هَٰذَا مِن فَضْلِ رَبِّي
2295 دفعه خوانده شده کد مطلب : 16286

تحقیق درمورد برخی حقایق موجود در داستان آلیس در سرزمین عجایب

بسم الله الرحمن الرحیم
توهم ادیبانه ای که ادبیات کودکان شد


شاید خیلی از افراد، برای لحظه ای در زندگی عادی خود، گرفتار توهم شده و آن را تجربه کرده باشند. توهم در معنای علمی، به حالتی از تغییر سطح هشیاری اطلاق می شود که در آن فرد، موضوعاتی را احساس و ادراک می‌کند که واقعیت خارجی ندارند، ولی وی آن ها را واقعی می‌پندارد و بر واقعی بودن آن ها اصرار دارد.
توهم، به دلایل مختلفی ممکن است بروز پیدا کند؛ اکثر توهم ‌ها ناشی از وجود برخی از اختلالات خاص روانی هستند و در واقع وجه مشخصه این دسته از اختلالات به شمار می‌روند. مثل اسکیزوفرنی که در آن فرد با مشکلات شدید روانی و کناره گیری شدید از واقعیت گریبانگیر است.
البته مصرف برخی مواد و داروها نیز می‌تواند توهم زا باشد. دسته‌ای از مواد مخدر با حالاتی از توهم همراه هستند و سوء مصرف آن ها اختلالات توأم با توهم را موجب می‌شوند. مصرف برخی از گیاهان مانند مسکالین نیز با توجه به نوع ترکیباتی که در خود دارند، می تواند در فرد ایجاد توهم کند.
فرد متوهم در دنیایی گرفتار می شود که در آن همه چیز به شدت حالتی تهدید آمیز داشته و یا به عکس، زمینه هر گونه خلاقیت و پیشرفتی در آن فراهم می شود.
با این مقدمه کوتاه، در ادامه نگاهی به داستان "آلیس در سرزمین عجایب" خواهیم داشت تا ببینیم نقش توهم در شکل گیری دنیای سرزمین عجایب تا چه اندازه بوده و اصلاً چنین فرضیه ای قابل اثبات است یا نه؟
داستان آلیس در سرزمین عجایب در سال 1865، توسط استاد ریاضیات کالج کرایست چرچ دانشگاه آکسفورد، چارلز لوتویج داجسون (Charles Lutwidge Dodgson) با نام مستعار لوئیس کرول (Lewis Carroll) به رشته تحریر درآمد. داجسون علاوه بر اشتغال به ریاضیات، به کارهایی نظیر خدمت در مقام کشیش، عکاس و نویسندگی نیز مشغول بود و جالب تر اینکه وی بیشتر به واسطه خلق آثار ادبی شناخته شده تا یک ریاضیدان.
ماجرای شکل گیری داستان آلیس هم در نوع خودش جالب و شنیدنی است:
گفته شده که در ژوئیه سال ۱۸۶۲، طی سفری با قایق روی آیسیس (بخشی از رود تیمز) که از پل فولی در آکسفورد تا گادستو ادامه داشت، آلیس پلیزنس لیدل (Alice Pleasance Liddel) ده ساله از آقای داجسون که همراه او و خواهرانش (ادیث هشت ساله و لورینای سیزده ساله) در قایق سوار است، درخواست می کند تا برای سرگرم کردن آن ها داستانی برایشان تعریف کند.
در حالی که کشیش رابینسون داکوُرث پارو می زد، داجسون با تعریف داستان شگفت انگیز دخترکی به نام آلیس و ماجراهای او پس از افتادنش در یک سوراخ خرگوش، خواهران لیدل را مجذوب کرد. داستان به قدری برای آلیس لیدل جذاب بود که از آقای داجسون خواست تا آن را برایش بنویسد. داجسون قول این کار را به آلیس داد اما تا چند ماه بعد به سراغ نوشتن داستان نرفت. سرانجام در نوامبر ۱۸۶۴، داجسون نسخه دست نویس "ماجرا های آلیس در زیرِ زمین" را برای آلیس لیدل آماده کرد.

در این زمان، داجسون تصمیم گرفته بود که داستان را برای انتشار بازنویسی کند. در بهار ۱۸۶۳ او ماجراهای آلیس در زیرِ زمین را برای دوستش جرج مک دونالد فرستاد. فرزندان مک دونالد داستان را خواندند و عاشقش شدند. احتمالاً بازخوردی که داجسون از فرزندان مک دونالد گرفت، او را ترغیب کرد تا ناشر مناسبی پیدا کند. داجسون ماجراهای آلیس در سرزمین عجایب را با نام لوئیس کارول و با تصاویری از جان تنی یِل در۲۶ نوامبر ۱۸۶۵ توسط انتشارات مک میلان منتشر کرد.
این روایتی است که به عنوان سرمنشاء شکل گیری داستان فوق العاده پیچیده آلیس در سرزمین عجایب نقل شده است.
پیش از اینکه به تجزیه و تحلیل این روایت بپردازیم و ابعاد مختلف و حقایق آن را مورد نقد و بررسی قرار دهیم، لازم است تا ابتدا با داستان آلیس و عناصر موجود در آن آشنا شویم. به این منظور، از آخرین فیلم ساخته شده از این اثر توسط تیم برتون (Tim Burton) استفاده کرده و با کمک فاکتورهای موجود در آن، به تحلیل داستان می پردازیم...
داستان با نمایش کودکی آلیس 7 ساله آغاز می شود. زمانی که او با کابوسی تکراری از خواب بیدار شده و پدرش سعی در آرام کردن وی دارد.

10

کابوس آلیس به روایت خودش اینچنین توصیف می شود:
- من افتادم پايين يه گودال تاريك. بعدش موجودات عجيبي ديدم.
- پدر: چه جور موجوداتي؟
- آلیس: خب، يه پرنده دودو، يه خرگوش با جليقه و يه گربه كه مي خنديد.
- پدر: نميدونستم گربه‌ها بلدن بخندن!
- آلیس: منم نميدونستم. و يه كرم ابريشم آبي.
- پدر: كرم ابريشم آبي؟
...

09

شخصیت کلاه دوز را می توان انعکاسی از شخصیت آلیس دانست

در این کابوس تکراری (به قول خود داستان)، آلیس پس از سقوط درون یک گودال، با موجودات عجیبی روبرو می شود که ظاهری حیوانی، ولی رفتاری انسانی دارند!
سپس داستان به 13 سال بعد رفته و آلیس 20 ساله را در حال رفتن به یک میهمانی رسمی به تصویر می کشد. شخصیتی که از وی در سن 20 سالگی تصویر می شود، شخصیتی خام، بی قید، فراری از قوانین عرف و تا حدی گرفتار در دنیای کودکی است.
آلیس در این میهمانی در شرایطی ویژه قرار گرفته و ناگهان با خواستگاری غافلگیرانه پسر یکی از اشراف زاده ها مواجه می شود. فشار روانی حاصل از این اتفاق و عدم پذیرش موقعیت فعلی توسط آلیس، موجب می شود تا یکبار دیگر کابوس های دوران کودکی (و تمام دوران زندگی وی) به سراغش آمده و او را با خود همراه کند.

02

او در این میهمانی، به یکباره متوجه حضور خرگوش سفید جلیقه پوش شده و در حال تعقیب وی، ناگهان به درون گودال کابوس هایش سقوط می کند.
در اینجا فرضیه ای مطرح است... اینکه آیا آلیس واقعاً وارد گودال شده یا اینطور تصور می کند؟
برای روشن شدن موضوع، لازم است تا اشاره ای به یکی از مباحث علمی و روانشناختی داشته باشیم که در آن شرح داده می شود که چگونه افراد، تحت فشارهای روانی بالا با خلق دنیایی خیالی در ذهن و انتقال خود به آنجا سعی در کاستن این فشار روانی و فرار از آن دارند.
بله، اینطور به نظر می رسد که چنین شرایطی برای آلیس داستان هم پیش آمده و فشار روانی حاصل از غافلگیری خواستگاری و ازدواج، وی را وادار به خلق دوباره دنیای کابوس هایش کرده و اینبار به قدری در تحقق این امر قوی عمل کرده که دنیای کابوس و واقعیت با یکدیگر تلفیق و عملاً در هم تندیده شده اند، به گونه ای که تشخیص مجاز و واقعیت برای وی غیر ممکن شده است.

01

آلیس وارد دنیای پایین گودال شده و در اولین قدم، با مشکل سایز مواجه می شود. او بیش از اندازه برای عبور از در اصلی و ورود به سرزمین عجایب بزرگ است! اما برای این موضوع هم راه حلی وجود دارد؛ نوشیدن مایع درون یک بطری، قد آلیس را کوچک و خوردن کیکی خاص، قد وی را بلند می کند.
در اینجا شاید بتوان مدل گرفتاری آلیس (مشکل ابعاد) را به نوع دیگری هم تعبیر کرد. مشکلی روانی که توضیح می دهد در این مکان، آلیس در واقع با نوعی اختلال دید مواجه شده است. نوعی بیماری که بعدها از روی همین بخش از داستان به عنوان "سندرم آلیس در سرزمین عجایب" نام گرفت. افراد مبتلا به این بیماری توانایی تشخیص اندازه واقعی اشیاء را نداشتند و اجسام را بزرگتر و یا کوچک‌تر از آنچه هستند، مشاهده می‌کنند. درست نظیر اتفاقی که برای آلیس در سرزمین عجایب هم روی می دهد.

06

آلیس، بالاخره وارد سرزمین عجایب می شود و در اولین برخورد، با دوقولوها، خرگوش جلیقه پوش و... مواجه می شود. دیالوگی که در این زمان میان موجودات این سرزمین رد و بدل می شود هم جای تأمل دارد:
- تو يه آليس اشتباهي آوردي.
- اون خودشه، من مطمئنم.
- اون آليس اشتباهيه.
- بهش يه فرصتي بدين.
- من كه قانع نشدم.
- اين بجاي تشكرته؟ من دو هفتس كه دنبال آليس‌ها مي گردم. يكي بعد از ديگري. جونوراي ديگه تقريباً داشتن منو ميخوردن... ميتونين تصور كنين، اون ها كاملاً لخت بودن و در محل‌هاي عمومي نجاست ميكردن
من مجبور بودم كه رومو برگردونم.
- اون اصلاً شبيه آليس نيست. چون اون آليس اشتباهيه. اگه بود، ممكن بود، اگه نباشه، خب نيست. اما اگه بود، ميشد، اما نيست، به هيچ وجه.
آلیس اشتباه!! چرا این موجودات معتقد بودند که ممکن است آلیس اشتباهی، وارد سرزمین عجایب شده باشد؟ مگر چند آلیس وجود داشته؟
"من دو هفتس که دنبال آلیس ها می گردم"!
از برآورد این دیالوگ ها، می توان اینطور نتیجه گرفت که آلیس نام فرد خاصی نیست و پای آلیس های زیادی به عنوان منجی آینده سرزمین عجایب در میان است!

07

گزارشی که خرگوش برای یافتن آلیس می دهد هم بسیار جالب توجه است:
- جونوراي ديگه تقريباً داشتن منو ميخوردن... ميتونين تصور كنين، اون ها كاملاً لخت بودن و در محل‌هاي عمومي نجاست مي كردن. من مجبور بودم كه رومو برگردونم.
به نظر شما این ها توصیفات شرح بازدید از یک تیمارستان با بیماران روانی درون آن نیست!
آلیس برای شناسایی اصالتش، نزد کرم ابریشم خردمند (آبسولوم) سرزمین عجایب می رود و او با نشان دادن لوح پیشگویی (اوراکلوم) و اشاره به روز باشکوه (روزی که منجی، سرزمین را نجات می دهد)، وی را تست می کند. اما در این بین، اتفاق غیر منتظره ای رخ داده و آلیس مجبور به فرار می شود و در ادامه با شخصیت کلاهدوز دیوانه برخورد می کند.

08

شاید این دیالوگ ها اشاره ای به پایان دوره درمان آلیس باشند

شخصیت کلاهدوز هم در نوع خودش جالب و قابل بررسی است:
در مورد ماهیت چنین شخصیتی اینطور توضیح داده می شود که در زمان‌های قدیم کلاهدوزها در ساختن کلاه، از جیوه استفاده می‌کردند و بر اثر تنفس بخار جیوه دچار مسمومیت جیوه می‌شدند. مسمومیت جیوه باعث آسیب عصبی مثل نامفهوم سخن گفتن و تاری دید می‌شود.
لوئیس کرول در نزدیکی استاکپورت بزرگ شده بود؛ جایی که کلاهدوزی شغل افراد زیادی از مردم بود و دیدن کلاهدوزهای سردرگم و آشفته برای وی غیر عادی نبود. لذا به نظر می رسد که این شخصیت هم از دنیای واقعی اطراف کرول به این داستان راه پیدا کرده باشد.
رنگ موی نارنجی او هم نشانه مسمومیت با جیوه‌ است. جانی دپ، درباره شخصیت کلاهدوز گفته:
- فکر می‌کنم که او خیلی شدید مسوم شده و این مسمومیت به مو، انگشتان و چشم‌هایش هم رسیده ‌است.
در داستان، گربه چشایر، کلاهدوز و خرگوش را دیوانه خطاب می‌کند. شخصیت کلاهدوز مثل بچه هاست، یک لحظه عصبانی و لحظه بعد خوشحال است.

13

کلاهدوز روی کلاه خود برچسبی با علامت 6/10 دارد. در داستان گفته شده که این اعداد به معنی اتیکت قیمت کلاه و نشان قیمت آن، یعنی 10 شلینگ و شش پنس است. اما در پشت این اعداد و تفسیرها، راز دیگری نهفته است. از آنجا که داجسون ریاضیدان بود، باید ریشه ترکیبی این عدد را در ریاضیات هم مورد بررسی قرار داد تا از مفهوم اصلی داجسون مطلع شد.
اگر این عدد را 106 ببینیم، آنوقت به عددی به نام مگا خواهیم رسید. مگا یکی از پیشوندهای SI است که برابر است با ‎ 106 که این عدد میلیون هم نام دارد و علامت اختصاری آن در سیستم متریک M است.
متوجه نمادسازی داجسون در این بخش شدید؟ بله، او با زیرکی تمام حرف M را به وسیله اعداد در کلاه، کلاهدوز قرار داده که اشاره ای به کلمه Mad به معنای دیوانه دارد و به نوعی دیوانه بودن وی را تأیید می کند (در ادامه خواهید دید که ارتباط این شخصیت با شخصیت آلیس در دنیای خارج از سرزمین عجایب چیست)

12

کلاهدوز ماجرای درگیری ملکه قرمز و ملکه سفید را برای آلیس تعریف می کند و از پیشگویی ها برای حضور وی در سرزمین عجایب و درگیری او با جبرواک (The Jabberwock) اژدهای خطرناک تحت فرمان ملکه قرمز را شرح می دهد.
در ادامه، آلیس به قصر ملکه قرمز راه پیدا می کند و با او و دیوانگی هایش آشنا می شود. او درون قصر، موفق می شود تا شمشیر افسانه ای ورپال که برای نبرد پایانی نقشی تعیین کننده دارد را یافته و پس از فرار از قصر، خود را برای نبرد با اژدهای تحت کنترل ملکه قرمز، آماده کند.
در نهایت، روز موعود (روز باشکوه) فرا می رسد و دو ملکه قرمز و سفید جلوی یکدیگر صف آرایی می کنند. جنگ سختی میان آن دو آغاز می شود و آلیس با جبرواک درگیر شده و سرانجام او را می کشد.

04

در زمان رویارویی آلیس و جبرواک، دیالوگی وجود دارد که باید به آن توجهی ویژه داشت:
- پس دشمن قديمي من، يبار ديگه در ميدان نبرد همديگه رو ديديم.
- آلیس: ما هرگز همديگه رو نديديم.
- جبرواک: تو نه، موجود ناچيز، دشمن قديمي من، شمشير بُران.
در اینجا تئوری وجود آلیس های متعدد یکبار دیگر به شکل جدی تری مطرح می شود. کاملاً روشن است که پیش از این نبرد، آلیس های دیگری با کمک شمشیر بران به جنگ جبرواک آمده اند. حالا نتیجه چه بوده، معلوم نیست. اما سوال مهم، این است که این آلیس ها که بوده اند و چه بر سرشان آمده؟ موضوعی که شاید هیچوقت پاسخی برای آن پیدا نشود!
ملکه قرمز به همراه مشاورش دستگیر شده و به دستور ملکه سفید از سرزمین عجایب تبعید می شوند و آلیس به نشانه تشکر، مقداری از خون جبرواک را دریافت کرده و با نوشیدن آن به دنیای واقعی بازمی گردد.
در دنیای واقعی، مدت زمان زیادی از غیبت آلیس سپری نشده و هنوز مراسم جشن برپاست (چیزی شبیه به تئوری دنیاهای موازی موجود در سری بازی های سایلنت هیل) اما شخصیت و روحیات آلیس در دنیای واقعی به یکباره دچار تغییراتی اساسی شده و از یک شخصیت سست و شکننده به شخصیتی قوی و مصمم تغییر ماهیت می دهد!

05

باز هم شباهتی دیگر میان کلاهدوز و آلیس!

او در دنیای واقعی، به یکباره تصمیماتی اساسی گرفته و بلافاصله آن ها را با دیگران در میان می گذارد و در نهایت با بستن قراردادی تجاری با شریک پدرش، به عنوان کارآموز شرکت وی، سفری دریایی را آغاز می کند! (این سفر را می توان پایان توهمات آلیس و بازگشت او به دنیای واقعی دانست)
با توجه به مسائل ذکر شده در بالا و در یک جمع بندی کلی، به نظر می رسد که شخصیت اصلی داستان (آلیس) در دنیای واقعی، در یک تیمارستان روانی بستری باشد و فشار حاصل از درمان های وی، منجر به بروز توهم شکل گیری سرزمین عجایب و موجودات درون آن شده باشد.

14

در واقع، اینطور به نظر می رسد که خواننده داستان، در حال مرور توهمات این شخص (آلیس) در زمان بستری بودن وی در یک تیمارستان روانی است. موضوعی که ظاهراً در دوران کودکی آلیس اتفاق افتاده و پس از ادامه کابوس های وی در سن 7 سالگی، شاید مقدمات بستری شدن وی در تیمارستان را فراهم آورده باشد.
شخصیت های درون سرزمین عجایب هم به نظر انعکاسی از شخصیت های واقعی اطراف آلیس هستند. این موضوع به خوبی در فیلم تیم برتون نمود پیدا کرده و قابل درک است.

03

حالا زمان آن رسیده که به ماجرای چگونگی شکل گیری داستان آلیس بازگردیم آن را با نگاهی موشکافانه تر بررسی کنیم:
در روایت ذکر شده، اینطور ادعا شده بود که داجسون این داستان را روی قایقی تفریحی برای سرگرم کردن سه دختربچه تعریف کرده است! با توجه به پیچیدگی ها، استعاره ها و نمادسازی های عجیب و غریب موجود در داستان آلیس، آیا این موضوع منطقی است که باور کنیم چنین داستانی در لحظه و بدون پیش زمینه ذهنی ساخته شده است؟
به طور حتم چنین چیزی غیر ممکن و غیر منطقی است و نمی توان آن را پذیرفت. خب، پس این داستان چگونه و بر چه اساسی در ذهن داجسون شکل گرفته بوده؟
در اسنادی که سال ها پس از مرگ داجسون منتشر شدند، چند نکته بسیار مهم وجود داشتند که می تواند ما را به نحوه شکل گیری داستان آلیس نزدیک نماید.
1- لوئیس کرول، خود به بیماری "سندرم آلیس در سرزمین عجایب" مبتلا بود، اما به آن واقف نبود تا سرانجام روانپزشک انگلیسی جان تاد موفق به شناسایی و کشف بیماری وی شد.
2- در زمان کارول، تریاک، مخلوط افیون نامیده می‌شد و بسیاری از مردم، حتی برای کاهش دردهای کوچک، از جمله سردرد، از آن استفاده می‌کردند. داجسون از میگرن بسیار شدید رنج می‌برد. بنابراین، بسیاری اعتقاد دارند که وی در آن زمان برای تسکین درد میگرن خود، از مخلوط این افیون استفاده می‌کرد. به علاوه، این نویسنده از دوران کودکی دچار لکنت زبان بود که به شدت موجب نگرانی او می شد. این ماده مخدر به کرول کمک کرد تا با پیچیدگی های روانی خود مقابله نماید. او را آرام می‌کرد و همچنین به او اعتماد به نفس می‌داد. دلیل واقعی آن هر چه باشد، از یک موضوع اطمینان داریم: کرول تحت تأثیر مواد مخدر قرار داشت.

11

3- کرول در شخصیت‌پردازی‌های داستانش از شخصیت‌هایی که در زندگی واقعی‌اش می‌دید، الهام می‌گرفت. برای مثال، طوطی استرالیایی در داستان آلیس در سرزمین عجایب لکنت زبان دارد که یادآور خواهر کوچکتر آلیس لیدل است (موضوعی که در مورد آلیس در داستان هم صدق می کند). همچنین شخصیت کلاهدوز هم ریشه در واقعیت زندگی داجسون دارد.
حالا با توجه به این شواهد و مدارک موجود در مورد داستان، می توان این فرضیه را با قدرت بیشتری مطرح کرد که:
داستان آلیس در سرزمین عجایب ماجرای دختری روانپریش در آسایشگاه روانی است که توسط فردی با سابقه بیماری روانی و معتاد به مواد مخدر خلق شده است (شاید بتوان خرگوش سفید را نمادی از ماده مخدر دانست، از همین رو است که دنبال کردن آن باعث ورود به سرزمین عجایب می شود).
در واقع می توان آلیس را به نوعی بازتاب شخصیت داجسون در قالب داستانی خیالی و ماخولیایی دانست که عده ای بنا به دلایلی به عمد، سعی در فرافکنی ماجرای اصلی و پنهان داشتن راز شکل گیری آن دارند. حال ببینید که چه کسانی و چگونه ما را سرگرم می کنند!
* نکته: داستان آلیس در سرزمین عجایب دارای نکات مهم فلسفی، نمادشناسی و استراتژیک است که ان شاءالله در مقاله ای دیگر به صورت جداگانه به آن ها خواهم پرداخت.

کپی برداری و نقل تمام یا قسمتی از این مطلب به هر شکل (از جمله برای همه نشریه‌ها، وبلاگ‌ها و سایت های اینترنتی) بدون ذکر منبع و نام نویسنده، ممنوع و حرام است و پی گرد قانونی دارد.

1 بار پسندیده شده

نظر دادن

* توجه:
نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نمی‌شود.

7 نظرها

  • من دیوانه نیستم
    دوشنبه, 15 شهریور 1395 ساعت 21:43 ارسال شده توسط من دیوانه نیستم

    نه شما اشتباه میکنید واندرلند کاملا واقعیه و وجود داره اینکه میگن الیس توهم زده اشتباهه اونا فکر میکنن شخصیت الیس توهم زده بوده همه باید اینطوری فکر کنن تا واندرلند همیشه مخفی بمونه واندرلند جای هرکسی نیست هر کسی لیاقت دیدن اونجا رو نداره!
    ---------------------
    چطوری به این نتیجه رسیدید؟!!!!!!

  • علی فتح ابادی
    چهارشنبه, 26 خرداد 1395 ساعت 17:17 ارسال شده توسط علی فتح ابادی

    تشکر بسیار بابت تحلیل زیبایتان
    در صورت امکان،لطفا گذری به دو بازی
    American mcgees alice و alice madness returns هم داشته باشید.
    از داستانی بمراتب سیاه تر در مقایسه با داستان رمان اصلی برخوردارند و بطور کلی نیز بر روی تعوری روانپریشی و بستری بودن الیس در تیمارستان سوار هستند.
    ----------------------
    سلام
    نقد و بررسی این بازی ها ان شاءالله در قسمت بعد مقاله انجام خواهد شد. ممنون از شما

  • محسن عسگری سابق
    دوشنبه, 24 خرداد 1395 ساعت 16:55 ارسال شده توسط محسن عسگری سابق

    باسلام و احترام
    جا داره یک خدا قوت به شما عرض کنم جناب بلالی
    واقعاً چه مسائلی که در پشت پرده داستانها و قصه ها قرار داره و ما ازش بی خبریم.
    از شما ممنونم که باعث آگاهی مردم میشید ولی ای کاش ....

  • hkg
    شنبه, 22 خرداد 1395 ساعت 19:01 ارسال شده توسط hkg

    زودتر قسمت بعدیشا بنویسید

  • سعید
    جمعه, 21 خرداد 1395 ساعت 19:55 ارسال شده توسط سعید

    خیلی ممنون

  • amin
    پنج شنبه, 20 خرداد 1395 ساعت 11:04 ارسال شده توسط amin

    سلام مثل همیشه عالی بود.
    اگه میشه در مقاله بعدی به این موضوع که چرا هر مدت یکبار یک فیلم از روی الیس ساخته میشه اشاره کنید البته بتمن و مردعنکوتی هم تجدید ساخت میشن

  • محمد جواد
    پنج شنبه, 20 خرداد 1395 ساعت 09:42 ارسال شده توسط محمد جواد

    ممنون بسیار عالی بود

ارسال مطلب به ما

برای ارسال مطلب جهت انتشار در قسمت "به قلم دوستان" در وب سایت لطفاً مطلب خود را در قالب نرم افزار word همراه با ذکر نام و شماره تماس به نشانی پست الکترونیکی author@vgpostmortem.ir  ارسال نمائید.

جهت دریافت خبر نامه پست الکترونیکی خود را وارد نمایید.

آمار بازدید

02049207
امروز
دیروز
این هفته
هفته گذشته
این ماه
ماه گذشته
مجموع
3158
3297
16406
1798557
97686
91760
2049207