین او لیستی از بهترین و مجرب ترین افراد از نژادهای مختلف کهکشانی را در اختیار شپارد قرار می دهد و از او می خواهد تا از آن ها برای انجام ماموریت خود استفاده نماید.

Illusive Man

شپارد که زندگی خود را ندیون سربروس می داند، پیشنهاد ایلوسیومن را قبول کرده و برای تحقیقات بیشتر به کلونی فریدامز پراگرس (Freedom`s Progress) واقع در منظومه ترمینوس (Terminus) سفر می کند.

در آنجا شپارد با تالی زوراه وس نیما (Tali'Zorah vas Neema ) یکی از اعضای سابق تیم خود روبرو می شود. تالی به شپارد توضیح می دهد که نژاد حشره مانندی به نام کالکتورها (Collector) پشت پرده حملات به انسان ها قرار دارند و آن ها عامل ناپدید شدن انسان ها هستند.

collectors

شپارد این موضوع را به ایلوسیومن اطلاع می دهد و او برای انجام عملیات علیه کالکتورها مدل جدیدی از سفینه نورماندی، به نام SR-2 را در اختیار شپارد می گذارد. سفینه ای بزرگ تر و پیشرفته تر از نورماندی SR-1 که در جریان حمله ای عظیم از بین رفته بود. با راهنمایی های ایلوسیومن، شپارد سفر خود را به نقاط مختلف کهکشان برای جمع آوری تیم جدید و آمادگی برای مقابله با خطرات احتمالی آغاز می کند. به عنوان اولین هدف، شپارد به سراغ 4 فرد برجسته کهکشانی می رود.

Mordin

این چهارنفر عبارت بودند از دانشمندی از نژاد سالارین ها به نام موردین سولز (Mordin Solus) که در اومگا (Omega) - سازه ای عظیم که در یک سیارک فلزی ساخته شده است- حضور داشت. طبق اطلاعات موجود، موردین برای درمان بیماری مرموزی که توسط ورکاها (Vorcha)- موجوداتی که برای کالکتورها کار می کنند- ایجاد شده بود به اومگا آمده بود.

نفر دوم، تک تیرانداز ماهری از نژاد توریان ها معروف به Archangel بود. او نیز در اومگا حضور داشت و یک تنه با سه گروه از مزدوران ساکن در آنجا مبارزه می کرد. (بعدها مشخص می شود که این فرد همان گروس، یکی از اعضای سابق تیم شپارد است)

grunt

سومین نفر، جنگجویی از نژاد کروگان ها (Krogan) به نام اوکر (Okeer) بود که روی پروژه ای برای تولید نسلی از کروگان های خالص و بی نقص از طریق دستکاری ژنتیکی تحقیق می کرد. اوکر در زمان ملاقات شپارد توسط افراد مهاجم به قتل می رسد، اما پروژه تحقیقی او به نام گرانت (Grunt) به تیم شپارد ملحق می شود.

Subject Zero

آخرین فرد از این گروه زنی بود که جک (Jack) نام داشت و به او لقب سابجکت زیرو (Subject Zero) را داده بودند. او در سفینه ای به نام پورگاتوری (Purgatory)- به معنی برزخ- که در اصل یک زندان فضایی بود نگهداری می شد و سربروس قصد خریدن او از مسئولین پورگاتوری را داشت.

Purgatory

شپارد طی ماموریت های جداگانه به سراغ این چهار نفر می رود و سرانجام هر چهار نفر به تیم شپارد ملحق می شوند.

در همین زمان ایلوسیومن به شپارد اطلاع می دهد که یکی دیگر از کلونی های انسان ها به نام هاریزون (Horizon) مورد حمله کالکتورها قرار گرفته و او و تیمش برای نجات کلونی باید وارد عمل شوند. ایلوسیومن همچنین به شپارد توضیح می دهد که یکی از اعضای تیم سابق او به نام اشلی ویلیامز (Ashley Williams) نیز در آنجا حضور داشته و روی ساخت برج های دفاعی نظارت می کند.

Collectors Leader

شپارد بلافاصله خودش را به هاریزون می رساند و با کالکتورها درگیر می شود. پس از نابودی کالکتورهای مهاجم، شپارد با اشلی ملاقات می کند، اما با برخورد سرد او مواجه می شود. به نظر اشلی زنده شدن دوباره شپارد توسط سربروس و همکاری او با این گروه که او آن ها را خائن توصیف می نماید، بسیار عجیب و مشکوک است!!

EDI

شپارد پس از پایان ماموریت به نورماندی باز می گردد و در آنجا به طور اتفاقی متوجه می شود که عامل حمله کالکتورها به کلونی هاریزون خود ایلوسیومن بوده است. طبق اطلاعات ایدی (EDI) - هوش مصنوعی فوق پیشرفته سفینه- ایلوسیومن با ارسال خبر زنده بودن شپارد و پیوستن او به سربروس، برای آلیانس ها، این فرصت را به کالکتورها داده تا آن ها نیز با دریافت این پیغام، برای دستیابی به شپارد به هاریزون حمله کنند. طبق گفته های ایدی، ایلوسیومن حدس می زده که کالکتورها به شدت به دنبال شپارد و هم تیمی های او هستند و با این کار فرضیه خود را به اثبات رسانده است. فاش شدن این موضوع باعث بروز اولین جرقه های اختلاف میان ایلوسیومن و شپارد می شود، اما به توصیه میراندا- که درواقع دست راست ایلوسیومن محسوب می شد- شپارد به ادامه ماموریت باز می گردد.

illusive-man-Base

شپارد برای تکمیل تیم خود اینبار به سراغ سه منتخب کهکشانی دیگر می رود. این افراد عبارت بودند از:

یک آساری به نام سامارا (Samara) که در سیاره ایلیوم (Illium) زندگی می کرد. یک آدمکش از نژاد درل (Drell) به نام تین کایروس (Then Krios) که او نیز در ایلیوم حضور داشت. و آخرین فرد، تالی زوراه، هم تیمی پیشین شپارد که در سیاره هااستورم (Haestrom) ساکن بود. تالی به منظور تحقیق روی علت مرگ زودهنگام خورشید این سیاره وارد این کلونی شده بود.

Samara

ایلوسیومن بار دیگر با شپارد تماس می گیرد و به او اطلاع می دهد که گروهی از توریان ها به سفینه ای از کالکتورها حمله کرده اند و موفق شده اند پیش از نابودی کامل سفینه، آن را از کار بیندازند. او از شپارد می خواهد که به این سفینه برود و اطلاعات مفید و یا تکنولوژی به درد بخور آن ها را به دست آورد.

Gameplay-2

نورماندی به سفینه کالکتورها می رسد و شپارد متوجه وجود تعداد زیادی محفظه خالی از کالکتورها در کنار جسد انسان ها می شود. از شواهد امر اینطور به نظر می رسد که انسان ها تحت آزمایش هایی توسط کالکتورها قرار گرفته اند. همچنین ایدی به شپارد توضیح می دهد که این نژاد در حال انجام تست ها و آزمایش هایی روی خود نیز بوده و در مورد شباهت های ژنتیکی خود با انسان ها تحقیق می کنند. تحلیل ژنتیکی ایدی از جسد کالکتورها، مشخص می کرد که آن ها در حقیقت همان پروتئین ها هستند که توسط ریپرها دستکاری ژنتیکی شده و برای انجام مقاصد آن ها بهینه سازی شده اند.

Liara

در همین بین جوکر به شپارد اطلاع می دهد که سفینه مذکور همان سفینه ای است که به هاریزون حمله کرده و حتی مسئول از بین رفتن نورماندی اصلی نیز بوده است. آن ها متوجه می شوند که میلیون ها محفظه خالی در آنجا وجود دارد که حتی تمام انسان های حاضر در منظومه ترمینوس (Terminus) نیز جای کافی برای قرار گرفتن در آن ها را خواهند داشت. به همین دلیل آن ها احتمال می دهند که هدف بعدی کالکتورها حمله به کره زمین باشد.

Gameplay-8

به دستور شپارد ایدی سیستم های کنترلی خود را به بخش اصلی سفینه متصل می کند تا اطلاعات مورد نیاز از این طریق را بدست آورد. اما در همین لحظه ایدی متوجه می شود که سفینه در حقیقت از کار نیفتاده و کالکتورها برای نورماندی تله گذاشته اند. همچنین ایدی توضیح می دهد که ایلوسیومن از همه ماجرا آگاه بوده ولی با این وجود شپارد و تیم او را برای بدست آوردن اطلاعات مورد نیاز به درون سفینه فرستاده است. شپارد و همراهانش با کالکتور ها مبارزه کرده و راه خود را به بیرون از سفینه باز می کنند و پیش از آماده شدن سلاح عظیم کالکتورها فرار می کنند.

Gameplay-6

درون نورماندی شپارد به سراغ ایلوسیومن می رود و از او درمورد این موضوع توضیح می خواهد. ایلوسیومن اقرار می کند که از وجود این تله اطلاع داشته، ولی برای بدست آوردن اطلاعات بیشتر مجبور به این ریسک شده و طوری عمل کرده که کالکتورها تصور کنند در موقعیت بهتری نسبت به انسان ها قرار دارند. در اثر این اتفاق باز هم رابطه میان شپارد و ایلوسیومن دچار تنش شده و اعتبار شپارد از وی کاهش می یابد.

Gameplay-3

پس از این ماجرا ایلوسیومن برای شپارد توضیح می دهد که طبق اطلاعاتی که ایدی از سفینه کالکتورها جمع آوری و تحلیل نموده است، کالکتورها این توانایی را دارند تا از طریق سیستمReaper IFF ازOmega 4 Relay عبور کنند. همچنین ایدی توانسته بود مختصات دنیای کالکتورها را از طریق اطلاعات سفینه آن ها بدست آورد. منطقه ای بسیار خطرناک در مرکز کهکشان که به علت وجود کالکتورها تا به حال هیچ سفینه ای نتوانسته بود از Omega 4 Relay استفاده کند.

در ادامه، ایلوسیومن به شپارد توضیح می دهد که سربروس توانسته لاشه یک ریپر از کار افتاده را که در مدار سیاره ای پیدا نماید. سربروس تیمی تحقیقاتی را به سراغ این ریپر از کار افتاده فرستاده تا Reaper IFF که وسیله مورد نیاز برای عبور از Omega 4 Relay است را از طریق آن بدست آورند. وی از شپارد می خواهد که او و تیم همراهش نیز به سمت لاشه ریپر بروند و به تیم تحقیقاتی در تکمیل ماموریتشان کمک نماید.

Legion

شپارد با حرکت به سمت لاشه ریپر متوجه می شود که همه افراد اعزامی پیش از رسیدن به آن از بین رفته اند. ویدئوهای به جای مانده از این افراد نشان می دهد که با وجود از کار افتاده بودن ریپر، هنوز قدرت Indoctrination آن از بین نرفته است. با پیشروی درون ریپر، دیواره های محافظ آن به صورت خودکار فعال شده و شپارد و اعضای تیم او را از نورماندی جدا می کند.

Gameplay-7

در این شرایط تنها راه باقی مانده برای فرار از تله ریپر، منهدم کردن هسته مرکزی آن به نظر می رسد. عاملی که باعث حفظ تعادل ریپر و عدم برخورد آن با سیاره نزدیک خود شده است. شپارد و تیم او پس از جستجو IFF را بدست آورده و به سمت هسته مرکزی پیشروی می کنند. سرانجام هسته مرکزی ریپر منهدم شده و دیواره های دفاعی آن از بین می رود. در آخرین لحظات، پیش از سقوط ریپر به طرف سیاره، شپارد و تیم او به کمک نورماندی فرار می کنند.

کمی بعد، شپارد و یارانش توسط یک شاتل به ماموریت بعدی خود می روند و در عین حال IFF در نورماندی برای هدف نهایی آماده و تست می شود. ایدی متوجه می شود که یک سیگنال مخفی پس از فعال شدن IFF ارسال شده و این سیگنال محل قرار گرفتن نورماندی را به کالکتورها اطلاع می دهد. باز هم تله ای دیگر و حالا کالکتورها می توانند در غیاب اعضای اصلی سفینه نورماندی، به آن حمله کنند.

porgatory-2

در حمله ای غافلگیر کننده کالکتورها وارد نورماندی می شوند و جوکر برای حفظ نورماندی، کنترل آن را به ایدی می سپارد. ایدی موفق می شود با کنترل نورمتندی آن را از چنگ کالکتورها خارج کند، اما تمامی خدمه نورماندی به غیر از جوکرتوسط کالکتورها به اسارت گرفته می شوند.

نورماندی سرانجام Reaper IFF را فعال کرده و به سمت Omega 4 Realy حرکت می کند. پس از ورود به Omega 4 Relay، نورماندی با نیروهای دفاعی کالکتورها به نام اکولوس (Oculus) مواجه شده و با آن ها درگیر می شوند. با نابودی اکولوس ها و ورود شپارد و اعضای تیم او به ایستگاه کالکتورها ماموریت نهایی آن ها آغاز می شود.

Humanreaper

شپارد و همراهانش راه خود را از میان نیروهای کالکتورها باز کرده و خدمه باقی مانده از نورماندی را که به اسارت گرفته شده بودند نجات می دهند. آن ها سپس به قلب تشکیلات کالکتورها ها می رسند و متوجه می شوند که آن ها در حال آماده سازی روباتی غول پیکر به نام Human-Reaper هستند. موجودی که ترکیبی از مواد ژنتیکی بدست آمده از انسان های ربوده شده و تکنولوژی پیشرفته ریپرها است.

ایدی حدس می زند که ریپرها پیش از این نیز تلاش کرده اند تا یک Prothean-Reaper بسازند ولی در انجام این کار شکست خورده بودند و برای همین پروتئین ها را به کالکتورها ها تبدیل کرده بودند تا به وسیله آن ها یک Human-Reaper را خلق کنند. همچنین ایدی احتمال می دهد که ریپرها از مواد ژنتیکی هر نژادی که برای ساخت یک ریپر جدید استفاده کنند، شکل و شمایل آن نژاد را به ریپر مورد نظر می دهند. شپارد تصمیم به نابودی ریپر می گیرد و با هدف قراردان بخش های حساس و ضعیف این Human-Reaper در نهایت این سازه عظیم را نابود می کند. سپس برای پایان دادن به جنایات کالکتورها، شپارد تصمیم به انهدام کامل ایستگاه کالکتورها می گیرد.

Concil

در همین حین ایلوسیومن با شپارد تماس گرفته و به او پیشنهاد می کند که به جای انهدام کامل ایستگاه، از طریق یک پالس رادیویی تمام کالکتورهای موجود در آنجا را نابود کرده، و خود ایستگاه را برای تحقیقات بیشتر سربروس سالم نگه دارند.

او همچنین معتقد است که اطلاعات به دست آمده از این ایستگاه می تواند برای آینده جنگ با ریپرها بسیار مفید بوده و البته باعث قدرتمند تر شدن جایگاه انسان ها نسبت به سایر نژادها در کهکشان شود.

شپارد که به ایلوسیومن اعتماد ندارد، پیشنهاد او را رد کرده و اقدام به نابودی پایگاه می نماید و به این ترتیب شپارد رسما رابطه خود با ایلوسیومن را قطع می نماید و در جبهه مخالف او قرار می گیرد.

در انتها در کات سینی کوتاه، ریپرها درحال بیدار شدن در Dark Space نمایش داده می شوند...

ادامه دارد...

کپی‌برداری و نقل تمام یا قسمتی از این مطلب به هر شکل (از جمله برای همه نشریه‌ها، وبلاگ‌ها و سایت های اینترنتی) بدون ذکر منبع و نام نویسنده، ممنوع و حرام است و پی گرد قانونی دارد.

 

 

1 بار پسندیده شده

3 نظرها

  • رضا
    سه شنبه, 27 مرداد 1394 ساعت 19:10 ارسال شده توسط رضا

    در مورد Suicide Mission بهتر بود بیشتر توضیح میدادید چون همه چی به بازیکن ربط داره.اولا اگه زود اقدام نکنه و ماموریت های دیگه انجام بده خدمه میمیرن فقط Doctor Chackwas زنده میمونه بعدشم اگه تو مرحله نهایی افراد رو درست انتخاب نکنه یا افراد بهش وفادار نباشن ممکنه یه عده بمیرن حتی خود شپرد هم ممکنه کشته شه و فقط Joker زنده بمونه!
    -------------------
    تاکید این تحلیل به بررسی پایان های متفاوت نیست. این تحلیل بیشتر تمرکز روی مضمونی داره که در پناه داستان ظاهری به خورد مخاطب میره نه احتمالاتی که هیچ تاثیری در روایت مضمون اصلی نداره.

  • رضا
    سه شنبه, 27 مرداد 1394 ساعت 18:54 ارسال شده توسط رضا

    وقتی تحلیل Mass Effect رو دیدم تعجب کردم گفتم چجوری با این همه حالت مختلف که نتایج تصمیم گیری های شخصیه بازیکنه تونستید تحلیل ارائه بدید!
    میتونم بگم این گیم در نوع خودش بی نظیره. حتی Dragon Age هم که به نوعی بازیه موازیه ME سبک شمشیر و جادو انقدر تنوع در Ending نداشت... تنها بازی که میشه با ME مقایسه کرد سری بازیهای Witcherه. شاید بشه گفت اون گسترده تره...
    شما تحلیل رو بر اساس تصمیم های خودتون نوشتید که البته به نظر منطقی میاد البته من فقط قسمت اول رو خوندم ولی احتمال میدم این تفاوت در تصمیم ها تاثیر زیادی رو نتیجه گیری و پیام بازی نداره (البته بد نیست یه بار هم از نظر مکالمه هایی که بین شخصیت و خدمه -که حدود 50% از وقت بازی رو -لاقال برای من- میگیره و همچنین دیالگ های انتخابی و تفتیش عقایدی که بازیکن با میل خودش شرکت میکنه بررسی کنید)
    مثلا Mass Effect-1 شما میتونید بین Kaiden و Ash یکی رو انتخاب کنید یا سرنوشت ملکه ی رکنای (Rachni Queen) و سرنوشت Council میتونید نجات بدید یا بذارید بمیرن و یه Council جدید بیاد حتی میتونید کاری کنید که Council جدید همه انسان باشن البته تفاوتش در حد چند دیالوگه.
    -------------------
    من همه احتمال ها و حالت های مختلف رو دیدم و تحلیل رو بر اساس بهترین پایان (طبق گفته خود سازندگان) نوشتم.

  • امیر
    یکشنبه, 17 فروردين 1393 ساعت 23:26 ارسال شده توسط امیر

    سلام خدمت جناب بلالی عزیز
    منتظر نقد داستان هم هستیم...
    من شماره 2 بازی رو با سالم نگه داشتن پایگاه تمام کردم...ولی خب فرق خاصی در خط کلی داستان در
    قسمت سوم نباید داشته باشه...نه؟
    ً…………………………………………………………
    سلام امیر جان
    داستان همه قسمت ها به همراه تحلیل کلی بازی در سایت قرار داده شده. می تونید با ورود به بخش تحلیل بازی ها اون ها رو هم مطالعه کنید.
    موفق باشید

برای ارسال نظر وارد سایت شوید

آخرین ارسال های انجمن

ارسال مطلب به ما

برای ارسال مطلب جهت انتشار در قسمت "به قلم دوستان" در وب سایت لطفاً مطلب خود را در قالب نرم افزار word همراه با ذکر نام و شماره تماس به نشانی پست الکترونیکی author@vgpostmortem.ir  ارسال نمائید.

جهت دریافت خبر نامه پست الکترونیکی خود را وارد نمایید.

آمار بازدید

04889776
امروز
دیروز
این هفته
هفته گذشته
این ماه
ماه گذشته
مجموع
5254
15524
97666
4466331
337102
476176
4889776