هَٰذَا مِن فَضْلِ رَبِّي
2547 دفعه خوانده شده کد مطلب : 291

تحلیل سه گانه Mass Effect- قسمت دوم

 

بسم الله الرحمن الرحیم
 
مسیح، اینبار ناجی کهکشان ها!!
 
 
 
داستان قسمت سوم بازی، 6 ماه پس از حوادث قسمت دوم دنبال می شود. شپارد پس از نابودی کالکتورها، از تشکیلات سربروس جدا شده و یکبار دیگر به آلیانس پیوسته است. در این قسمت، برخلاف دو قسمت قبلی، بازی از سیاره زمین آغاز می شود و می توانیم حال و هوا و شرایط زمین را در سال 2185 ببینیم (البته لازم به ذکر است که در اینجا منظور از زمین تنها دو کشور انگلیس و کانادا و به طور خاص شهرهای لندن و ونکوور است!!)
 
Gameplay-7 
 
به شکلی غیرمنتظره یکی از پاسگاه های فضایی انسان ها در نزدیکی خورشید به یکباره در تاریکی فرو می رود و این موضوع باعث می شود تا آدمیرال استیون هکت (Admiral Steven Hackett) نیروهای خود را برای دفاع در برابر حمله ای غافلگیر کننده آماده نماید. 
 
 hacket
 
در این زمان اندرسون که حالا به مقام آدمیرالی ارتقاء درجه یافته، به همراه شپارد و ستوان جیمز وگا (James Vega)، وارد ونکوور می شوند تا در ساختمان آلیانس با کمیته ویژه دفاعی ملاقاتی داشته باشند. در این جلسه شپارد دلایل نگرانی هکت را درست می داند و تاکید می کند که ریپرها وارد کهکشان راه شیری شده اند و به زودی به زمین خواهند رسید.
 
 Gameplay-9
 
در همین زمان ناگهان ارتباط آن ها با پایگاه لونا (Luna) قطع شده و تصاویری پخش می گردد که در آن ها ورود موجودات بیگانه به داخل شهرهای زمینی نمایش داده می شود. با نمایش این صحنه ها خبر حمله ریپرها به زمین رسما تایید می شود. در همین زمان ناگهان یکی از سفینه های ریپرها وارد ونکوور شده و ساختمان تجمع آلیانس ها را مورد هدف قرار می دهد و باعث مرگ تعداد زیادی از افراد کمیته ویژه دفاعی و کارمندان آلیانس ها می شود. 
 
 Gameplay-4
 
شپارد و اندرسون که از این حادثه جان سالم به در برده اند با اشلی ویلیامز تماس می گیرند و از او می خواهند که به نورماندی برود و برای کمک به آن ها اقدام نماید. آن ها برای جلوگیری از آسیب ریپرها، مسیر خود تا رسیدن به نورماندی را به صورت خانه به خانه طی می کنند. 
 
 Boy
 
در همین بین شپارد با پسر بچه ای روبرو می شود که از ترس درون دریچه ای مخفی شده است. شپارد از پسر بچه می خواهد که همراه او آنجا را ترک کند، اما پسر به شپارد می گوید که توانایی نجات هیچکس را ندارد و بلافاصله خودش را به درون دریچه کشانده و ناپدید می شود. 
 
 Gameplay-10
 
شپارد و اندرسون مسیر خود را تا رسیدن به نورماندی ادامه می دهند، در همین حال اندرسون از شپارد می خواهد تا به سیتادل برود و از کنسول تقاضای کمک نماید. پس از رسیدن به نورماندی، شپارد بلافاصله وارد سفینه می شود، اما اندرسون از سوار شدن به سفینه خودداری می کند و به شپارد می گوید که برای هدایت و رهبری گروه های مقاومت در زمین می ماند. 
 
 James Vega
 
زمانی که نورماندی در حال ترک زمین است، شپارد پسر بچه ای را که درون دریچه فرار کرده بود یکبار دیگر می بیند که همراه گروه پناهجویان درحال سوار شدن به سفینه های گروه مقاومت است. در همین لحظه یکی از ریپرها متوجه سفینه ها شده و سلاح خود را برای نابودی آن ها آماده می کند. سفینه حامل پناهجویان و پسر بچه از روی زمین بلند می شود، اما پیش از آنکه بتواند حرکتی کند، توسط ریپر نابود شده و همه خدمه و مسافران آن، از جمله پسر بچه کشته می شوند. دیدن این صحنه عزم شپارد برای رهایی زمین از دست ریپرها را مضاعف می نماید. بدین ترتیب شپارد به عنوان تنها امید زمین برای رهایی از دست ریپرها عازم سیتادل می شود.
 
 Ashlly
 
مدت کوتاهی پس از ترک زمین، آدمیرال هکت با شپارد تماس گرفته و به او دستور می دهد تا پیش از رفتن به سیتادل به مریخ رفته و خودش را به محل نگهداری آرشیو پروتئین ها، جایی که بشر برای اولین بار موفق شد تا از آن طریق تکنولوژی Mass Effect را به وجود آورد برساند. هکت معتقد است که لیارا توانسته با تحقیق روی آرشیو پروتئین ها به راه حلی برای نابودی ریپرها دست یابد. 
 
 Gameplay-3
 
شپارد و تیمش با پایگاه آلیانس ها در مریخ تماس می گیرند، اما هیچ پاسخی دریافت نمی کنند. آن ها خیلی زود متوجه می شوند که افراد سربروس با حمله به این پایگاه اقدام به کشتار همه افراد آلیانس نموده اند. آن ها در پایگاه آلیانس به دنبال لیارا می گردند و پس از یافتن او، درمورد علت ورودش به مریخ و ماموریت ویژه هکت از او سوال می کنند. طبق صحبت های لیارا او توانسته بود از طریق تحقیق در آرشیو پروتئین ها، مدارکی از بلوپرینت سازه ای خاص بیابد که به نظر او این سازه می توانست باعث نابودی ریپرها شود. اما متاسفانه سربروس هم توانسته بود به نسخه ای از این بلوپرینت دست یابد و حالا آن ها باید پیش از آن که سربروس همه اطلاعات را برداشته و آرشیو را نابود نماید، زودتر آن را بازیابی نمایند. 
 
 Edi
 
لیارا به همراه شپارد به سراغ بخش مرکزی آرشیو می روند و در آنجا از طریق تصاویر دوربین های مدار بسته متوجه خیانت یکی از نیروهای آلیانس به نام دکتر ایوا کور (Eva Cor) می شوند. تا پیش از این اتفاق اینطور تصور می شد که او برای پژوهش به این ایستگاه فرستاده شده بود، اما شواهد موجود حاکی از آن بود که او به عنوان خرابکار و جاسوس نفوذی سربروس وارد این پایگاه شده است. آن ها متوجه می شوند که هدف ایلوسیومن از فرستادن ایوا و دستیابی به آرشیو، یافتن راهی برای کنترل ریپرها و استفاده از قدرت آن ها برای ایجاد تغییر در مسیر تکامل انسان ها و برتری دادن آن ها بر سایر نژادها است. 
 
 Gameplay-6
 
شپارد و لیارا خود را به آرشیو مرکزی می رسانند و مشغول بازیابی اطلاعات می شوند، در این زمان ایلوسیومن که به صورت هولوگرام وارد محل آرشیو شده، به شپارد هشدار می دهد که دست از مبارزه علیه ریپرها کشیده و خودش را در مقابل سربروس قرار ندهد. در همین زمان ناگهان اشلی متوجه حضور دکتر ایوا در بخش مرکزی آرشیو می شود. ایوا قصد داشت تا اطلاعات ذخیره شده در آرشیو را بازیابی نماید، اما در میانه کار ارتباط او با سرور مرکزی قطع شده و حالا برای بازیابی مجدد اقدام کرده بود. ایوا به محض دیدن شپارد و تیمش اقدام به نابودی سرور کرده و با اطلاعاتی که در اختیار دارد فرار می کند. شپارد او را تعقیب می کند، اما در اقدامی غافلگیر کننده ایوا توسط جیمز متوقف شده و کشته می شود. پس از این اتفاق مشخص می شود که ایوا درواقع انسان نبوده و روباتی بسیار پیشرفته ساخت سربروس است. آن ها بدن ایوا را برای تحقیات بیشتر به درون نورماندی منتقل می کنند، در همین هنگام ریپرها هم به مریخ حمله می کنند. 
 
 Gameplay-11
 
درون نورماندی، شپارد اطلاعات مربوط به سازه پروتئین ها را در اختیار هکت قرار می دهد و از ایدی و لیارا می خواهد که کار تحقیق و بازیابی روی اطلاعات ذخیره شده در حافظه مرکزی ایوا را آغاز نمایند، سپس نورماندی به سمت سیتادل حرکت می کند. 
 
 Udina
 
به محض رسیدن به سیتادل، شپارد به سراغ کنسول می رود. اودینا، که حالا به کنسول پیوسته، سعی دارد با مذاکره، موافقت اعضای کنسول برای کمک به زمین و انسان ها را جلب نماید. اما اعضای کنسول اعلام می کنند که به دلیل مشکلات موجود برای نژادهای عضو کنسول، آن ها تا حل نشدن مشکلات خود توان یاری به انسان ها را ندارند. همچنین آن ها در مورد سازه پروتئین ها برای نابودی ریپرها با شک و تردید نگاه می کنند. اما لیارا برای آن ها توضیح می دهد که این سازه در زمان حیات پروتئین ها ناتمام مانده و بخشی از آن به نام کتلیست (Catalyst) ناپدید شده است.  
 
 nyreen kandros
 
پس از پایان جلسه کنسول، نماینده نژاد توریان ها با شپارد ملاقات می کند و به او توضیح می دهد که پس از حمله ریپرها، پریمارچ فدوریان (Primarch Fedorian)، حاکم پالاون (Palaven) - تنها سازه توریان  ها که به جای نقره از استیل ساخته شده است- موفق به ترک آنجا نشده است. او از شپارد درخواست می کند تا با نورماندی به آنجا رفته و او را نجات دهد، زیرا او یکی از کارآمدترین نیروها برای کمک به زمین خواهد بود. همچنین نماینده توریان ها در کنسول به شپارد اطلاع می دهد که کنسول یکبار دیگر با اعطای امتیاز اسپکتر به او موافقت نموده و او از حالا به بعد باز هم یک اسپکتر خواهد بود. 
 
 Adrien-Victus
 
شپارد برای انجام ماموریت به پالاون می رود، اما مطلع می شود که پریمارچ یک ساعت پیش از رسیدن او کشته شده است و حالا کاپیتان آدرین ویکتوس (Adrien Victus )، یکی از معروفترین نظامیان توریان جانشین وی شده است. شپارد به سراغ ویکتوس می رود و او که چندان از کسب این مقام راضی نیست از شپارد می خواهد که به وی کمک کند تا برای تقویت نیروهای حاضر در پالان و حل بحران ایجاد شده، از کروگان ها کمک بگیرد. 
 
 Dalatrass-Linron
 
شپارد به نورماندی باز می گردد و در آنجا آدمیرال هکت خبر شروع تولید نمونه ای از سازه پروتئین ها در قالب پروژه ای به نام Project Crucible را به وی می دهد. شپارد و تیمش برای انجام ماموریت بعدی آماده می شوند. قدم بعدی آن ها، راضی کردن کروگان ها برای کمک به توریان ها و در نهایت کمک به زمین است. اما شپارد می داند که رابطه مابین توریان ها و کروگان ها رابطه ای بسیار ضعیف و شکننده است و برای برقراری رابطه دوباره، باید تلاش مضاعفی را انجام دهد. شپارد برای یافتن راه حل مناسب، جلسه ای مابین رئیس سالارین ها، دالاترس لینرون (Dalatrass Linron)، رئیس طایفه کروگان ها، اوردونت رکس (Urdnot Wrex) و آدرین ویکتوس، برگذار می کند تا در این جلسه به راه حلی توافقی برای همکاری گروه ها دست یابد. 
 
Gameplay-1 
 
اما جلسه با توهین دالاترس به رئیس طایفه کروگان ها و متهم کردن وی به پیمان شکنی علیه توریان ها به آشوب کشیده می شود. همچنین رکس شرط خود برای کمک به توریان ها و انسان ها را درمان بیماری عقیمی نژاد خود و از بین بردن Genophage که توسط سالارین ها ایجاد شده، اعلام می دارد. Genophage سلاح بیولوژیکی بود که برای پایان دادن به شورش کروگان ها ساخته شد. این نژاد صدماتی به Citadel Council وارد کرده و با روحیه تهاجمی خود، مشکلات زیادی برای سایر نژادها ایجاده کرده بودند. آمار زاد و ولد کروگان ها بسیار بالا بود و روز به روز به تعداد آن ها افزوده می شد و سایر نژادها برای مبارزه با آن ها دچار مشکل شده بودند. در اینجا بود که توریان ها از سالارین ها برای دستکاری ژنتیکی در کروگان ها و پایین آوردن نرخ زاد و ولد آن ها کمک گرفتند.
 
 Gameplay-2
 
ویروس Genophage، سلول های بدن کروگان ها را دستخوش تغییراتی کرده و به وسیله از بین بردن کدهای ژنتیکی مخصوص زاد و ولد، باعث می شد جمعیت آن ها کمتر شده و مقابله با آن ها ساده تر شود. سالارین ها در ابتدا قصد داشتند از این ویروس تنها برای ترساندن و عقب نشینی کروگان ها استفاده کرده و به صورت محدود آن را به کار ببرند، ولی توریان  ها پس از کامل شدن پروژه، آن را به تولید انبوه رسانده و در تمام کلونی های دنیای کروگان ها پخش کرده و باعث آلودگی آن ها شدند.
 
Genophage باعث شد از هر 1000 کروگان، تنها یکی بتواند بچه دار شود و برای همین تعداد محدودی از کروگان های ماده که توانایی بچه دار شدن را داشتند، به افراد با ارزشی تبدیل شدند که جنگ های بسیاری بر سر تصاحب آن ها درگرفت. انتشار Genophage در سرزمین های کروگان ها و تصاحب سرزمین آن ها توسط سالارین ها و انجام آزمایشات متعدد روی این نژاد، از جنجالی ترین و بحث برانگیزترین اقدامات کهکشان تاکنون بوده اند. 
 
پس از مطرح شدن درخواست رکس، دلاترس به شدت با آن مخالفت کرده و این کار را دیوانگی محض توصیف می نماید. اما در حال رکس تنها شرط کروگان ها برای کمک به توریان ها و انسان ها را همین موضوع اعلام می کند. سرانجام دلاترس تحت فشار شدید شپارد و ویکتوس قبول می کند تا کار درمان کروگن ها توسط دانشمندان سالارین مستقر در پایگاه تحقیقاتی سورکش (Sur'Kesh) انجام پذیرد.  
 
Eva 
 
شپارد به همراه افراد تیم خود و رئیس قبیله کروگان ها، عازم پایگاه سورکش می شوند تا به پروسه درمان نظارت نمایند. اما با ورود به سورکش متوجه می شوند که تنها یک کروگان مونث که به ایو (Eve) معروف شده بود توانسته تا از پروسه آزمایش درمان جان سالم به در ببرد و زنده بماند. در همین زمان ناگهان پایگاه سورکش با حمله افراد سربروس مواجه شده و جنگ سختی میان سالارین ها و افراد سربروس در می گیرد. سربروس به منظور ممانعت از اتحاد نژادها، تصمیم به نابودی کروگان ماده و همچنین نتایج آزمایش های سالارین ها گرفته بود. 
 
 Commander-Bailey
 
شپارد و تیمش پس از یک درگیری سخت، سرانجام موفق می شوند، کروگان مونث را سالم از آزمایشگاه خارج نمایند. آن ها به توصیه موردین- دانشمند سالارین عضو گروه شپارد- تصمیم می گیرند تا برای درمان کروگان ها به سرزمین باستانی آن ها، توچانکا (Tuchanka) رفته و در آنجا برج اصلی انتشار دهنده Genophage را از کار انداخته و از طریق همین برج، ماده شفابخش را در فضا پخش نمایند. آن ها به توچانکا می روند و در آنجا نیز با حمله ریپرها مواجه می شوند. اما موفق می شوند با نابودی ریپر مهاجم و از خودگذشتگی موردین، سرانجام کروگان ها را شفا دهند. به این ترتیب، کروگان ها برای کمک به توریان  ها و سپس انسان ها آماده شدند. 
 
پس از پایان ماموریت در توچانکا، نماینده سالارین ها در کنسول با شپارد تماس گرفته و به او درمورد رفتار مشکوک اودینا توضیح می دهد. طبق صحبت های نماینده سالارین ها، اودینا مبلغ بسیار زیادی پول از طریق پورت های کنسول جابجا کرده که مقصد آن نامعلوم است و این موضوع باعث نگرانی اعضای کنسول شده است. 
 
شپارد وارد سیتادل می شود، اما در این هنگام با حمله افراد سربروس به آنجا مواجه می شود. شپارد و همراهانش با آن ها درگیر می شوند و به کمک فرمانده بارلی (Commander Bailey)، فرمانده نیروهای امنیتی سیتادل، حملات دشمن را دفع می نماید. پس از دفع حملات، بارلی از شپارد می خواهد که به سراغ اعضای کنسول رفته و آن ها را نجات دهد. شپارد حدس می زند که این حمله زیر سر اودینا باشد، از این رو نگران است تا به خاطر اخطار نماینده سالارین ها، جان او در خطر باشد، لذا تصمیم می گیرد تا او را یافته و مورد حمایت قرار دهد. اما زمانی که شپارد به محل اختفای نماینده سالارین ها می رسد، یکی از ماموران ارشد سربروس به نام کای لنگ (Kai Leng) به او حمله کرده و او را از پای در می آورد. 
 
 kai leng
 
شپارد به دنبال سایر اعضای کنسول می گردد تا از آن ها حمایت کند. او خیلی زود متوجه می شود که آن ها تحت حمایت اشلی به مکانی امن منتقل شده اند و اشلی قصد دارد آن ها را از سیتادل خارج نماید. در لحظه ای که شپارد و تیمش با اشلی و اعضای کنسول مواجه می شوند، اشلی به دلیل سابقه حضور شپارد در تشکیلات سربروس او را خائن می پندارد، اما شپارد به او توضیح می دهد که او با آلیانس هاست و خائن اصلی درواقع اودینا است. او از اشلی می خواهد که اجازه ندهد تا اودینا دروازه ها را باز نماید و او را دستگیر کند. اما اودینا که اوضاع را به ضرر خود می بیند، نماینده آساری ها را گروگان می گیرد و تهدید می کند درصورت مانع شدن، او را خواهد کشت. در یک فرصت مناسب، شپارد به اودینا شلیک کرده و او را از پای در می آورد و نماینده آساری ها را نجات می دهد. بدین ترتیب ماموریت کای لینگ با شکست مواجه می شود و ایلویسومن به این دلیل او را مورد شماتت قرار می دهد.
 
 Gameplay-5
 
پس از ماجرای سیتادل، آدمیرال هکت با شپارد تماس می گیرد و به او از تمایل کواریان ها برای مذاکره خبر می دهد و از شپارد می خواهد که با رهبر آن ها در Migrant Fleet ملاقات داشته باشد. شپارد با آدمیرال ها شالا ران (Shala'Raan)، هان گرل (Han'Gerrel)، دارو ژن (Daro'Xen) و زال کوریس (Zaal'Koris) در سفینه دیپلماتیک Far Rim دیدار می کند. آن ها از نگرانی خود درمورد حمله گس ها با شپارد صحبت می کنند و از او می خواهند آن ها را متوقف نمایند. فقط در این صورت است که آن ها می توانند به نیروهای مدافع زمینی پیوسته و از آن ها حمایت کنند. 
 
 ShalaRaan
 
شپارد و تیمش برای مقابله با حمله گس ها آماده می شوند. آن ها در جریان مبارزه، متوجه می شوند که ارتش گس ها توسط یک ریپر فرماندهی و هدایت می شوند. شپارد با ریپر درگیر شده و پس از نبردی نفس گیر، با پی بردن به نقطه ضعف ریپر موفق به نابودی آن می شود. با نابودی ریپر، ناوگان گس ها هم که از طریق امواج مغزی ریپر فرمان دریافت کرده و تقویت می شدند نیز ضعیف شده و توسط ناوگان کوارین ها تار و مار می شوند و بدین ترتیب کوارین ها از حمله گس ها در امان می مانند. (البته در حالتی می توان میان آن ها صلح نیز برقرار نمود)
 
پس از پایان کش مکش میان گس ها و کوارین ها، حالا نوبت به نماینده آساری ها می رسد تا از شپارد برای جلسه ای در سیتادل دعوت به عمل آورد. در همین زمان سازه پروتئین ها هم مراحل پایانی ساخت خود را پشت سر می گذارد و رو به تکمیل است، اما نبود کاتالیست همچنان آن را در برابر ریپرها بی مصرف نموده است. نماینده آساری ها به شپارد درمورد مسئله ای مهم و طبقه بندی شده در رابطه با مجسمه ای در سرزمین تسیا (Thessia) توضیح می دهد و به او می گوید که ممکن است شپارد بتواند با کمک آن به ماهیت کاتالیست پی ببرد. او از شپارد می خواهد تا پیش از رسیدن ریپر ها و نابودی مجسمه، خودش را به آن رسانده و از اطلاعات آن استفاده نماید. تیم شپارد با همراهی لیارا وارد تسیا شده و از آنجا به دنبال مجسمه وارد معبد آتامه (Athame) – خدایی باستانی که حتی قدمتی بیش تر از آساری ها دارد- می شوند. آن ها پس از بررسی مجسمه متوجه می شوند که درواقع درون این مجسمه یک Prothean Beacon پنهان شده که حاوی اطلاعاتی از پروتئین هاست و آساری ها به دلایلی نامعلوم سالیان سال این موضوع را از همگان مخفی نگهداشته بودند. 
 
 illosivman
 
درون این Prothean Beacon یک VI از پروتئین ها به نام وندتا (Vendetta) وجود داشت که کمی فراتر از یک VI معمولی عمل می نمود و درواقع همانند مغز یک پروتئین از قابلیت تفکر برخوردار بود. 
 
وندتا به آن ها توضیح می دهد که اصل سازه، متعلق به پروتئین ها نبوده و طرح ساخت آن به میلیون ها سال قبل باز می گردد. به گفته وندتا، خود پروتئین ها هیچگاه موفق به استفاده از این سازه نشده بودند و همه آزمایش ها و تلاش های آن ها با دخالت و خرابکاری گروهی همانند سربروس از میان رفته بود. او ادعا می کند که کنترل ریپرها دلیل نابودی پروتئین ها نبوده و تمام تلاش آن ها برای نابودی و جنگ با ریپرها با شکست مواجه شده بوده. همچنین وندتا شرح می دهد که پروتئین ها به شباهت هایی میان الگوی تدریجی تکامل و نابودی و از هم پاشیدگی در چرخه ای بی نهایت بزرگ پی برده بودند که به وسیله آن می توانستند راهی برای بروز پیشرفت و یا برخورد نژاد ها پیدا نمایند، اما اساسا راه های مشابه، تاثیرات مشابهی هم ایجاد می نمودند و صرفا شانس های مختلفی را پدید می آوردند. به اعتقاد وندتا، ریپرها تنها خدمتکارانی در خدمت این چرخه و الگو هستند و نه خالق آن. 
 
زمانی که وندتا آماده شده بود تا درمورد ماهیت کاتالیست به شپارد توضیح دهد، ناگهان به شکل غیرمنتظره ای توسط کای ینگ، مزدور و آدمکش سربروس از کار می افتد. کای ینگ با شپارد و گروهش درگیر می شود و موفق می شود VI (وندتا) را از آن مکان خارج کرده و آن را به سربروس منتقل نماید. 
 
شپارد به دنبال یافتن موقعیت سربروس و بازپس گیری VI (وندتا) وارد سیاره هاریزون (Horizon) می شود. او در آنجا با میراندا لاوسون، همکار سابقش در سربروس روبرو می شود. میراندا به دنبال خواهر خود لرا (Iera) وارد این سیاره شده بود. به عقیده او گم شدن لرا زیر سر پدرش هنری لاوسون (Henry Lawson)، دانشمند ارشد سربروس بوده. شپارد متوجه می شود که سربروس در آنجا درحال انجام آزمایش روی انسان ها و تبدیل آن ها به هاسک است و این کار را با استفاده از نیروی ریپرها انجام می دهد. شپارد جستجوی خود برای یافتن میراندا را آغاز می کند و سرانجام به طور اتفاقی در یکی از مانیتورهای آزمایشگاه، او را درحال درگیری با کای ینگ می بیند. زمانی که شپارد میراندا را پیدا می کند، او به شدت زخمی شده و خونریزی دارد. میراندا به شپارد توضیح می دهد که در حین درگیری با کای ینگ، سنسوری ردیابی به او چسبانده و شپارد می تواند از طریق پی گیری سیگنال های آن مکان سربروس را بیابد. 
 
 Henry Lawson
 
شپارد بلافاصله موضوع را با آدمیرال هکت در میان می گذارد و آلیانس ها خود را برای حمله به سربروس و نابودی آن آماده می کنند. پس از این ماجرا شپارد مکان سربروس را پیدا کرده و با نورماندی روی آن فرود می آید. سپس با کمک ایدی، وارد مرکز کنترل سربروس (جایی که همیشه ایلوسیومن در آنجا حضور داشت) شده و در آنجا با منظره عجیبی روبرو می شوند. 
 
ایلوسیومن موفق شده بود Human-Reaper را از سفینه کالکتورها به سلامتی نجات داده و آن را برای تکمیل به سربروس منتقل نماید. در همین زمان، ایلوسیومن هم به صورت هولوگرام در مرکز کنترل ظاهر شده و به شپارد می گوید که او موفق به کشف کاتالیست شده و به زودی کنترل ریپرها را در دست خواهد گرفت. او یکبار دیگر از شپارد دعوت می کند تا به او ملحق شود، اما باز هم با مخالفت او مواجه می گردد. 
 
شپارد به کمک ایدی موفق می شود وندتا را یافته و از او درمورد ماهیت کاتالیست سوال نماید. وندتا به شپارد توضیح می دهد که کاتالیست درواقع همان سیتادل است. ایستگاه فضایی ای که ریپرها در گذشته آن را به وجود آورده بودند تا به پروسه فعال سازی Crucible بپیوندد و با افزایش قدرت آن، مختصات تابع آن را در مس ریلی ترسیم نماید. 
 
پس از این آشکار سازی، شپارد تصمیم می گیرد تا Crucible را فعال سازد، اما وندتا به او اطلاع می دهد که مدتی قبل ایلوسیومن با رفتن به سیتادل ریپرها را از نقشه انسان ها برای نابودی آن ها آگاه نموده است. ریپرها هم برای جلوگیری از این موضوع به سیتادل حمله کرده و آن را به تسخیر خود درآورده اند و قصد دارند آن را به یکی از مدارهای سیارات خود انتقال دهند. 
 
شپارد بلافاصله تصمیم می گیرد تا آدمیرال هکت را در جریان ماجرا قرار دهد، اما با حمله کای ینگ مواجه می شود و طی یک درگیری نفس گیر موفق به کشتن ینگ می شود. شپارد بلافاصله با اندرسون و هکت تماس می گیرد و آن ها را از ماهیت واقعی Catalyst آگاه می نماید. هکت و شپارد چاره ای جز تجمع نیروها در سیتم Sol و حمله به زمین و بازپس گیری آن نمی بینند. اندرسون و هکت برای انجام عملیات سه استراتژی مجزا در پیش می گیرند:
 
1- استراتژی شمشیر (Sword)، که طی آن ناوگانی ماموریت مشغول کردن ریپرها در فضا را به عهده می گرفتند.
 
2- استراتژی پتک (Hammer)، که طی آن نیروهای زمینی در لندن تجمع می کردند.
 
زمانی که شپارد از علت انتخاب لندن برای فرود و تجمع نیروها سوال می کند، اندرسون به او پاسخ می دهد که ریپرها با ایجاد یک پورت بین این شهر و سیتادل قصد انتقال مردم به منظور قتل عام در آنجا را دارند. ماموریت گروه مستقر در زمین این است که آن ها راه خود را تا رسیدن به پورت باز کنند و تا حد امکان مردم باقی مانده را نجات داده و راهی برای نابودی پورت بیابند. 
 
پس از انجام موفقیت آمیز این دو ماموریت، نوبت به استراتژی سوم یعنی محافظ (Shield) می رسد. با علامت هکت به ناوگان ویژه، آن ها عملیات حمل و محافظت از Crucible برای پیوستن آن به سیتادل را به عهده خواهند گرفت. باقی نیروهای خارج از سیستم Sol، اعم از انسان ها و سایر موجودات کهکشانی هم تحت فرمان مستقیم شپارد به ریپرهای مستقر در اوربیت های اطراف زمین حمله ور می شوند. 
 
نبرد آغاز می شود و در جریان این نبرد، سفینه نورماندی وارد زمین شده و شپارد و افرادش برای انجام عملیات نابودسازی موشک های ضد هوایی موسوم به هیدس (Hades) که عملیات فرود گروه چکش را با خطر مواجه می سازند اقدام می نمایند. پس از نابودی موشک ها، شپارد و تیم همراه او به اندرسون و تیم مقاومت می پیوندند و در همان زمان تیم چکش نیز خود را برای یورش به پورت موجود در سیتادل آماده می نمایند. زمانی که تیم چکش موفق می شوند پورت درون سیتادل را از کار بیندازد، اندرسون به شپارد و افراد تحت امرش فرمان می دهد تا به هر قیمتی که شده پورت داخل شهر را نیز از کار بیندازند. در همین زمان تیم چکش با حملات غافلگیر کننده نیروهای پشتیبانی ریپرها مواجه شده و تلفات سنگینی را متحمل می شوند. 
 
شپارد و سایر نیروها، علی رقم تلاش بسیار موفق نمی شوند پورت داخل شهر را نابود کنند و در اثر حملات ریپرها اکثر نیروهای آن ها کشته شده و یا آسیب های جدی ای را متحمل می شوند. خود شپارد هم در این بین جراحات زیادی بر می دارد و به شدت زخمی می شود. اما در آخرین لحظات، و پیش از آن که پورت توسط ریپرها مسدود شود، خودش را به پورت رسانده و به داخل ایستگاهی پر از لاشه انسان ها در سیتادل کشیده می شود. او در آنجا متوجه حضور اندرسون می شود و پس از طی مسیر کوتاهی، اندرسون را درون اتاقی شبیه به اتاق کنترل می یابد. در این هنگام ناگهان سر و کله ایلوسیومن نیز پیدا می شود. ایلوسیومن می خواهد پیش از اینکه کنترل ریپر ها را بدست بگیرد شپارد را متقاعد کند که کنترل ریپرها بهتر از نابود کردن آن ها است. در طرف مقابل اندرسون و شپارد به وی می گویند که خود او در حال حاضر توسط ریپرها کنترل می شود. ایلوسیومن برای اثبات قدرتش با کنترلی که روی شپارد به دست آورده ، تفنگی را که در دست شپارد است به سمت اندرسون نشانه می گیرد و شلیک می کند. 
 
شپارد سعی می کند ایلوسیومن را متقاعد کند که توسط ریپرها کنترل می شود، اما او به هیچ وجه این موضوع را قبول نکرده و تصمیم می گیرد اندرسون را از پای درآورد. در یک لحظه شپارد به سمت ایلوسیومن شلیک کرده و او را می کشد. 
 
پس از مرگ ایلوسیومن، شپارد دریچه های دفاعی سیتادل را باز می کند و هکت به ناوگان حامل Crucible دستور می دهد تا آن را برای نصب وارد سیتادل نمایند. سرانجام Crucible با موفقیت به سیتادل متصل می شود اما علی رقم اتصال، هیچ اتفاق خاصی رخ نمی دهد. اندرسون و شپارد نا امید از این واقعه در گوشه ای می نشینند و آخرین لحظات زندگی خود را نظاره می کنند. اندرسون به شپارد می گوید که از همکاری با او بسیار خرسند است و افتخار می کند که در کنار او مبارزه کرده. اندرسون با گفتن این جملات می میرد و شپارد هم در اثر شدت جراحات از حال می رود و بی هوش می شود. پس از این واقعه شپارد به شکل غیرمنتظره ای از طریق یک پورت، به بخش دیگری از سیتادل منتقل می شود. زمانی که شپارد کمی از هوشیاری خود را به دست می آورد با موجودی از جنس انرژی روبرو می شود که خود را به شکل پسر بچه ای که در ابتدای بازی مرگش را روی زمین دیده بود درآورده است.
 
 Catalyst kid
 
پسر بچه بر خلاف تصور همگان خود را کتلیست معرفی می کند – به معنای کاتالیزور یا تشکیل دهنده - و سیتادل را بخشی از خود می داند. سپس همانند ریپرهایی که شپارد قبلا با آن ها صحبت کرده بود، ریپرها را راه حلی برای جلوگیری از بی نظمی و هرج و مرج می خواند. بی نظمی ای که بر اثر پیشرفت هوش مصنوعی و انقلاب آن ها برای سلطه جویی بر موجودات زنده به وجود می آید. درضمن او توضیح می دهد که ریپرها تمامی موجودات زنده را نابود نمی کنند، بلکه فقط گونه های پیشرفته را یا تبدیل به ریپر کرده و یا آن ها را همچون پروتئین ها تغییر شکل داده و برای مقاصد خود از آن ها استفاده می کنند. 
 
سپس در جواب سوال شپارد مبنی بر چگونه متوقف کردن ریپرها به او می گوید که ساخت و اتصال Crucible راه حل های جدیدی را ممکن ساخته است، ولی برای اجرای آن ها شپارد باید خود وارد عمل شود. 
 
 Gameplay-8
 
بخشی از دیالوگ های پسر بچه و شپارد:
 
شپارد: قبلاً گفتی که کتلیست هستی؛ خب ... تو واقعا چی هستی؟
 
بچه: من یک سازه هستم. یک سازه هوشمند که قرن ها پیش برای حل یک مشکل طراحی شدم. من ساخته شدم تا تعادل رو برقرار کنم و ایجاد کننده صلح بین موجودات زنده و مصنوعی باشم.
 
- پس تو فقط یک هوش مصنوعی هستی؟
 
- درست به همان اندازه ای که تو فقط یک حیوان هستی. من هوش جمعی ریپرها هستم. (من ریپرها را کنترل می کنم)
 
- ولی تو ساخته شدی. مگه نه؟
 
- من رو کسانی ساختند که فهمیدند همیشه بین موجودات زنده و مصنوعی کشمکشی به وجود میاد. من ابتدا به این منظور ساخته شدم که رابطه ای بین موجودات زنده و مصنوعی ایجاد کنم و بر اون نظارت کنم. اما تلاش من همیشه منجر به کشمکش شد. پس به یک راه حل جدید احتیاج داشتیم.
 
- و اون راه حل جدید ریپرها بودند؟
 
- دقیقاً.
 
- ریپرها از کجا اومدند؟ تو اونهارو ساختی؟
 
- سازنده های من ریپرها رو ساختند، ولی من به اون ها دستور می دادم و به این وسیله سازنده های من هدفی (جدید) به من دادند. ریپرها نماینده مصنوعی سازندگان من هستند.
 
- چه اتفاقی برای سازنده های تو افتاد؟
 
- اون ها به اولین ریپرها تبدیل شدند. البته به انجام این کار علاقه ای نداشتند ولی این تنها راه حل بود.
 
- ولی ریپرها چطور مشکلی رو حل می کنند؟
 
- موجودات زنده برای پیشرفت زندگی خود موجودات مصنوعی رو ساختند. ولی این پیشرفت ها محدودیت داشتند. برای از بین بردن این محدودیت ها باید به موجودات مصنوعی اجازه داده می شد که پیشرفت کنند (هوش مصنوعی کاملی داشته باشند). در نتیجه به خاطر ماهیتشون (پیشرفت) بر سازنده های خودشون غلبه می کردند و نتیجه اون، کشمکش، خرابی و هرج و مرج می شد. این اتفاق اجتناب ناپذیره. ریپرها تمامی موجودات زنده و مصنوعی رو نابود می کنند و اون ها رو به شکلی متفاوت تبدیل می کنند تا قبل از اینکه به طور کامل در کشمکش بین خودشون نابود بشن، چیزی از اون ها باقی بمونه.
 
- ما الان در جنگ با ریپرها هستیم، خود این حمله کشمکش نیست؟
 
- شاید شما با ریپرها در جنگ به سر می برید ولی اون ها علاقه ای به انجام این کار ندارند.
 
- باور اینکه اون ها علاقه ای به جنگ ندارند کار سختیه.
 
- وقتی آتش چیزی رو می سوزونه، آیا در حال جنگ با اون چیزه؟ یا داخل کشمکشی با اون شده؟ یا فقط کاری رو می کنه که به خاطرش ساخته شده؟ ما مثل آتشی هستیم که برای خاموش کردن آتش اولیه روشن می شه. ما تعادل رو برقرار می کنیم. ما جسمتون، دانشتون و سازه هاتون رو می گیریم و تبدیل به ریپری جدید می کنیم. بعد در عصری جدید، وقتی که موجودات زنده و مصنوعی دوباره پیشرفت کنند این چرخه تکرار میشه.
 
- تو درباره Crucible چی میدونی؟
 
- اون دستگاه بیشتر از یک منبع قدرت هست. در ترکیب با سیتادل و مس ریلی ها توانایی انتشار انرژی بسیار زیادی در سراسر کهکشان ها رو پیدا می کنه.
 
- چه کسی Crucible رو ساخته؟
 
- تو اون ها را نمی شناسی و وقت کافی هم برای توضیح دادن نیست. ما اولین بار در یکی از چرخه های پیشین متوجه ایده ساخت این دستگاه شدیم.
 
- چرا جلوی ساخت این دستگاه رو نگرفتید؟
 
- ما فکر کردیم که طرح این دستگاه نابود شده ولی مثل اینکه موجودات زنده رو دست کم گرفته بودیم.
 
- چرا می خوای به من کمک کنی؟
 
- تو متغیرها را تغییر دادی (با ساختن Crucible).
 
پس از این مکالمات، بچه راه های پیش روی شپارد را شرح می دهد. اینبار پس از معرفی هر راه، شپارد می تواند یک سوال بپرسد و توضیحات بیشتری درباره آن انتخاب بگیرد:
 
 
 
1. پس از نشان دادن گزینه نابودی ریپرها، بچه اینبار دلیل می آورد که Crucible قدرت تبعیض بین ریپرها و دیگر موجودات مصنوعی را ندارد و به همین دلیل همه را با هم نابود می کند، از جمله خود شپارد. سپس شپارد توضیحات بیشتری می خواهد که در جواب متوجه می شود که بسیاری از تکنولوژی هایی که مردم در حال حاضر به آن ها عادت کرده اند نابود خواهد شد و در نتیجه آن، همچنان برخی از مردم هم خواهند مرد. ولی تلفات این اتفاق به اندازه ادامه جنگ با ریپرها نخواهد بود. 
 
2. در مورد گزینه دوم، یعنی همان کنترل کردن ریپرها، شپارد می پرسد که چطور وقتی بمیرد می تواند ریپرها را کنترل کند؟ بچه در پاسخ به او می گوید که فقط جسم او نابود می شود و افکار و خاطره های او باقی خواهند ماند! 
 
3. آخر از همه شپارد در مقابل راه سوم که همان ترکیب موجودات زنده و مصنوعی با هم است نیز توضیحات بیشتر می خواهد. در توضیحات بیشتر گفته می شود که موجودات زنده به وسیله تکنولوژی های موجودات مصنوعی بی نقص می شوند و موجودات مصنوعی با گرفتن جان، احساس و شعور بی نقص می شوند و هر دو نوع موجودات به درک درستی از هم می رسند و کشمکش ادامه پیدا نمی کند. 
 
پس از این توضیحات، شپارد سوال می کند که چرا این کار را در چرخه های قبل انجام نداده اند. در جواب بچه به او توضیح می دهد که راه های مشابه این انجام شده بود، ولی همیشه با شکست مواجه می شد و دلیلش این بوده که این اتفاق کاری نیست که بتوان به اجبار انجام داد و هیچ موجود زنده ای راضی به انجام این کار نشده بود، ولی حالا تو (شپارد) در موقعیتی هستی که شاید بخواهی این کار را با خواست خودت انجام دهی.
 
پس از ارئه توضیحات، سه پایان برای بازی شکل می گیرد:
 
پایان اول: شپارد به سمت مخزن انرژی می رود و به آن شلیک می کند. در حین تیراندازی تصاویری از جوکر و اندرسون و دیگر یارانش را به یاد می آورد. سپس انرژی قرمز رنگی از Crucible منتشر شده و پس از آن انرژی قرمز رنگ به ریپرها رسیده و باعث به خواب رفتن آن ها می شود.  
 
پس از اینکه این انرژی تمامی زمین را فرا می گیرد، به سمت مس ریلی هایی که در کهکشان راه شیری قرار دارند می رود؛ در همین حین جدا شدن بازوهای سیتادل و صدمه دیدن سیتادل نمایش داده می شود. سپس انرژی در کل کهکشان ها منتشر شده و باعث انفجار تمام مس ریلی ها می شود. 
 
با نابودی مس ریلی ها، جوکر سعی می کند نورماندی را از تشعشعات انفجار دور نگهدارد، اما در نهایت مغلوب شده و انرژی نورماندی را نیز در بر گرفته و می بلعد. در پلان بعد لاشه نورماندی درون سیاره ای که اکوسیستمی شبیه به زمین دارد سقوط می نماید. سپس جوکر به همراه دو تن از خدمه نورماندی از سفینه پیاده می شوند و بازی به اتمام می رسد. 
 
پایان دوم: در این حالت که برای دیدن آن باید EMS (Effective Military Strength) در حد متوسطی باشد، اولین تفاوت در این است که علاوه بر نابودی ریپرها، نابودی ساختمان ها نیز توسط این انرژی نمایش داده می شود. تفاوت دیگر در این است که اگر میزان EMS از حدی مطلوب پایین تر باشد، پیاده شدن جوکر و دو خدمه دیگر از نورماندی نمایش داده نمی شود (که احتمالاً منظور این است که آن ها کشته شده اند).
 
پایان سوم: در حالت سوم که بدترین پایان بازی است، علاوه بر نابودی ساختمان ها و انسان ها، تبدیل شدن زمین به مخروبه ای بزرگ و تاریک نیز نمایش داده می شود.
 
 Ending
 
پس از اتمام نمایش اسامی سازندگان بازی (در هر سه پایان) در نمایی باز، بچه ای به همراه شخصی بالغ نمایش داده می شوند. بچه سوال می کند که آیا واقعاً همه این ها (منظور تمام چیزهاییست که در طول بازی دیده ایم) اتفاق افتاده است؟ آن شخص در جواب می گوید: بله. همه اینها در زمان های بسیار دوری اتفاق افتاده و بعضی از جزئیات فراموش شده اند. پس از رد و بدل شدن چند جمله درباره ستاره ها و کهکشان بین این دو، بچه می خواهد که داستانی دیگر از شپارد را بشنود و آن شخص نیز قبول می کند.
 
در پایان، به برخی از روایت هایی که در انتهای بسته های الحاقی گنجانده شده اند اشاره می کنم.  مطالعه این صحبت ها خالی از لطف نیست و می تواند در درک درست ماجرا و تحلیل آن کمک شایانی باشد:
 
نکته: در نقل قول پایین، منظور از مرد، خود فرمانده شپارد است. درست است که این صحبت ها با صدای فرمانده شپارد پخش می شود ولی همانطور که قبلا ذکر شد فرمانده شپارد برای نجات بشریت خود را فدا کرده و به عبارتی این صحبت ها را کتلیست بیان می نماید. بنابراین در جملات پایین هر جا از ضمیر "او" استفاده می شود، اشاره به فرمانده شپارد دارد.
 
 
 
فرمانده شپارد: "جاودانه، نامحدود، فنا ناپذیز. آن مردی که من بودم این کلمات را به کار می برد، اما من حالا معنی واقعی آن کلمات و فداکاری بزرگ او را درک می کنم (منظور زمانی است که شپارد انسان بوده). از طریق مرگ او، من به وجود آمدم (منظور VI شپارد یا همان کتلیست است)؛ از طریق پیدایش من، افکار او آزاد شدند. حالا افکار او من را هدایت می کنند و به من جهت می دهند. همانطور که به کسانی که او را دنبال می کردند جهت می داد. همان افرادی که به او کمک کردند تا به هدفش برسد. حالا هدف من این است که به خیلی ها امیدی برای آینده بدهم و تضمین کنم که در آینده خودشان نقش خواهند داشت. آن مردی که من بودم می دانست که برای رسیدن به این پیروزی باید به چیز بزرگتری تبدیل می شد. قدرت در کنترل کردن وجود دارد. کار هوشمندانه همین است که قویترین دشمنتان را مطیع خود کنید. من بسیاری از چیزهایی که خراب شده است را دوباره خواهم ساخت. من از خیلی ها محافظت می کنم و حمایتشان خواهم کرد. من نقش یک نگهبان را برای آن ها خواهم داشت و در تمامی این مسیر کسانی را که خودشان را قربانی کردند تا بسیاری دیگر زنده بمانند، فراموش نخواهم کرد. من حواسم به کسانی که زنده ماندند خواهد بود، همان افرادی که خاطرات کسی را که یک روزی من بوده ام با خود به همراه دارند. مردی که خودش را فدا کرد تا تبدیل به چیزی شود که بتواند جان خیلی ها را نجات دهد."
 
  
درحالتی که انتخاب باعث شود تا همه موجودات زنده و مصنوعی با هم یکی شوند این دیالوگ از زبان ایدی شنیده می شود:
 
ایدی: "من زنده هستم. همه ما چه موجودات زنده و چه مصنوعی تغییر کرده ایم. جنگ تمام شده و ریپرها در حال کمک برای بازسازی هستند. ریپرهایی که در زمانی یک تهدید برای منقرض کردن ما به حساب می آمدند، حالا همه دانش و فرهنگ موجودات گذشته را برای ما آورده اند. حالا می توانیم زندگی ای که آرزویش را داشتیم، تجربه کنیم. اولین قدممان را برای آینده ای جدید و عالی بر داریم. آینده ای که در آن موجودات زنده و مصنوعی می توانند در کنار هم به طور مسالمت آمیز زندگی کنند. با صلحی که در دنیا حاکم شده و دسترسی نامحدود به آگاهی و دانش (که توسط ریپرها محقق شده است) می توانیم چیزهایی را که از دست دادیم برگردانیم و حتی کارهای بزرگتری انجام دهیم. ما می توانیم دنیاهایمان را مرمت کنیم. حالا که مرز بین موجودات زنده و مصنوعی از بین رفته، شاید بتوانیم حتی بر مرگ و میر و فناپذیریمان غلبه کنیم و به سطحی از موجودیت برسیم که من حتی نمی توانم تصورش را بکنم. ما به یاد خواهیم داشت که شانس این زندگی جدید بدون هزینه نبوده است. مهم نیست ما چقدر پیشرفت کنیم، ما فداکاری های افرادی را که باعث شدند چنین زندگی ای ممکن شود فراموش نخواهیم کرد. ما شپارد را به یاد خواهیم داشت. به خاطر اوست که من الان زنده ام و دیگر تنها نیستم."
 
ادامه دارد... 
 
کپی‌برداری و نقل تمام یا قسمتی از این مطلب به هر شکل (از جمله برای همه نشریه‌ها، وبلاگ‌ها و سایت های اینترنتی) بدون ذکر منبع و نام نویسنده، ممنوع و حرام است و پی گرد قانونی دارد.
 

 

1 بار پسندیده شده
برای ارسال نظر وارد سایت شوید

آخرین ارسال های انجمن

ارسال مطلب به ما

برای ارسال مطلب جهت انتشار در قسمت "به قلم دوستان" در وب سایت لطفاً مطلب خود را در قالب نرم افزار word همراه با ذکر نام و شماره تماس به نشانی پست الکترونیکی author@vgpostmortem.ir  ارسال نمائید.

جهت دریافت خبر نامه پست الکترونیکی خود را وارد نمایید.

آمار بازدید

02952006
امروز
دیروز
این هفته
هفته گذشته
این ماه
ماه گذشته
مجموع
1011
5058
16831
2688715
112432
137815
2952006