هَٰذَا مِن فَضْلِ رَبِّي
2608 دفعه خوانده شده کد مطلب : 292

تحلیل سه گانه Mass Effect- قسمت سوم

 

بسم الله الرحمن الرحیم
 
مسیح، اینبار ناجی کهکشان ها!!
 
 
 
حال بیاییم نگاه دقیق تری به ماجرای این بازی به ظاهر فضایی بیندازیم و کمی عمیق تر به آن نگاه کنیم:
 
تحلیل بازی
 
شپارد (Shepard) یا شفرد (Shepherd)؟
 
 shepard-with-scars
 
شخصیت اصلی این بازی، انسانی به نام شپارد است. او در ابتدا به عنوان فرد منتخب نژاد انسان ها، سپس به عنوان منتخب سایر نژاد ها و در نهایت به عنوان ناجی کل کهکشان معرفی می شود. از مشخصه ها و ویژگی های خاص این فرد می توان به درایت و قدرت راهبری او اشاره کرد. شپارد فردی است که دغدغه ارتقاء جایگاه بشر و نجات او را در سر می پروراند، اما در نهایت خود را در حد و اندازه های یک منجی کهکشانی! مطرح می سازد و در نهایت به اسطوره ای مافوق بشری بدل می شود.
 
اگر کمی با زبان انگلیسی آشنایی داشته باشید، می دانید که در این زبان به چوپان اصطلاحا شفرد () می گویند. درواقع این لغت در زبان انگلیسی برای بیان مفهوم دیگری جدا از چوپان به معنی عام نیز کاربرد دارد، و آن اشاره به پیامبران و به طور خاص حضرت عیسی مسیح به عنوان چوپان بشریت در راه رسیدن به سعادت است!
 
این معنی از بخش پایانی کتاب عهد جدید (که بدون شک مورد تحریف قرار گرفته است)، انجیل متی قسمت" بازگشت به زمین در آخر زمان " برداشت شده است که در آن حضرت عیسی خطاب به پیروانش می گوید:
 
 masih
 
" هنگامی که من، مسیح موعود با شکوه و جلال خود و همراه با تمام فرشتگانم بیایم آنگاه بر تخت با شکوه خود خواهم نشست. سپس تمام قوم های روی زمین در مقابل من خواهند ایستاد و من ایشان را از هم جدا خواهم کرد. همانطور که یک چوپان گوسفندان و بزان را از هم جدا می کند! گوسفندان را در طرف راستم قرار می دهم و بز ها را در طرف چپم! آنگاه به عنوان پادشاه به کسانی که در طرف راست منند، خواهم گفت بیایید عزیزان من !! "
 
همانطور که اشاره شد، متاسفانه در فرهنگ غربی، از لفظ شفرد به معنی چوپان برای اشاره به حضرت مسیح هم استفاده می شود. حال شاید این سوال در ذهن شما ایجاد شده باشد که شفرد چه ارتباطی با شپارد دارد؟ اگر خوب به دیکته هر دو کلمه دقت کنید، متوجه خواهید شد که شپارد درواقع مشتقی از کلمه شفرد است که دستخوش تغییر شده است. شما می توانید تایید این مطلب را با یک جستجوی ساده در اینترنت هم بیابید. از طرفی قرآن مجید در مورد مهارت و شگرد یهودیان در تغییر و دستکاری کلمات و عبارت، پیشتر به ما تذکر داده بود و نمونه هایی از آن را یادآور شده بود. 
 
 
 
خداوند در سوره نساء، آیه 46 می فرماید:
 
مِنَ الَّذِينَ هَادُوا يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَوَاضِعِهِ وَيَقُولُونَ سَمِعْنَا وَعَصَيْنَا وَاسْمَعْ غَيْرَ مُسْمَعٍ وَرَاعِنَا لَيًّا بِأَلْسِنَتِهِمْ وَطَعْنًا فِي الدِّينِ  وَلَوْ أَنَّهُمْ قَالُوا سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا وَاسْمَعْ وَانْظُرْنَا لَكَانَ خَيْرًا لَهُمْ وَأَقْوَمَ وَلَكِنْ لَعَنَهُمُ اللَّهُ بِكُفْرِهِمْ فَلَا يُؤْمِنُونَ إِلَّا قَلِيلًا
 
بعضی از یهود، سخنان را از جای خود، تحریف می‌کنند؛ و (به جای اینکه بگویند: «شنیدیم و اطاعت کردیم»)، می‌گویند: «شنیدیم و مخالفت کردیم! و (نیز می‌گویند:) بشنو! که هرگز نشنوی! و (از روی تمسخر می‌گویند:) راعنا [= ما را تحمیق کن!]» تا با زبان خود، حقایق را بگردانند و در آیین خدا، طعنه زنند. ولی اگر آنها (به جای این همه لجاجت) می‌گفتند: «شنیدیم و اطاعت کردیم؛ و سخنان ما را بشنو و به ما مهلت ده (تا حقایق را درک کنیم)»، برای آنان بهتر، و با واقعیت سازگارتر بود. ولی خداوند، آنها را بخاطر کفرشان، از رحمت خود دور ساخته است؛ از این رو جز عدّه کمی ایمان نمی‌آورند.
 
می بینید که آن ها در انجام چنین اعمالی ید طولایی دارند و تغییر کلمات بدین شکل موضوع جدید و غریبی نیست. پس با این تفاسیر می توان شپارد را همان شفرد و درواقع همان مسیح منجی قلمداد کرد. 
 
 
 
شباهت های شپارد و مسیح
 
 Shepard-Scar
 
همانطور که در روایت داستان هم نقل شد، شپارد در ابتدا هدایت انسان ها و سپس هدایت سایر موجودات کهکشانی را به عهده می گیرد، کاری که جز رسالت همه انبیاء الهی بوده (منظور هدایت همه موجودات مکلف، مانند انس و جن است). در نسخه دوم شپارد در اثر سانحه ای کشته می شود، اما توسط تکنولوژی فوق پیشرفته ای دوباره به زندگی باز می گردد. خب، این موضوع شما را به یاد موضوعی نمی اندازد؟ آیا این اتفاق شبیه به ماجرای به صلیب کشیده شدن مسیح (به اعتقاد مسیحیان) و بازگشت دوباره او نیست؟ 
 
شما حتی می توانید پس از زنده شدن شپارد، آثار جراحاتی را روی صورت او مشاهده نمایید. درحالی که در صحنه نمایشی مربوط به مرگ وی، شپارد کلاه محافظ به سر دارد و به هیچوجه صورت او دچار آسیب نمی شود. با وجودی که طبق نظر پزشک مقیم سفینه زخم های جراحی شپارد کاملا بهبود یافته اند، اما تا پایان قسمت دوم بازی همچنان اثر زخم ها روی صورت او دیده می شوند و درصورتی که بازیکن با انجام کارهای خاص شخصیت شپارد را به سمت پلدی سوق دهد، اثر این زخم ها پر رنگ تر و ملموس تر خواهد شد؟ چرا با پلید شدن شپارد اثر زخم های او نیز پر رنگ تر و ملموس تر می شوند؟ این موضوع برای شما چه مفهومی دارد؟
 
 Shepard Scars
 
حال بهتر است نگاهی به قسمت سوم بازی و سرنوشت شپارد داشته باشیم و شباهت های او با مسیح را در این بخش هم جستجو نماییم. در پایان داستان قسمت سوم، شپارد وارد منطقه ای می شود که تا به حال هیچ موجودی بدانجا وارد نشده است و شپارد در این مورد یک استثناء محسوب می شود. شپارد طی اتفاقی این اختیار را می یابد که سرنوشت بشریت (اولویت با نژاد بشر است) و سایر موجودات کهکشانی را رقم بزند. در بهترین حالت ممکن، شپارد برای رهایی انسان ها از شر موجوداتی به نام ریپر، خود را قربانی کرده و برای همیشه نسل بشر را از شر ریپرها رهایی می بخشد.
 
یکبار دیگر به این دیالگ ها توجه کنید:
 
شپارد: "جاودانه، نامحدود، فنا ناپذیز. آن مردی که من بودم این کلمات را به کار می برد، اما من حالا معنی واقعی آن کلمات و فداکاری بزرگ او را درک می کنم (منظور از او، زمانی است که شپارد انسان بوده. اما حالا او مرده و فقط هولوگرامی از وی باقیمانده است). از طریق مرگ او (شپارد)، من به وجود آمدم (منظور VI شپارد یا همان کتلیست است)؛ از طریق پیدایش من، افکار او (شپارد) آزاد شدند. حالا افکار او (شپارد) من را هدایت می کنند و به من جهت می دهند. همانطور که به کسانی که او (شپارد) را دنبال می کردند جهت می داد. همان افرادی که به او (شپارد) کمک کردند تا به هدفش برسد. حالا هدف من این است که به خیلی ها امیدی برای آینده بدهم و تضمین کنم که در آینده خودشان نقش خواهند داشت. آن مردی که من بودم می دانست که برای رسیدن به این پیروزی باید به چیز بزرگتری تبدیل می شد. قدرت در کنترل کردن وجود دارد. کار هوشمندانه همین است که قویترین دشمنتان را مطیع خود کنید. من بسیاری از چیزهایی که خراب شده است را دوباره خواهم ساخت. من از خیلی ها محافظت می کنم و حمایتشان خواهم کرد. من نقش یک نگهبان را برای آن ها خواهم داشت و در تمامی این مسیر کسانی را که خودشان را قربانی کردند تا بسیاری دیگر زنده بمانند، فراموش نخواهم کرد. من حواسم به کسانی که زنده ماندند خواهد بود، همان افرادی که خاطرات کسی را که یک روزی من بوده ام با خود به همراه دارند. مردی که خودش را فدا کرد تا تبدیل به چیزی شود که بتواند جان خیلی ها را نجات دهد."
 
 
 
به عبارات به کار رفته در این دیالوگ دقت کنید:
 
 جاودان، نامحدود، فناناپذیر 
 
حالا افکار او (شپارد) من را هدایت می کنند و به من جهت می دهند. همانطور که به کسانی که او (شپارد) را دنبال می کردند جهت می داد.
 
من نقش یک نگهبان را برای آن ها خواهم داشت و در تمامی این مسیر کسانی را که خودشان را قربانی کردند تا بسیاری دیگر زنده بمانند، فراموش نخواهم کرد.
 
مردی که خودش را فدا کرد تا تبدیل به چیزی شود که بتواند جان خیلی ها را نجات دهد.
 
  
تمامی این عبارات، علی الخصوص کلمه قربانی کردن به گونه دقیق و زیرکانه طراحی شده اند که در ذهن مخاطب مسیح را یادآوری کنند. به متن زیر توجه کنید:
 
با توجه به اينکه مسيحيان معتقد اند که خداوند در جسم مسيح (ع) حلول کرده و خود مسيح ـ عليه السّلام ـ  هم خداوند است؛ باز هم به اين باوراند که حضرت مسيح (ع) برای بخشيده شدن گناهان نه تنها مسيحيان، بلکه همه بشر به صليب کشيده شد و قربانی گرديد.
 
به عقيده مسيحيان، عيسي كفاره آن آسيب را يك بار و براي هميشه محقق ساخت و معتقدند كه وي با تسليم شدن كامل و اطاعت مطلق، ديواري را كه گناه بين خداي بي نهايت شايسته و انسان متمرد قرار داده بود، منهدم كرد.
 
  
حال اگر بپذیریم که شپارد درواقع همان مسیح منجی و موعود است، پس باید نگاهی تازه به نقش برخی دیگر از شخیت های بازی داشته باشیم.
 
 
 
خداوند و ملائکش!!
 
زمانی که شپارد در اثر حادثه ای کشته می شود، تشکیلاتی به نام سربروس با کمک فن آوری فوق پیشرفته ای به نام لازاروس اقدام به احیاء و زنده نمودن وی می نماید. این طرح تنها برای زنده نمودن شپارد به وجود آمده بود و قبل و پس از شپارد هیچ انسان و موجود دیگری به وسیله این طرح احیاء نشد. 
 
درواقع نام لازاروس، از داستانی در انجیل الهام گرفته شده است:
 
lazarus 
 
طبق روایت موجود در انجیل یوحنا، حضرت عیسی (ع)، فردی به نام "ایلعازر" را پس از گذشت چهار روز از مرگش دوباره زنده نمود و او را به خانواده اش بازگرداند:
 
 
 
انجیل یوحنا 11: 1 – 44 
 
" شخصی به نام ایلعازر که اتفاقا از دوستان آن حضرت بود از دنیا رفت. آن حضرت به کنار غاری که او را در آن دفن کرده بودند آمده، دستور داد تا سنگی را که بر دهانه‏ی غار نهاده بودند، کنار بزنند. آنگاه رو به آسمان کرده و خدا را به خاطر اجابت دعاهایش، شکر کرد. سپس با صدای بلند، مرده را صدا زد. ایلعازر که چهار روز از زمان دفنش گذشته بود بلافاصله زنده گردیده، در حالی که هنوز دست و پایش در کفن بود از غار بیرون آمد"
 
این فرد در غرب با نام "لازاروس مقدس" یا "لازاروس چهار روزه" نیز شناخته می شود و سازندگان بازی بر همین اساس نام این پروژه را لازاروس نهاده اند. 
 
اما مهم تر از این طرح، بانی و مجری آن است. فردی که همه کهکشان او را با نام مستعار ایلوسیومن (Illusive Man) می شناختند. 
 
 illusive man
 
در زبان انگلیسی کلمه Illusive، معنی "وهم" دارد و ایلوسیومن را می توان "مردم موهوم!" نیز ترجمه نمود. در داستان قسمت دوم و حتی تا اواخر قسمت سوم، شپارد به هیچ وجه اجازه ملاقات حضوری با ایلوسیومن را ندارد و فقط از طریق هولوگرام با او در ارتباط است و دستورات لازم را از او دریافت می نماید. اما در این بین افرادی هستند که بر خلاف شپارد، با ایلوسیومن از نزدیک ملاقات می کنند و یکی در مقام مشاور و راهنما و دیگری در مقام دست انتقام وی ظاهر می گردند. 
 
 Miranda Lawson
 
کسی که به عنوان دست راست و مشاور ایلوسیومن از او یاد می شود و حتی به پیشنهاد او شپارد دوباره و احیاء و زنده شد، زن جوانی است که به میراندا لاوسون (Miranda Lawson) معروف است. اوست که در ابتدای قسمت دوم بازی از ایلوسیومن می خواهد که شپارد را برای رسیدن به اهداف تشکیلات احیاء نماید، اوست که مسئولیت پروژه لازاروس را بر عهده داشت و اوست که رابط میان ایلوسیومن و شپارد به حساب می آید. 
 
kai leng 
 
در مقابل، در قسمت سوم بازی، پس از پشت کردن میراندا به ایلوسیومن فردی از نژاد آسیای شرقی (ژاپن) به نام کای لنگ (Kai Leng) در کنار ایلوسیومن دیده می شود. او نیروی قهریه و بازوی انتقام ایلوسیومن است و دشمنان و مخالفان او را یکی پس از دیگری از پای در می آورد. 
 
حال بیایید نگاه دقیق تری به این افراد و نقش های آن ها داشته باشیم:
 
 -gabriel-in-constantine-2
 
اگر بپذیریم که شپارد همان مسیح موعود است، پس می توان ایلوسیومن را نمادی از خداوند و میراندا و کای لنگ را به ترتیب نماد جبرئیل و عزرائیل دانست. طبق باور مسیحیان و یهودیان، فرشتگان دارای جنسیت هستند و در باور قالب، جبرئیل جنسیت مونث دارد (این مورد را حتی می توان در بازی El Shaddai و یا فیلم کنستانتین نیز مشاهده نمود) در اینجا هم می بینیم که نماد جبرئیل، یک زن است.
 
arch-angel-gabriel-1 
 
اما این که چرا نماد عزرائیل را مردی از آسیای شرقی قرار داده اند، مسئله ای است که فقط خود سازندگان بازی قادر به پاسخ آن هستند. 
 
 
 
خدایی که فقط به مقاصدش می اندیشد!
 
در قسمت سوم بازی، شخصیت ایلوسیومن که به نوعی نماد خدا در این بازی معرفی می شود! در نهایت به شپارد خیانت کرده و سعی می نماید تا با استفاده از قابلیت های او کنترل ریپرها را در دست گیرد، اما در این کار شکست خورده و سرانجام نابود می شود. پس از نابودی ایلوسیومن، پسر بچه ای مرموز با شپارد ارتباط برقرار کرده و سه راه حل به او پیشنهاد می کند تا شپارد با انتخاب هر یک از آن ها، سرنوشت خود و سایر موجودات را رقم زند. درواقع وجود چنین سکانسی در این بازی بیانگر دیدگاه اومانیستی سازندگان بازی است که طبق آن تقدیر انسان ها در دستان خود آن ها قرار دارد (زیرا آن ها خود خدا هستند) و در این بین چیزی به نام خدا وجود ندارد! در این دیدگاه کفرآمیز، تفکر وجود خداوند بزرگترین مانع در تعیین سرنوشت و رستکاری بشر معرفی می شود و با گذر از او (کنار زدن خدا و جایگزینی خود انسان به جای او) بشر می تواند سرنوشت خود را به دلخواه رقم زند و رستگار شود!! بر اساس چنین تفکری است که در بازی ایلوسیومن خائن نمایش داده می شود و شپارد با کشتن او (یا خودکشی ایلوسیومن) می تواند با حقیقت واقعی جهان (پسر بچه مرموزی که چیزی جز یک هولوگرام یا به عبارت دقیق تر یک توهم نیست) روبرو شده و سرانجام با درک این موضوع، سرنوشت خود و سایر موجودات را رقم بزند. 
 
 
 
یعقوب (ع)، داوود (ع) و ادونیا!
 
 Jacob
 
در قسمت دوم بازی، افسر سیاه پوستی به نام جیکوب تیلور (Jacob Taylor)، میراندا را در پروژه احیاء و زنده کردن شپارد یاری می داد. این فرد که پس از میراندا، در رتبه بعدی تشکیلات سربروس قرار می گرفت، پس از زنده شدن شپارد، به عنوان جانشین او در نورماندی مشغول به خدمت می شود. همه افرادی که به نورماندی می پیوندند توسط جیکوب ارزیابی و ساماندهی می شوند و در اکثر مواقع او و میراندا به عنوان مشاوران دست چپ و راست شپارد عمل می کنند. با توجه به این که پس زمینه داستان بازی، سوژه ای کاملا مذهبی دارد و به دلیل ارادت خاص یهودیان به حضرت یعقوب ( نام کشور اسرائیل درواقع از لقب این پیامبر بزرگوار گرفته شده است)، این شخصیت در کنار شپارد (مسیح) قرار داده شده است و درواقع با این ترفند، مسیحیان و یهودیان در کنار یکدیگر به تصویر کشیده می شوند. توجه داشته باشید که یعقوب در انگلیسی به صورت Jacob تلفظ می شود.
 
 jacobs sons
 
اما در کتاب اول پادشاهان (یکی از کتب یهودیان) –فصل 1- باب 5 و6 داستانی وجود دارد که بی ارتباط با داستان شخصیت های بازی نیست:
 
"پس از مرگ ابشالوم، پسر بعدی پادشاه به نام ادونيا که مادرش حجيت بود، به اين انديشه افتاد تا بر تخت سلطنت بنشيند. از اين رو عرابه ها و عرابه رانان و يک گارد پنجاه نفره برای خود گرفت. ادونيا جوانی بود خوش اندام، و پدرش داوود پادشاه در تمام عمرش هرگز برای هيچ کاری او را سرزنش نكرده بود. ادونيا نقشه خود را به اطلاع يوآب و ابياتار کاهن رساند و آن ها نيز قول دادند از او حمايت کنند. اما صادوق کاهن، بنايا، ناتان نبی، شمعی، ريعی و گارد سلطنتی نسبت به داود پادشاه وفادار ماندند و از ادونيا حمايت نكردند..."
 
همانطور که پیش از این هم اشاره کردم، ایجاد تغییر در اسامی و پس و پیش کردن کلمات، از شگردهای مهم یهود برای تحریف و یا مخفی سازی محسوب می شود و در اینجا هم چنین کاری صورت گرفته است. 
 
به نام اودینا خوب دقت کنید؛ این نام درواقه بهم ریخته نام ادونیا در داستان کتاب پادشاهان است. 
 
اودینا=ادونیا       Udonia=Udina
 
این موضوع زمانی بیشتر جلوه می نماید که می بینیم نام کاپیتان اندرسون- فردی که با اودینا اختلاف اساسی داشته و در بهترین حالت انتخاب، به جای او عضو کنسول می شود- دیوید یا همان داوود انتخاب شده است. در داستان یهود هم ادونیا فرزند داوود و مدعی تصاحب تاج و تخت او معرفی می شود. یعنی نقشی که تقریبا اودینا در بازی داشت. در نسخه سوم بازی می بینیم که اودینا خائن از کار درآمده و در نهایت به دست شپارد کشته می شود. در داستان یهود هم ادونیا به دست سلیمان نبی (به گفته یهودیان پادشاه سلیمان) کشته می شود. 
 
 david
 
طبق داستان بازی، یکی از بزرگترین حامیان شپارد، دیوید اندرسون معرفی می شود و تا آخرین لحظات در کنار او می ماند و مبارزه می کند. بدین ترتیب، شپارد (مسیح) در راه نجات بشریت و همه موجودات کهکشانی از مصاحبت و یاری دو نبی به نام های یعقوب (Jacob) و داوود (David)  بهره می برد!! 
 
 
 Anderson
 
 
راز نژادهای کهکشانی
 
در این بازی تعداد زیادی نژاد کهکشانی وجود دارند که با توجه به توضیحات ارایه شده در بازی، می توان برخی از آن ها را نماینده ملل مختلف، و برخی را نماینده مذاهب دانست. 
 
 
 
مسلمانان و مسیحیان
 
درون بازی دو نژاد به نام های کوارین ها و گس ها وجود دارند که در جنگی طولانی با یکدیگر به سر می برند. این دو نژاد درواقع نمادی از دو مذهب مختلف در این بازی به شمار می روند. برای درک بیشتر موضوع لازم است تا به توضیحات ارایه شده از این دو نژاد در بازی توجه کنیم:
 
کوارین ها (Quarian)
 
 Qurian
 
کوارین ها نژادی کوچ نشین هستند که معمولاً اندامی کوتاه تر و باریک تر از انسان ها داشته و از نظر اجزای صورت خود شباهت زیادی به انسان ها دارند.
 
کوچ نشینی کوارین ها به سال ها پیش باز می گردد و علت آن نیز ساخت روبات هایی به نام گس (Geth ) برای کمک به کوارین ها بوده که بعدها همین روبات ها مشکل ساز شده و این نژاد را از سرزمین های اصلی خود تبعید کردند. آن ها پس از تبعید، به زندگی در Migrant Fleet (یا نام دیگر آن Flotilla) روی آوردند. ناوگانی عظیم که از حدود 50 هزار کشتی فضایی تشکیل شده و نزدیک به 17 میلیون کوارین را در خود جای داده است. این نژاد به دلیل ساخت گس ها با مشکلات زیادی مواجه شده و علاوه بر تبعید از سرزمین های خود، در برخورد با سایر نژادها نیز اکثراً مورد اهانت قرار گرفته و خیلی اوقات به عنوان نیازمند یا حتی دزد شناخته شده و حتی به دلیل تولید گس ها و مشکلات ایجاد شده توسط آن ها، از داشتن سفارت خانه در سیتادل محروم شدند.
 
کوارین ها از نظر اقتصادی تفاوت های زیادی با سایر نژادها دارند. آن ها در جوامع خود به جای استفاده از واحد پول رایج در کهکشان، به تبادل کالا می پردازند. به این صورت که هرکدام از آن ها که جنس خاصی را نیاز ندارد، آن را در بازار مخصوص کوارین ها قرار داده و فرد دیگری که نیازمند آن جنس است، آن را برمی دارد. خیلی کم پیش می آید که یک کوارین در این مورد مشکل ساز شده و نظم بازار را به هم بزند.
 
این نژاد نیاکان خود را پرستش می کنند. به این صورت که یک رابط کاربری مانند VI از نیاکان خود ساخته و آن را با اطلاعات بدست آمده از آن ها کامل می کنند. البته گس ها پس از شورش، اطلاعات نیاکان کوارین ها را تا حد زیادی از بین بردند. بعضی از کوارین ها شورش گس ها و تبعید خود را عذابی برای غرور خود می پندارند ولی اکثر آن ها این موضوع را یک اشتباه غیر عمد می دانند.
 
آن ها برای تصمیم گیری های سیـاسی و حکومتی خود، شورای مخصوصی دارند که از تعدادی کوارین ممتاز تشکیل شده و تصمیمات اتخاذ شده در این شورا به مرحله اجرا می رسد. کوارین ها قوانین مخصوص به خود را دارند و یکی از این قوانین به این صورت است که هر فرد در صورت ارتکاب جرم، باید فرمانده کشتی فضایی خود را نیز به همراه خود به دادگاه بیاورد.
 
نیروی نظامی کوارین ها بیشتر به بخش های دفاعی پیرامون Migrant Fleet خلاصه می شود. در اطراف این ناوگان نیروهایی وجود دارند که از میلیون ها کوارین ساکن در آن دفاع کرده و برای مهاجمین مشکل ساز می شوند.
 
* کوارین ها نژادی کوچ نشین هستند، در میان سایر نژادها از محبوبیت چندانی برخوردار نیستند، نیاکان خود را پرستش می کنند (تهمت ناروایی که گه گاه به شیعیان زده می شود)، بلاهایی که بر سرشان آمده را عذابی برای غرور خود می پندارند، به شورا اعتقاد دارند، در بازارهای خود از پول خود استفاده می کنند یا کالا به کالا معامله می کنند و از همه مهم تر این که آن ها سازنده چیزی هستند که توان و لیاقت محافظت و کنترل آن را ندارند!! و این بی کفایتی آن ها علاوه بر خود آن ها دامنگیر دیگر نژادها هم شده است.
 
طبق توضیحات بالا، آیا کوارین ها نمادی از جامعه مسلمانان نیستند؟ آیا به علت تبلیغات منفی غرب، محبوبیت مسلمانان در سراسر دنیا کاهش نیافته و همه آن ها را با نام تروریست نمی شناسند؟ آیا منطق غرب برای عدم دستیابی ایران به فن آوری هسته ای را به خاطر دارید؟ مگر نه این که غرب ادعا دارد که ایران صلاحیت و توان استفاده از انرژی هسته ای را ندارد و درصورت دستیابی به آن، می تواند برای خود و جامعه جهانی مشکل ساز شود؟ راستی شما چند کشور مسلمان را می شناسید که به انرژی هسته ای و یا فن آوری های بالا دست یافته باشند؟ آیا علت این همه عقب ماندگی، کینه و سنگ اندازی کشورهای غربی در سر راه کشورهای مسلمان با اتکا به یک منطق احمقانه نیست؟
 
اما دلایل برای اثبات مسلمان بودن کوارین ها به همینجا ختم نشده و مدارک دیگری نیز در این بازی وجود دارد. 
 
به عبارت Quarian توجه کنید. این کلمه شما را به یاد کلمه Quran نمی اندازد؟ درواقع منظور از کوارین، قرآنی ها و یا همان پیروان قرآن است.
 
Quarian = Quran
 
کوارین ها هنگامی که از موضوعی هیجان زده شده و یا تعجب می کنند جمله keelah  را به کار می برند. Keelah درواقع تغییر یافته واژه Allah است. 
 
 quarian
 
به پوشش زنان کوارین توجه کنید، همه آن ها پوششی شبیه به روسری به سر دارند. نام شخصیت قابل بازی کوارین ها تالی زوراه (Tali'Zorah) است. زوراه درواقع نامی عربی و به معنی غروب خورشید است. تالی در ابتدا در سفینه ای به نام رایاء (Rayya) خدمت می کرد. رایاء واژه ای عربی و به معنی دورویی است!! لهجه ای که کوارین ها با آن صحبت می کنند شباهت بسیار زیادی به زبان عربی دارد. آیا به نظر شما همه این موارد اتفاقی هستند؟
 
 
 
گس ها (Geth)
 
 Geth
 
گس ها روبات های هوشمندی هستند که خارج از سحابی Perseus Veil سکونت دارند. آن ها نخستین بار توسط کوارین ها به عنوان نیروی کار ساخته شدند. آن ها پس از مدتی شروع به پرسیدن سوالاتی از اربابان کوارین خود کردند که تنها یک موجود با ادراک کامل قادر به طرح چنین سوالاتی است. سوالاتی چون : "آیا ما زنده هستیم ؟" یا "آیا ما روح داریم ؟" و... که کم کم باعث شد کوارین ها احساس خطر کرده و تمام گس ها را پیش از دیر شدن خاموش و غیرفعال کنند. ولی آن ها موفق به انجام این کار نشدند و نبردی عظیم بین گس ها و کوارین ها به وجود آمد که بعدها توسط گس ها به اسم Morning War نامیده شد. در نهایت کوارین ها شکست سختی خورده و مجبور به عقب نشینی از محل سکونت خود در Perseus Veil شده و از آن پس در یک ناوگان فضایی عظیم به نام Migrant Fleet ساکن شدند.
 
گس ها به دو گروه عمده تقسیم می شوند. اکثر آن ها سرگرم کارهای خود بوده و کاری با دیگر نژادها نداشته و حتی در حال حاضر دشمنی ای با کوارین ها ندارند، ولی گروه کوچک تری از آن ها وجود دارند که تحت عنوان Heretics (مرتدها) شناخته می شوند. برخلاف سایر گس ها که با ریپر ها دشمن بوده و ارتباطی با آن ها ندارند، اعضای Heretics به ریپر ها خدمت کرده و به آن ها Old Machines (ماشین های کهن) گفته و به سردمدار آن ها یعنی Sovereign نیز Nazara می گویند. گس های Heretic به دلیل آینده ای که قرار است ریپر ها به آن ها اهدا کنند، به انجام وظیفه برای آن ها می پردازند ولی سایر گس ها ترجیح می دهند آینده خود را به دست خویش بسازند.
 
* گس ها با کوارین ها دشمن هستند، آن ها با هم نبرد بزرگی داشتند که آن را نبرد صبح می نامیدند، گروهی از آن ها به علت اعتقاد به ریپرها به مرتد معروف هستند و... 
 
در جریان جنگ های صلیبی، مبارزان صلیبی نام نبرد خود را "نبرد روشنایی" نهاده بودند. آیا شباهتی میان نام نبرد گس ها با مسیحیان صلیبی نمی بیند؟
 
در اصطلاح به کفار مسیحی "هرتیک" می گویند. حال سوال این است که چرا به پیروان ریپرها هم هرتیک لغب داده اند؟
 
در طول بازی یکی از گس ها به شپارد می پیوندد و او را به عنوان رهبر و ناجی تایید می کند. او خود را لژیون (قشون) معرفی می کند و برای علت انتخاب این نام، شپارد را به بخشی از کتاب انجیل ارجا می دهد:
 
 
 
"My name is Legion, for we are many."
 
این جمله از کتاب انجیل مرقس انتخب شده است و ماجرای آن بدین شرح است:
 
انجیل مرقس، فصل پنجم
 
عيسي از او پرسيد كه نام تو چيست ؟ روح ناپاك از زبان مرد جواب داد كه نام من قشون است چون ما عده زياد هستيم داخل اين مرد شديم ارواح پليد شروع به خواهش و تمنا كردند كه از آن سرزمين بيرونشان نكند اتفاقا يك گله خوك در بلندي كنار درياچه مي چرخيدند                      
 
پس ارواح پليد از او استدعا كردند و گفتند كه ما را داخل خوك ها بفرست عيسي خواهش آنها را پذيرفت پس همه آن روح هاي ناپاك از آن مرد بيرون آمدند و داخل خوك ها شدند تمام آن گله بزرگ از تپه به درياچه افتادند و خفه شدند نيروهاي بيگانه چنين كاري انجام ميدهند و موجود از خود بيگانه اما نيروهاي يگانه و خودي آدمي را به اصالت خويش نزديكتر و روح و جسم او را فربه تر و متناسب تر مي سازند .
 
 
 
علت تایید شپارد توسط گس ها و پیوست آن ها به وی نیز در بازی اینطور شرح داده می شود:
 
Shepard-Commander opposes the Old Machines. Shepard-Commander opposes the heretics.
 
We will follow your orders
 
به نظر شما چرا یک روبات باید نام خود را از انجیل انتخاب کرده و دشمنان خود را هرتیک (کافر) بنامد؟ آیا غیر از این است که این روبات ها (گس ها) درواقع نماینده مسیحیان هستند؟
 
 
 
شیطان و پیروانش
 
در این بازی حتی شیطان و پیروانش نیز به صورت نمادین به تصویر کشیده شده اند. دشمنان درجه یک شپارد در این بازی موجوداتی به نام ریپرها هستند.
 
 reape
 
در بازی ریپرها اینطور معرفی می شوند:
 
آن ها ماشین های روباتیک فوق العاده پیشرفته ای هستند که در Dark Space (فضای خالی بین کهکشان ها) اقامت دارند. آن ها می توانند هزاران سال در حالت خواب زمستانی خود را غیرفعال کرده و به محض دریافت سیگنال، به سمت هدف حرکت کنند. از منشا ریپرها کوچک ترین اطلاعاتی در دست نیست و تنها می توان به جمله ای از یکی از آن ها به نام Sovereign اکتفا کرد که گفته بود ریپرها نه آغازی داشته و نه پایانی دارند. حتی نام اصلی آن ها نیز نامشخص است و عبارت ریپر نخستین بار توسط تمدن باستانی پروتئین ها به کار برده شده است.
 
ریپرها دارای قدرتی به نام Indoctrination هستند. نیرویی که به وسیله آن می توانند ذهن موجودات زنده را کنترل کرده و برای مقاصد خود از آن ها استفاده کنند. برای انجام این کار باید موجود مورد نظر به ریپر نزدیک بوده یا از Implant های مخصوص در بدن او نصب شده باشد. حتی اگر یک ریپر غیرفعال شده و توانایی حرکت نداشته باشد نیز Indoctrination تاثیر خود را روی قربانی گذاشته و او را دچار جنون و اعمال عجیب می کند.
 
دلیل حمله ریپرها به کهکشان هنوز مشخص نیست ولی آن ها در بازه های زمانی مشخصی که معمولاً هر 50 هزار سال یک بار اتفاق می افتد، به کهکشان آمده و تمام موجودات هوشمند را نابود می کنند. آن ها کوچک ترین ردی از خود به جای نگذاشته و بدون هیچ مدرکی دوباره به Dark Space برگشته و برای ذخیره انرژی خود به خواب زمستانی می روند.
 
البته ریپرها برای حمله به کهکشان از نیروهای دیگری نیز کمک می گیرند. برای مثال انسان ها و سایر نژادها را به موجوداتی به نام Husk تبدیل می کنند. موجوداتی زامبی مانند که هیچ قدرت تفکر و تصمیم گیری ای نداشته و فقط به دشمنان ریپرها حمله می کنند. 
 
* ریپرها منبع و مقصد مشخصی ندارند، حتی منشاء آن ها نیز مشخص نیست، آن ها قدرت تاثیرگذاری بر ذهن را دارند، موجوداتی که به ریپرها نزدیک شوند از آن ها تاثیر می گیرند، آن ها می توانند در قربانی های خود اثراتی مانند جنون ایجاد کنند، آن ها در زمانی که تمدنی به اوج پیشرفت می رسد ظاهر می شوند و درواقع می توان آن ها را حاصل گسترش تمدن دانست، حتی به گفته خود ریپرها آن ها برای رستگاری بشر اقدام به نابودی آن ها می کنند. چنین تفکر عجیبی را می توان در فرقه های انحرافی نیز مشاهده کرد. طبق باورهای آن ها شیطان خود را برای رستگاری بشر قربانی کرده است و بشر بدون او به رستگاری نمی رسد!!!! این درحالی است که در قرآن 7 عامل (ایمان، تقوا و پارسایی، خودسازی، بندگی، اطاعت از خدا و پیامبر، توبه، ولایت) به عنوان عوامل رستگاری ذکر شده اند و در این هفت عامل خبری از شیطان نیست.
 
همه دلایل ذکر شده در بالا و دشمنی آن ها با شپارد (مسیح)، اشاره ای نمادین به شیطان دارد. همچنین ریپرها از تمامی نژادها پیروانی برای خود به وجود آورده اند و حتی عده ای از موجودات (گس ها) آن ها را ستایش می کنند. این موجودات نمادی از پیروان شیطان در تمامی کهکشان هستند. 
 
 
 
فلسطین، اسرائیل و آمریکا!
 
 Koragon-Chafiyeh-2
 
گروگان ها (Krogan)
 
آن ها موجوداتی خزنده و عظیم الجثه هستند که انتخاب طبیعی (اصطلاحی در زیست شناسی) نقش اساسی در تکامل آن ها داشته است. این نژاد برخلاف اکثر نژادهای سیتادل، چشم هایی عریض دارند که به آن ها اجازه دید با زاویه 240 درجه را می دهد و باعث می شود راحت تر از حضور شکارچیان آگاه شوند. در پشت کروگان ها برآمدگی ای وجود دارد که محل ذخیره مایعات و مواد غذایی مورد نیاز آن ها است و به این موجودات اجازه می دهد که مدت زمان زیادی را بدون در اختیار داشتن آب یا غذا پشت سر بگذارند. 
 
* اشاره به این قابلیت کروگان ها، درواقع اشاره ای دارد به خاصیت شتر، که حیوانی بیابانگرد و کوهان دار است.
 
 Koragon-Chafiyeh
 
محل زندگی کروگان ها توچانکا (Tuchanka) نام دارد. سیاره ای که تمام بخش های آن بمباران شده و به محیطی پر از تشعشعات رادیواکتیو، خرابه ها، شوره زارها و دریاهای قلیایی تبدیل شده است. این سیاره کمتر موجود زنده ای را درون خود دارد و کروگان ها نیز اکثراً در محیط های پوشیده ای در آن به زندگی مشغول هستند. 
 
* توجه داشته باشید که این موجودات در سیاره ای زندگی می کنند که اثری از آبادانی در آن دیده نمی شود! البته این وضعیت طبیعی نیست و بمباران و تشعشعات رادیواکتیو باعث بروز چنین شرایطی شده است.
 
این نژاد حدوداً 2000 سال پیش زندگی قبیله ای و پیش پا افتاده ای داشتند. ولی بعدها سالارین ها (Salarian) آن ها را پیدا کرده و به تعلیم و آموزش و ارتقای فرهنگ آن ها پرداختند. البته این کار سالارین ها بی دلیل نبود. در آن روزگار نبردهای سختی بین سیتادل و راچنی ها (Rachni ) درگرفته بود و سیتادل به نیروی تازه نفسی برای این جنگ نیاز داشت. کروگان ها به همین دلیل انتخاب شده و با اهدای تکنولوژی های پیشرفته و آموزش آن ها، تصمیم داشتند از این نژاد جنگجو و سرسخت استفاده کنند. این نقشه به بهترین شکل انجام شد و به لطف زاد و ولد بسیار سریع کروگان ها و تعداد نیروهای زیاد آن ها، راچنی ها شکست خورده و حتی سیاره های محل سکونت آن ها نیز به تصرف کروگان ها درآمد. تا مدت ها از کروگان ها به عنوان نجات دهندگان کهکشان یاد می شد و حتی Citadel Council دستور ساخت یک مجسمه یادبود از این نژاد را در قلب سیتادل یعنی Presidium برای بزرگداشت سربازان کروگان کشته شده در جنگ های سیتادل را داد.
 
* این نژاد حدودا 2000 سال پیش در قبیله های پیش پا افتاده زندگی می کردند. آن ها جنگجویان سرسختی هستند. و عامل اصلی در ارتقای آن ها سالارین ها بودند!!
 
ولی سرعت بالای زاد و ولد آن ها بالاخره مشکل ساز شد. تعداد کروگان ها روز به روز بیشتر شده و محل کافی برای زندگی آن ها وجود نداشت. سرانجام این موضوع باعث شد آن ها به فکر تسلط بر سایر سیارات که نژادهای دیگر در آن ها زندگی می کردند، افتاده و کلونی های دیگران را به تصرف خود درآورند. همین موضوع باعث ایجاد مشکلات زیادی بین آن ها و کنسول شد و در طول 3 قرن دردسرهای زیادی برای کهکشان ایجاد کرد. سرانجام تولید ویروس Genophage توسط سالارین ها در دستور کار قرار گرفت. این ویروس که باعث ناباروری کروگان ها می شد، به وسیله توریان ها (Turian) در محل سکونت آن ها پخش شد و باعث عقب نشینی این نژاد شده و کاری کرد که آمار تولید مثل آن ها به شدت کاهش یابد.
 
* آن ها زاد و ولد بالایی دارند. برای سایر نژادها دردسر ساز هستند. سالارین ها با تولید ویروس اقدام به عقیم سازی آن ها نمودند و مجری این کار توریان ها بودند.
 
کروگان ها به آن صورت مذهبی نیستند و تنها مراسم مذهبی آن ها که Hollows نام دارد، به این صورت است که جمجمه پیشینیان خود را در مکانی خاص نمایش می دهند تا به یاد بیاورند که از کجا آمده و سرانجام به کجا خواهند رفت. البته بعضی از آن ها به دنیای پس از مرگ نیز اعتقاد داشته و از آن تحت عنوان The Void یاد می کنند. کروگان ها کلن ها و دسته های مختلفی دارند که هر کروگان عضو یکی از این کلن ها بوده و نام آن کلن را نیز بر خود می گذارد. 
 
این روزها کروگان ها فاقد حکومت یکدست و کاملی بوده و هر ارباب کروگان حداکثر حدود هزار جنگجو را تحت سرپرستی خود دارد. آن ها از نظر جنگی نیز معمولاً از وسایل ارزان قیمت و زره ها و ابزار قدرتمند ولی غیرقابل انعطاف استفاده می کنند. 
 
* آن ها به زندگی پس از مرگ اعتقاد دارند (این که از کجا آمده اند و به کجا می روند!). آن ها در کلونی (قبایل) مختلف زندگی می کنند و به نام آن کلونی شناخته می شوند.
 
حال بیایید این توضیحات را پله پله رمزگشایی کنیم:
 
از توصیفات موجود می توان گروگان ها را نماینده انسان هایی نامید که در حدود 2000 سال پیش تمدن آن ها جهانی شد. البته طبق داستان، این تمدن با کمک نژادی به نام سالارین ها به بالندگی و پویایی رسید. 
 
به نام سالارین ها توجه کنید: سالارین تغییر یافته واژه انگلیسی سولارین (Solarian)، به معنی وابسته به خورشید است. اما سالارین درواقع واژه ای عبری به معنی سرورها و اربابان است. 
 
در جای دیگر کروگان ها موجوداتی جنگجو، هرج و مرج طلب با زاد و ولد بالا توصیف می شوند. آن ها به زندگی پس از مرگ اعتقاد دارند. همچنین آن ها در قبایل مختلف تحت رهبری یک رئیس قبیله زندگی می کنند و به نام آن قبیله شناخته می شوند. 
 
به نظر شما این توصیف ها شبیه به توصیف مسلمانان نیست؟ 
 
حال اگر باز هم به باقی توضیحات توجه کنیم، به نکات دیگری درمورد کروگان ها دست خواهیم یافت. کروگان ها در حال حاضر در سرزمینی زندگی می کنند که در اثر بمباران و تشعشعات رادیو اکتیو نابود شده است! به نظر شما چه کسی این سرزمین را بدین شکل درآورده است؟
 
در توضیح داستان می خوانیم که پس از درگیری کروگان ها با سایر نژادها سالارین ها علیه آن ها اقدام به تولید ویروسی به نام Genophage کرده و آن ها را عقیم می کنند و بانی این عمل توریان ها هستند. 
 
پس با توجه به این شواهد می توان این گروه ها را اینطور معرفی نمود:
 
کروگان ها درواقع نماینده فلسطینی های مسلمان (وجود چفیه دور گردن کروگان ها هم خود تاییدی بر این موضوع است)، سالارین ها نماینده یهودیان اسرائیلی و تورین ها نماینده آمریکا هستند.  
 
این که اعلام می شود تمدن کروگان ها در حدود 2000 سال پیش توسط سالارین به بالندگی رسید، می تواند کنایه ای از نقش یهود در انحراف اسلام در آن زمان باشد. مسئله عقیم سازی اقوام مختلف توسط  یهودیان اسرائیل هم که دیگر مسئله تازه ای نیست. به این اخبار توجه کنید:
 
 
 
"طرح اسرائیل برای عقیم کردن مردم مصر
 
روزهای گذشته سایت های خبری مبنی بر «تلاش موساد برای عقیم کردن مردم مصر» منتشر شد که نشان داد رژیم صهیونیستی برای رسیدن به اهداف خود هیچ حدی نمی نشناسد و حتی حاضر است برای خنثی کردن تهدیدات آتی برای هویت صهیونیسم حتی یک ملت را از هستی ساقط سازد و با روش عقیم سازی نسل آنان را نابود سازد.
 
در این خبر آمده بود که دادستانی عالی دولت مصر کشف کرده است که "بشار ابو زید" متهم اردنی که به اتهام جاسوسی برای موساد در مصر بازداشت شده است، اطلاعات جدیدی را منتشر کرده است. بر اساس این اطلاعات، "اوفیر هراری" افسر موساد از این جاسوس خواسته بود تا شرکتی را برای واردات کالاهای اسرائیلی در زمینه آرایش مو برای مردان و زنان تاسیس کند، این شرکت قرار بود تنها نمایندگی توزیع این کالاها در اسرائیل باشد.
 
در این خبر که روزنامه الاهرام مصر آن را منتشر کرده، آمده بود که این افسر موساد به ابوزید گفته است که علت این اقدام در مصر این است که مواد فوق باعث ایجاد نازایی در میان زنان و مردان مصری می شود در نهایت می تواند نسل مصریها را کاهش داده و با خطر نابودی مواجه کند.
 
بی شک انتشار این خبر که به تایید دادستانی مصر نیز رسیده است در میان مردم این کشور، موجی عظیم علیه سیاستهای کثیف رژیم صهیونیستی بر خواهد انگیخت و چهره اسرائیل را بیش از پیش نزد مردم همسایه جنوبی اش منفور خواهد کرد."
 
 
 
" توطئه صهیونیستها برای عقیم نمودن مردان آذری
 
یکی از پزشکان باکو با شرط عدم افشاء نام خود اظهار داشت: اخیرا دولت اقدام به واردات اقلام غذایی از اسرائیل نموده که شامل روغن، برنج، شکر و چای می باشد. این مواد غذایی بسیار ارزانتر از قیمت واقعی جهانی است که این موضوع شک برخی پزشکان شاغل در وزارت بهداشت را برانگیخت، لذا تعدادی از پزشکان دانشکده پزشکی اقدام به آزمایش بر روی این مواد غذایی کردند و با کمال تعجب دریافتند که این مواد غذایی آغشته به نوعی ماده ناشناخته شیمیایی است. با آزمایش های مکرر، پزشکان دریافتند که این ماده شیمیایی به مرور زمان باعث عقیم شدن مردان می شود اما دولت باکو از پخش این خبر توسط وزارت بهداشت جلوگیری کرد به گفته این پزشک آذربایجانی دولت باکو حفظ روابط خود با رژیم صهیونیستی را حتی از حفظ ناموس و خاکش با اهمیت تر می داند.
 
شایان ذکر است این مواد غذایی بدون اخذ مجوز از وزارت بهداشت و به صورت غیر قانونی وارد کشور آذربایجان شده اند.سایت az xəbər چندی پیش مطالبی در مورد ورود مواد غذائی مسموم به کشور آذربایجان منتشر کرده بود."
 
این ها تنها بخشی از اقدامات رژیم صهیونیستی برای از بین بردن نسل بشر است. اما در این بین، رژیم صهیونیستی برای اجرای دقیق برنامه های کثیف خود نیاز به بازوی اجرایی قوی و مطمئن دارد و برای این منظور کشور آمریکا به عنوان مهم ترین و بزرگترین متحد اسرائیل مجری طرح های این کشور در سراسر جهان به شمار می رود. 
 
درواقع سالارین ها (جالب است که آن ها خود را سالار تمام مخلوقات می دانند!) از طریق توریان ها (آمریکا)، اهداف خود در کهکشان را دنبال می کنند و پروژه تولید ویروس Genophage هم از جمله همین موارد است. 
 
برای درک بهتر موضوع، لازم است تا به توصیف توریان ها و سالارین ها در بازی توجه نمایید:
 
 Garrus
 
توریان ها (Turian)
 
توریان ها تا مدت ها صاحب جایگاه مخصوصی در Citadel Council نبودند، ولی سرکوب کردن شورش کروگان ها باعث شد که آن ها صاحب صندلی ای در کنسول شوند. آن ها برای مقابله با شورش کروگان ها از ویروس ساخته شده توسط سالارین ها یعنی Genophage استفاده کرده و باعث ناباروری کروگان ها و عقب نشینی آن ها شدند.
 
این نژاد غالباً به دلیل جامعه متحد و خاص خود شناخته می شود. خیلی به ندرت پیش می آید که یک توریان منافع شخصی خود را به منافع گروه ترجیح داده و از گروه خود جدا شود. هر توریان در محدوده سنی 15 تا 30 سال، باید در یکی از بخش های خدماتی حکومت توریان ها خدمت کند که می تواند از یک سرباز ساده تا یک فرماندار کل، از یک مهندس ساختمان تا یک کارگر فاضلاب را شامل شود. آن ها وفاداری زیادی نسبت به جامعه خود داشته و حتی در موارد مورد نیاز، خود را فدای هدف جامعه شان می کنند. جامعه توریان ها بسیار منظم و سازمان یافته است و دیسیپلین بسیار بالایی در این نژاد دیده می شود. 
 
توریان ها از نظر نظامی بزرگ ترین نیروی کهکشان محسوب شده و قطب نظامی سیتادل را تشکیل می دهند. از سلاح ها و وسایل نقلیه مختلف تا نظم و دیسیپلین خاص آن ها باعث شده کمتر نژادی از نظر قدرت تهاجمی و نظامی به پای آن ها برسد. سایر نژادها به توریان ها لقب "مردان عمل" را داده و آن ها را موجوداتی وظیفه شناس و وفادار به هدف خود می شناسند. آن ها از نظر اقتصادی نیز قدرت زیادی داشته و هرچند از انسان ها جلوتر هستند، ولی قدرتی کمتر از آساری ها در این زمینه دارند و یکی از دلایل همکاری آن ها با Volus ها نیز همین موارد تجاری و بازرگانی می باشد.
 
حکومت توریان ها Turian Hierarchy نام داشته و سلسله مراتب خاص خود را دارد. حکومتی که گرچه پتانسیل سوءاستفاده را دارد ولی به دلیل خصوصیات اخلاقی منحصربفرد توریان ها، به بهترین شکل به مسیر خود ادامه می دهد و با در اختیار داشتن 27 طبقه شهروندی، به نیازهای تمام افراد پاسخ می دهد.
 
* قدرت نظامی بالا، اقتصاد پویا، از جان گذشتگی آن ها برای جامعه خود، دارای طبقات شهروندی مختلف، مردان عمل و... آیا همه این ها به نوعی توصیفاتی از جامعه آمریکایی نیست؟
 
 SalarianAmbassador
 
سالارین ها (Salarian)
 
این نژاد اکثراً با قدرت تفکر بالا و اطلاعات علمی خود شناخته شده و استعداد بالایی برای انجام تحقیقات علمی و البته جاسوسی دارند. آن ها دائماً در حال آزمایش و اکتشاف و اختراع بوده و از دید سایر نژادها همواره اطلاعاتی بیشتر از آنچه بیان می کنند می دانند. آن ها همچنین حافظه تصویری قوی ای داشته و کمتر پیش می آید که موضوعی را به سادگی فراموش کنند. اقتصاد سالارین ها در بین اعضای کنسول در پایین ترین رده بوده و بر پایه فروش تکنولوژی های پیشرفته قرار دارد. آن ها موجودات زیاد مذهبی ای نیستند ولی با این حال بعضی از سالارین های مذهبی، الهه ای را می پرستند که آتشفشان های جنوبی سیاره Trelyn نمادی از این الهه محسوب می شود.
 
حکومت سالارین ها Salarian Union نام داشته و یک شبکه پر پیچ و خم از افراد مختلف است که با یکدیگر خویشاوند بوده و نژاد اصیل خود را همواره حفظ می کنند. روش های سیـاستی و حکومتی آن ها تا حدودی شبیه اروپای قرون وسطی در کره زمین است و از افرادی مانند بارون ها، دوشس ها و املاک تحت اختیار آن ها تشکیل شده است. سیستم نظامی آن ها از ارتش های کوچک داوطلبانه تشکیل شده است. آن ها هرگاه که وارد جنگی شده اند، پیش از دشمن حمله را آغاز کرده و بدون اطلاع دشمن به او هجوم می برند و این کار را برای پیروزی در نبردها الزامی می دانند.
 
* با استعداد در تحقیقات علمی و البته جاسوسی، حفظ نژاد اصیل خود، حمله به دشمن پیش از اطلاع دشمن و... آیا همه این ها به نوعی توصیفاتی از رژیم صهیونیستی و کشور اسرائیل نیست؟
 
 Concil
 
سازمان ملل و اعضای آن
 
یکی از نکات مهم موجود در این بازی وجود کمیته ای ناظر و قانونگذار به نام کنسول است. طبق تعریف بازی، کنسول کمیته ای اجرایی است که در آن سه نماینده آساری، توریان و سالارین عضو هستند. گرچه این اعضا قدرت رسمی برای اعمال قوانین روی نژادهای غیر عضو را ندارند، ولی تصمیمات آن ها در کهکشان بسیار تاثیرگذار است. هیچ یک از اعضای کنسول قدرتی بیشتر از دو فرد دیگر ندارند و هر سه همواره در کنار یکدیگر به همکاری ادامه می دهند.
 
هرکدام از نژادهای عضو کنسول بخشی از کار را برعهده دارد. آساری ها در نقش دیپلمات و سیـاستمدار، سالارین ها در نقش ماموران اطلاعاتی و توریان ها نیز در نقش نیروهای امنیتی و حافظ صلح در کنسول حضور دارند.
 
هر نژادی که در کنسول سفارت خانه دارد، عضوی از آن محسوب شده و می تواند در جلسات کنسول شرکت داشته باشد. آن ها می توانند نظرات خود را به گوش کنسول برسانند ولی نقشی در رای نهایی صادر شده ندارند. انسان ها نیز در سال 2165 از طریق آلایانس یکی از اعضای کنسول شده اند. 
 
* به اعضای کنسول توجه کنید، در میان تمامی نژادهای کهکشانی تنها سه نژاد توریان، آساری و سالارین شرایط عضویت در کنسول را داشته اند! همانطور که در بالا هم اشاره شد، توریان ها درواقع نماینده کشور آمریکا و سالارین ها نماینده کشور اسرائیل هستند، اما در این بین آساری ها را نیز می توان نماینده ای از اروپا دانست (درمود آساری ها در ادامه توضیح داده خواهد شد). پس این کمیته از ترکیب اروپا، آمریکا و اسرائیل!! تشکیل شده است و در این کمیته اثری از نماینده آسیا وجود ندارد (نه کوارین ها و نه کروگان ها). این موضوع به خوبی نشان دهنده نوع دیدگاه سازندگان بازی درمورد نهادی بین المللی مانند سازمان ملل است. طبق نظر آن ها تنها اعضای لایق برای تعیین سرنوشت جهان آمریکا، اسرائیل و نماینده ای از اروپا است. آمریکا وظیفه حفظ امنیت و حفاظت از صلح را به عهده دارد!!! (حملات آمریکا به کشورهای عراق، افغانستان و... با همین ادعا انجام شده است)، اسرائیل مامور اطلاعاتی این سازمان است (ترور دانشمندان هسته ای ایران و انواع خرابکاری ها در تاسیسات اتمی ایران کار اسرائیلی ها بوده است) و نماینده اروپا هم در نقش دیپلوماتیک سازمان را عهده دار است. (کاترین اشتون نماینده اتحادیه اروپا مسئول پی گیری دیپلوماتیک پرونده هسته ای ایران شده است) 
 
 
 
مصر و چین
 
در قسمت دوم بازی از نژادی به نام پروتئین ها صحبت می شود که سال ها پیش به شکل عجیبی ناپدید شده اند. درون بازی درمورد این نژاد اینطور توضیح داده می شود:
 
 Prothean
 
پروتئین ها نژادی باستانی هستند که حدود 50 هزار سال پیش در کهکشان زندگی می کرده اند. 
 
این نژاد به زندگی خود مشغول بوده اند تا اینکه حدود 50 هزار سال پیش، به طرز عجیبی ناپدید شده و اثری از آن ها به جای نمانده است. تا مدت ها در مورد این قضیه و چگونگی انقراض آن ها مدرکی در دست نبود تا اینکه سرانجام مشخص شد که ریپرها باعث ناپدید شدن آن ها شده اند. حتی بعدها این موضوع نیز مشخص شد که پروتئین ها به صورت کامل منقرض نشده اند، بلکه با دستکاری های عظیم ساختاری و ژنتیکی، به نژادی دیگر به نام کالکتورها تبدیل گشته اند که کوچک ترین شباهتی با پروتئین ها ندارند و هدف از ایجاد آن ها، خدمت کردنشان به ریپرها بوده است.
 
از پروتئین ها آثار و بقایای زیادی در کهکشان به جای مانده که بخشی از همین خرابه ها و بقایای تمدن پروتئین ها در سیاره مریخ باعث شد که انسان ها به تکنولوژی های پیشرفته دست یافته و در زمانی کوتاه، به نقاط مختلف کهکشان سفر کرده و با سایر نژادها آشنا شوند. یکی از سازه های مخصوص پروتئین ها، Beacon ها هستند. آنتن های ارتباطی پیشرفته ای که در نقاط مختلف کهکشان کار گذاشته شده و از طریق آن می توان افکار را از ذهن یک نفر وارد ذهن فرد دیگر کرده و مجموعه ای عظیم از اطلاعات را فراهم ساخت. پروتئین ها علاوه بر ساختن Beacon ها، متخصص ساخت سازه هایی به نام آبلیسک نیز بوده اند. سازه های عجیبی که کاربرد آن ها هنوز به صورت رازی در کهکشان باقی مانده است. 
 
* به این نکات توجه کنید: پروتئین ها جزو نژادهای بسیار قدیمی هستند که به شکل عجیبی به یکباره ناپدید شدند، اما درواقع آن ها تغییر ماهیت داده و به نژادی دیگر تبدیل شدند، آن ها متخصص ساخت سازه هایی به نام آبلیسک بوده اند...
 
با کمی جستجو درمورد خاندان ملکه انگلیس در اینترنت، خواهید دید که آن ها اصل و نسب خود را از مصریان باستانی می دانند!!!
 
"رگ و ریشه و خون و نژاد و تبار این سردمداران ایلومیناتی به سومر و بابل و کنعان و مصر می رسد. حتی همین ملکه انگلستان تخت خود را میراثی کنعانی می داند و ادعا دارد بر همان تختی می نشیند که داوود می نشسته است. آن ها خود را میراث خوران مراسم ها و مناسک های جادوگری این اقوام کهن و کاهنان باستانی و فرعون های مصری می دانند. آن ها بر این باورند که خون آن ها همان خون است به همین دلیل به جز با کسانی که هم خون خود هستند با کس دیگری وصلت و ازدواج نمی کنند. کمی در رابطه با ازدواج های خاندان روتچیلد، راکفلر، کندی و همین خاندان سلطنتی منحوس انگلستان تحقیق کنید، تمام داستان دستگیرتان می شود.
 
آن ها بر این باورند که فرعون های مصر تبدیل به خاندان های خونی پادشاهان و فرمانروایان اروپایی European Royal Bloodline  و بانکداران و صرافان الیگارشی ونیزی Venetian Banking Oligarchs شده اند."
 
می بینید که خاندان ملکه انگلیس خود را همان مصریان تغییر نژاد یافته می دانند. درضمن با کمی تحقیق خواهید دید که مصریان باستانی سازندگان سازه ای شیطانی به نام آبلیسک بوده اند و حتی امروزه هم این نماد را می توان در سراسر دنیا مشاهده نمود!! و اما نکته آخر این که طبق ادعاهای عجیب و غریب اریک فون دنیکن (باستانشناس سوئیسی)، مصریان اولین قومی بودند که با موجودات فضایی ارتباط برقرار کردند و بشر امروز بخش عظیمی از پیشرفت های خود را مدیون آن ها هستند!!!!! حال با وجود این شواهد می توان اینطور نتیجه گیری کرد که پروتئین ها درواقع همان مصریان هستند که در این بازی تغییر نام داده اند!
 
Gameplay-3 
 
چین
 
درون بازی نژادی به نام درل (Drell) وجود دارد که درمورد آن ها اینطور توضیح داده می شود:
 
درل ها در ابتدا در سیاره Rakhana زندگی می کردند. سیاره ای خشک با بیابان ها و صخره های فراوان که 8 قرن پیش، به دلیل فعالیت های بیش از حد کارخانجات و تاسیسات مختلف، آب و هوایی بدتر از پیش نیز در آن ایجاد شد و درل ها دیگر نمی توانستند به زندگی در آن ادامه دهند. آن ها توانایی سفرهای فضایی را نیز نداشتند و جمعیتشان روز به روز افزایش یافته و به عدد 11 میلیارد نفر رسیده بود. 
 
افراد این نژاد دارای اعتقادات مذهبی عمیقی هستند و معتقدند که روح آن ها از بدنشان جدا است ولی در عین حال ترکیب روح و بدن است که یک چیز واحد را می سازد. آن ها مرگ را جدایی روح از بدن می دانند و همچنین زمانی که روح فردی دچار مشکلاتی شده یا بدن او بیمار یا زخمی می شود، این چیز واحد از بین می رود. مذهب درل ها دارای چند خدای مختلف است و آن ها برای هر کاری، خدای مخصوص آن را می پرستند. برای مثال Amonkira خدای شکار ، Arashu خدای مادری و حمایت و همین طور Kalahira خدای اقیانوس و زندگی پس از مرگ است.
 
* این نژاد صاحب کارخانه ها و تاسیسات زیادی بودند که باعث آلوده شدن هوای سیاره آن ها شده بود، جمعیت آن ها بسیار زیاد و نزدیک به 11 میلیارد نفر بود، آن ها به چند خدایی اعتقاد دارند، آن ها همانند بودایی ها عبادت می کنند و برای کشته ها مراسم مذهبی برگذار می نمایند...
 
تمامی این توصیفات می توانند اشاره ای به چینی ها داشته باشند. 
 
کپی‌برداری و نقل تمام یا قسمتی از این مطلب به هر شکل (از جمله برای همه نشریه‌ها، وبلاگ‌ها و سایت های اینترنتی) بدون ذکر منبع و نام نویسنده، ممنوع و حرام است و پی گرد قانونی دارد.
 
 

 

1 بار پسندیده شده

نظر دادن

* توجه:
نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نمی‌شود.

2 نظرها

  • رضا
    چهارشنبه, 28 مرداد 1394 ساعت 00:00 ارسال شده توسط رضا

    سلام. بخش اول عالی بود... فقط تناقض در مورد Race ها زیاده و حتی با خوندن این متن گیج تر شدم ... داشتم مطلب یه وبلاگر رو میخوندم: http://politones.blogspot.co.uk/2012/04/mass-effect-israeli-palestian-conflict.html نویسندش یه جا به نقل از دوستش یه جمله نوشت که تناقضات رو برام برطرف کرد
    He proposed that reason that the developers mixed the themes around was to throw the consumer off. By juxtaposing opposing themes it allowed for the viewer to see the content for it's true substance matter, removing one's preconceived notions and bias.
    المان Race های مختلف رو جوری با هم ترکیب کردن که به راحتی نشه تشخیص داد و با این کار جلوی پیش قضاوتی رو گرفتن ... در مورد آساری ها هم صحبت
    نکردید.. چرا همشون زنن؟!
    -------------------------
    سلام
    این همه توضیحات و تفکیک ها شما رو گیج کرد؟ تعجب می کنم! درمورد آساری ها هم تو یکی از متن ها توضیح دادم.
    ممنون

  • کیوان
    پنج شنبه, 16 بهمن 1393 ساعت 17:00 ارسال شده توسط کیوان

    بازم اول!!
    بازم مثل همیشه نقدتون عالی میشه
    البته من شعر گفتنم خوب نیست!!اماشخصیتهاش زشت وداغونن کی حاضره اینو بازی کنه من که دو ساله به قصدبازی موس دستم نگرفتم رغبت نمی کنم!

ارسال مطلب به ما

برای ارسال مطلب جهت انتشار در قسمت "به قلم دوستان" در وب سایت لطفاً مطلب خود را در قالب نرم افزار word همراه با ذکر نام و شماره تماس به نشانی پست الکترونیکی author@vgpostmortem.ir  ارسال نمائید.

جهت دریافت خبر نامه پست الکترونیکی خود را وارد نمایید.

آمار بازدید

02049205
امروز
دیروز
این هفته
هفته گذشته
این ماه
ماه گذشته
مجموع
3156
3297
16404
1798557
97684
91760
2049205